مدار فرمان و قدرت راه اندازی موتور سه فاز آسنکرون به صورت چپ گرد-راست گرد با توقف حفاظت شده



وسایل و ابزار مورد نیاز



نقشه مدار فرمان و قدرت



-مدار فرمان راه اندازی موتور سه فاز به صورت چپ گرد-را ست گرد با توقف حفاظت شده




شکل(1)



- مدار قدرت راه اندازی موتور سه فاز به صورت چپ گرد-را ست گرد با توقف حفاظت شده



 شکل(2)

 




شرح مدار



اگر شستی های I ,II فشار داده شوند کنتا کنور های K1M,K2M برای یک لحظه کوتاه در مدار قرار می گیرند. این شرایط در مدار موجب اتصال کوتاه دو فاز می شود. برای رفع این مشکل شستی ها به صورت دوبل به کار برده می شوند تا امکان به وجود آمدن هیچ گونه اتصال کوتاهی وجود نداشته اشد. اصطلاحا به این حالت مدار چپ گر-راست گرد مدار حفاظت شده ی کامل می گویند.



در مدار شکل(1) با فشار دادن شستی I تیغه ئ باز آن بسته و مسیر تغذیه کنتاکتور K1M برقرار می شود. در همین لحظه تیغه بسته K1M در مسیر بوبین کنتاکتور K2M باز شده و مانع رسیدن جریان به بوبین K2M می شود. سپس تیغه ی باز K1M که خود نقش خود نگهدار دارد و به صورت موازی با شستی های K1M,K2M قرار گرفته است بسته شده و تغذیه K1M پایدار می شود.

در این شرایط اگر بر شستی II فشار داده شود جهت موتور عوض نمی شود . برای عوض کردن جهت موتور باید ابتدا مدار را توسط شستی O قطع کنیم و سپس شستسی II را بفشا ریم . 

وقتی شستی II را فشار دهیم تیغه باز آن مسیر تغذیه K2M را برقرار می سازد و در همین لحظه تیغه بسته K2M در مسیر بوبین کنتاکتور K1M قرار دارد باز شده و مانع رسیدن جریان می شود.

سپس تیغه باز K2M که نقش خود نگهدار را دارد بسته شده و تیغه کنتا کتور K2M پایدار می شود. در حالت خاموش بودن مدار اگر شستی های I,II را به طور همزمان فشا ر دهیم از آنجایی که تتیغه های باز تغییر وضعیت می دهند تیغه های بسته ی هر دو شستی I,II که در سر راه تغذیه کنتا کتورهای K1M,K2M قرار دارند به طور همزمان در مدار قرار می گیرند و مدار به طور کامل در مقابل اتصال د و فاز محافظت می شود.





بررسی مدار قدرت



با بررسی مدار قدرت نشان داده شده در شکل(2) می توان دریافت که کنتا کتور K1M به عنوان کنتا کتور راست گرد و کنتا کتورK2M در نقش کنت اکتور چپ گرد در مدار استفاده شده است. زیرا با بسته شدن تیغه های کنتا کتور K1M جریان سه فاز L1,L2,L3 به ترتیب به سر های U1,V1,W1 موتور می رسد. در این شرایط موتور در جهت راست گرد کار می کند.



هرگاه کنتاکتور K2M در مدار قرار گیرد جای دو فاز L1,L3 به وسیله کنتاکتور K2M در مسیرU1,W1 عوض می شود و در نتیجه موتور به صورت چپ گرد کار می کند.
 


2-

مدار فرمان و قدرت راه اندازی موتور سه فاز آسنکرون به صورت ستاره-مثلث دستی



وسایل و ابزار مورد نیاز



 

نقشه مدار فرمان وقدرت



- مدار فرمان راه اندازی موتور سه فاز آسنکرون روتور قفسی به صورت ستاره- مثلث دستی

شکل(3)

- مدار قدرت راه اندازی موتور سه فاز موتور سه فاز آسنکرون روتور قفسی به صورت ستاره- مثلث دستی



شکل(4)

شرح مدار

همانطور که در مدار شکل (3) مشاهده می کنید مدار مربوط به راه اندازی موتور سه فاز آسنکرون می باشد.

حال اگر با وصل شستی استارت I جریان اطریق کنتاکتهای بسته ی استپ02 و بسته K3M به بوبین کنتاکتور K1M می رسد. پس از مغنا طیس شدن هسته تیغه ی باز K1M که در مسیر(2) قرار دارد بسته می شود و همزمان در یک لحظه : 

- تیغه ی K1M که در مسیر کنتاکتور K3M وجود دارد باز می شود و از رسیدن جریان به بوبین کنتاکتور K3M و همزمانی کنتاکتور های ستاره و مثلث جلو گیری می کند.

- جریان به بوبین کنتاکتور K2M می رسد و در نتیجیه تیغه ی باز آن که در مسیر بوبین K3M است بسته می شود و نقش تیغه خود نگهدارنده را خواهد داشت.

- از لحطه ای که دست را از روی شستی I بر می داریم جریان از طریق تیغه ی باز K2M که به صورت موازی با تیغه ی باز K1M به بو بین کنتاکتور K1M می رسد.

دو کنتاکتور K1M,K2M در مدار قرار دارند و موتور به صورت ستاره کار مکند. با فشار بر شستی استپ 02 مسیر جریان بوبین کنتاکتور K1M قطع می شود .

در نتیجه علاوه بر این که کنتاکتور K2M وصل می ماند جریان از تیغه ی بسته K1M به بو بین کنتاکتور K3M نیز می رسد. 

برای بالا بردن درجه حفا ظت تیغه ی بسته K3M در مسیر کنتاکتور K1M قرار می گیرد تا پدیده ی همزمانی اتفاق نیا فتد. 

از این لحظه به بعد دو کنتاکتور K2M,K3M در مدار هستند و موتور به حالت ستاره کار می کند.



 


+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در شنبه یازدهم شهریور 1391 و ساعت 3:39 |

مدار فرمان و قدرت راه اندازی موتور سه فاز آسنکرون به صورت ستاره-مثلث اتو ما تیک



وسایل و ابزار مورد نیاز

 

- مدار فرمان راه اندازی موتور سه فاز آسنکرون روتور قفسی به صورت ستاره- مثلث اتو ماتیک


شکل (5)



- مدار قدرت راه اندازی موتور سه فاز آسنکرون روتور قفسی به صورت ستاره- مثلث اتو ماتیک

 

شکل (6)

شرح مدار



نحوه عملکر د مدار فرمان شکل (5) تا حدود زیادی شبیه حالت ستاره- مثلث دستی است. تنها تفاوت آن در مسیر کنتاکتور K1M است. در این مدار با فشار بر شستی استارت I جریان از طریق تیغه ی بستهK3M و کنتاکت بسته ی تایمر K1T به بو بین K1M می رسد. 

در نتیجه پس از مغنا طیس شد ن بوبین جذب کنتاکتور K1M تیغه ی باز که در مسیر بو بین کنتاکتور K2M بسته می شود و کنتاکت بسته ی K1M در مسیر بو بین کنتاکتور بو بین کنتاکتور K3M باز می شود.

کنتاکتورهای K1M,K2M و تایمرK1T در مدار قرار می گیرند و موتور به حالت ستاره راه اندازی می شود. پس از طی زمان تنظیم شده برای تایمر K1T تیغه ی بسته آن که در مسیر کنتاکتور K1M قرار دارد باز شده وسبب می شود تا مسیر عبور جریان بو بین کنتاکتور K1M قطع شود. در نتیجه تیغه ی بسته K1M که در مسیر بوبین K3M قرار دارد بسته می شود و کنتاکتور K3M در مدار قرار می گیرد و جذب می شود.

در این شرایط موتور از حالت ستاره به مثلث تغییر حالت می دهد. برای قطع جران کل مدار از شستی استپ 0 می توان استفاده کرد.

نقشه مدار قدرت ستاره-مثلث اتوما تیک مشابه حالت ستا ره مثلث دستی است. این نقشه را در شکل (6) مشاهده می کنید.

+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در شنبه یازدهم شهریور 1391 و ساعت 3:36 |

مقدمه :

PLC ساختار

به معنای کنترل کننده منطقی قابل برنامه programable logic control از عبارت PLCکنترل کننده ای نرم افزاری است که در قسمت ورودی PLC . ریزی گرفته شده است

اطلاعاتی را به صورت باینری یا آنالوگ دریافت و آنها را طبق برنامه ای که در

 حافظه اش ذخيره شده است پردازش می نماید و نتيجه عمليات را نيز از

 قسمت خروجی به صورتPLC فرمانهایی به گيرنده ها و اجرا کننده های

 فرمان ارسال می کند. به عبارت دیگرعبارت از یک کنترل کننده منطقی است

 که می تواند منطق کنترل را توسط برنامه برای آن تعریف نمود ودر صورت نيار

براحتی آن را تغيير داد.

قبلآ بر عهده مدارات فرمان و رله های کنتاکتوری بود که امروز استفاده از آنها

 PLC وظيفه منسوخ شده است.از اشکالات عمده این رله ها این بود که با

 افزایش این رله ها حجم و وزن مدارات فرمان بسيار بزرگ شده و قيمت آنها نيز

 افزایش مي یافت و نهایتا عيب یابي اینگونه مدارات بسيار پيچيده و زمان بر

مي گردید .

برای رفع این معظل مدارات فرمان الکترونيکی ساخته شدند که آنها نيز به

علت اینکه تک کار بودند و برای استفاده در چند مدار می بایستی تغييرات

عمده در آنها ایجاد می شد کارایی کمی داشتند.

تغيير در روند توليد یا عملکرد ماشين به راحتی صورت می گيرد زیرا PLC با

 استفاده از دیگر لازم نيست سيم کشی ها و سخت افزار سيستم کنترل

تغيير کند و تنها کافی است چند ارسال کرد تا کنترل مورد نظر تحقق یابد .

PLC سطر برنامه نوشت و به آن ارسال کرد تا کنترل مورد نظر تحقق یابد .

 

در انجام عمليات منطقی و محاسباتی و مقایسه ای و نگهداری PLC از طرف

دیگر قدرت به طراحان این امکان را PLC. اطلاعات به مراتب بيشتر از تابلوهای

فرمان معمولی است ميدهد که آنچه را که در ذهن دارند در اسرع وقت

بيازمایند .هر کس با مدارات فرمان رله ای کار کرده باشد به خوبی می داند که

 پس از طراحی تابلو اگر نکته ای از کار افتاده باشد مشکلات بسياری برای رفع

 آن پيش روست و زمان زیادی نيز صرف خواهد شد.

نسبت به مدارات کنتاکتوری موارد زیر PLC اکنون برای توجه بيشتر به تفاوت ها

 و مزایای را بر می شماریم:

موجب کاهش حجم تابلوی فرمان می گردد. PLC ١- استفاده از مخصوصآ در

فرایند های عظيم موجب صرفه جویی قابل توجهی در PLC ٢- استفاده ازهزینه

 لوازم و قطعات ميشود. استهلاک مکانيکی ندارد بنا براین علاوه بر عمر بيشتر

 نيازی به تعميرات و PLC -٣ سرویس های دوره ای نخواهد داشت .

انرژی کمتری مصرف می کند . PLC -٤ ها بر خلاف مدارات رله کنتاکتوری نویز

الکتریکی و صوتی ایجاد نمی کند PLC -٥ منحصر به یک پروسه و فرایند خاصی

 نيست و با تغييراتی در PLC ٦- استفاده از یک برنامه می توان به آسانی از آن

 برای کنترل پروسه های دیگر استفاده کرد.

 

بسيار سریع و آسان PLC -7 طراحی و اجرا ی مدارات کنترل و فرمان با

 استفاده ازاست. ٨- برای عيب یابی مدارات کنتاکتوری الگوریتم و روش

خاصی نداریم اما در عيب یابی کردن آن می SIMOULATION براحتی با

تغييرات در نرم افزار و PLC مدارات توان عيب یابی کرد..

در صنايع مختلف : PLC کاربرد های

در پروسه های مختلف صنعتی به چشم می خورد که PLC امروزه کاربرد های

فراوانی از در صنعت است .از جمله این استفاده ها می توان به موارد PLC

خود نشانگر اهميت فراوان زیر اشاره کرد:

و LIFT صنایع اتومبيل سازی شامل سوراخ کاری و پاشش رنگ و حمل موتور

􀂄. DROP

صنایع پلاستيک سازی شامل ذوب قالبگيری و دمش هوا 􀂄صنایع سنگين

شامل کوره های صنعتی کنترل دمای اتوماتيک 􀂄 صنایع شيميایی شامل

دستگاه های مخلوت شيميایی 􀂄 خدمات ساختمانی شامل آسانسور تهویه

 هوا و... 􀂄 سيستم های حمل و نقل شامل جرثقيل ها سيستم کانوایر و...

 􀂄 و...

+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در پنجشنبه دهم فروردین 1391 و ساعت 18:54 |

همانگونه که تمامي همکاران عزیز مستحضر مي باشيد امروزه با پيشترفت علم و تکنولوژيکاربرد کاميوتر در صنعت نيز نمود پيدا کرده است بدین گونه که بجاي تابلوهاي فرمان وقدرت دستگاههاي خط توليد که تماما بصورت رله کنتاکتوري ساخته مي شد و در نتيجهبراي تعميرو عيب یابي هر ایراد اولا به تجربه و شناخت کافي از تابلو نياز بود و ثانيابایستي مرحله به مرحله تمامي تابلو از طریق نقشه کنترل مي گردید تا ایراد مشخص گرددعلاوه بر اینکه مي توان plc استفاده مي گردد و بوسيله plc اما امروزه از دستگاهي بنام نمایش داد بدون نياز به نقشه و براحتي op هر ایرادي را مونيتور نموده و بر روي صفحه مي توان ایرادات دستگاه ها را در کوتاه ترین زمان ممکن مشخص و رفع عيب نمود .

قابليت اتصال انها به یکدیگر و برقراري ارتباط شبکه مي باشد که بدین plc از دیگر مزایايهاي plc وسيله مي توان از طریق یک کامپيوتر مرکزي در اتاق کنترل تمامي تجهيزات وداخل خط توليد را کنترل و مورد بررسي قرار داد که این موضوع باعث کاهش نيروي ماهردر خط توليد و افزایش دقت و راندمان تجهيزات مي گردد .

در کارخانه معظم ایران خودرو از سال ١٣٧٩ تا کنون تقریبا تمامي تجهيزات خطوط توليدسالن هاي مختلف از قبيل مونتاژ ، رنگ ، بدنه سازي ، پرس ، موتورسازي و ریخته گري گردیده است . Plc از حالت قدیمي خارج شده و مجهز به سيستم اتوماسيون صنعتي ودر این مدت روز بروز افزایش یافته و در حال گسترش plc از این رو احتياج به متخصصين نيز مي باشد .

از انجایيکه در داخل کشور این تکنولوژي و رشته فني بصورت یک رشته تخصصي در

دانشگاهها و اموزشگاههاي کشور تدریس نمي گردد و یا بصورت بسيار محدود وجود دارد

لذا بندرت شرکت ایران خودرو مي تواند کارشناسان با تجربه را در این رشته تخصصي

استخدام نماید

بنابراین بهترین گزینه آموزش افراد در داخل شرکت مي باشد که در سالهاي اخير مرکز

محترم آموزش ایران خودرو در این زمينه گامهاي اساسي برداشته و اقدام به راه اندازي

نموده است . plc آزمایشگاه

به روبروي دانشگاه تهران plc اگر دوستان و همکاران عزیز جهت خرید کتابهاي مربوط به

مراجعه نموده باشند در مي یابند که اکقریت کتابها ي نوشته شده در این زمينه مربوط به

مي باشد و کتابي که در رابطه با استفاده از Plc و شناخت قطعات داخل Plc تئوري و مفهوم

نوشته شده باشد بندرت یافت مي گردد s زیمنس سري خانواده 7 plc نرم افزار

متداول مي باشد از این s از انجایيکه در کارخانه ایران خودرو استفاده از زیمنس سري 7

بعنوان راهنماي simatic s رو نياز به یک مرجع اصلي جهت استفاده از نرم افزار 7

کارشناسان و تکنسين هاي محترم الکترونيک شرکت بيش از پيش احساس مي گردد

و مدارات منطقي و علم plc در این جزوه فرض بر این مي باشد که همکاران عزیز مفهوم

لاجيک را که در کتابهاي مختلف به تفسير آموزش داده شده است دانسته و بجهت استفاده

از این مجموعه استفاده نمایند . s سریع از نرم افزار 7

اميد است که تلاش چندین ماهه این حقير بعنوان یک مرجع مورد استفاده همکاران محترم

قرار گرفته و مفيد واقع گردد.

در پایان از همکاران و صاحبنظران این رشته بابت نواقص موجود عذر خواهي نموده و

استدعا دارم تا ضمن مطالعه این مجموعه ایرادات موجود را مشخص و نظرات خود را

براي اینجانب ارسال نمایند تا بتوانم در اسرع وقت مشکلات را برطرف و مجموعه ایي

نسبتا کامل را در اختيار همکاران عزیز قرار بدهم .

در اینجا جا دارد از تمامي همکاران عزیز و خصوصا روساي محترم اداره کل و اداره

پشتيباني تعميرات مونتاژ که در تهيه این مجموعه بنده را مورد لطف و پشتيباني خود قرار

داده اند کمال سپاسگزاري را بنماتيم .

یا تشکراحسان ایلائی

+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در پنجشنبه دهم فروردین 1391 و ساعت 18:47 |


موتور پله ای (Stepper Motor) یکی از انواع موتورهای الکتریکی است که حرکت آن کاملا دقیق و از پیش تعریف شده می باشد و با ارسال بیتهای 0,1به سیم پیچهای آن می توان آنرا حرکت داد.

  

ساختار موتور پله ای :

این موتورعموما دارای چهار قطب میباشد که سیم پیچها بر روی این چهار قطب قرار می گیرند و شما با ارسال بیتهای 0و1به این سیم پیچها در واقع میدان مغناطیسی ایجاد می کنید که این میدان باعث حرکت روتورمغناطیسی موجود در داخل موتور پله ای می شود البته میبایست این سیم پیچها را به توالی 0 و 1 کرد و گرنه موتو ر مطابق میل شما نخواهد چرخید یکی از مشخصه های این موتور

زاویه حرکت آن می باشد و هر موتوری زاویه حرکتی مخصوص به خودش را دارد مثلا اگر موتوری زاویه حرکتش 7درجه باشد این موتور در هر بار ی که سیم پیچهایش حاوی ولتاژ می شوند 7 درجه در سمت حرکت عقربه های ساعت یا خلاف جهت آن بسته به اینکه سیم پیچها با چه ترتیبی ولتاژ دار می شوند خو اهد چرخید این 7 درجه چرخش برای این موتور پله ای نمونه یک پله یا یک step محسوب می شود با این تعریف متوجه شدید که یک موتور پله ای در یک دور کامل ممکن است.،100تا 200 پله کمتر یا بیشتر بسته به نوع موتور خواهد داشت.شما حتی می توانید یک موتور پله ای را به صورت نیم پله یعنی با نصف زاویه حرکت راه اندازی کنید این موتورها به صورت میکرو پله نیز حرکت می کنند در واقع منظور حرکت خیلی ریز ودقیق است. وقتیکه شما یک موتور پله ای را از نزدیک می بینید متوجه تعدادی سیم رنگی می شوید که از موتور پله ای بیرون آمده در واقع این سیم ها هر کدام به سر یک سیم پیج متصل هستند و یک سیم بین تمام سیم ها مشترک است

نحوه کنترل

این موتور به صورت 1 بیتی یا دو بیتی حرکت می کند در حالت یک بیتی در هر لحظه تنها یک سیم پیچ پالس 1 را دریافت می کند ودر حالت دو بیتی دو سیم پیچ در هر لحظه پالس 1 را دریا فت می کنند اگر این دریافت پالس به صورت منظم و پشت سر هم انجام شو د موتور نیز به صورت صحیح به سمت جهت حرکت عقربه های ساعت یا خلاف جهت آن حرکت خواهد کرد.

بیایید نحو ه کنترل موتور پله ای را در دو حالت یک بیتی یا دو بیتی بررسی کنیم

نحوه کنترل 1 بیتی

در حالت یک بیتی اگر اول سیم پیچ 1 را تحریک کنیم .سیم پیچ 2و3و4 بدون تحریک باید باشند جهت حرکت موتور پله ای در سمت حرکت عقربه های ساعت بعد از سیم پیچ 1 نوبت سیم پیچ 2 است که تحریک شود.، و در این حالت نیز بقیه سیم پیچها بدون تحریک هستند بعد از آن نوبت سیم پیچ 3 و سپس نوبت سیم پیچ شماره 4 است دقت کنید که در هر لحظه یک سیم پیچ تحریک شو د اگر بعد از سیم پیچ 1 سیم پیچ 4 را تحریک کنیم و سپس به سراغ3و2 برویم موتور در جهت عکس عقربه های ساعت خواهد چرخید.

نحوه کنترل 2 بیتی

در حالت دو بیتی در لحظه دو سیم پیچ بار دار می شو ند مثلا اگر اول سیم پیچ 1 و2 تحریک شوند بعد سیم پیچ 2و3 سپس 3و4 ودر نهایت 4و 1 برای حرکت موتور پله ای بایست همین ترتیب را تا موقعییکه می خوا هید موتور حرکت داشته باشد ادامه دهید حال اگر این ترتیب را عوض کنید موتور در خلاف جهت فعلی حرکت می کند

   

حرکت در جهت عقربه های ساعت (تحریک 2 بیتی) 

نحوه حرکت موتورهای الکتریکی

حالا بیا یید ببینیم چه اتفاق می افتد که موتور پله ای حرکت می کند.

کلید فهمیدن اینکه موتورهای الکتریکی چگونه کار می کنند فهمیدن نحوه عملکرد آهن ربای الکتریکی است آهن ربای الکتریکی مبنای کار موتورهای الکتریکی است.

اگر سیمی حدود 10 سانتی متر بردارید و به دور میخی بپیچید و دو سر آنرا به دو سر یک باطری وصل کنید زمانیکه جریان از سیم عبور می کند یک میدان مغناطیسی در اطراف سیم ایجاد می شود و آن میخ تبدیل به آهنربا می شود این میدان تا زمانییکه جریان از سیم عبور میکند وجود دارد یعنی تا زمانییکه دو سر سیم به باطری متصل باشد و زمانییکه این اتصال قطع شود این میدان نیز از بین می رود آن سر میخ که به قطب مثبت باطری وصل شده S وسر دیگر را که به قطب منفی باطری وصل شده N می نامییم حال اگر یک آهن ربای نعلی شکل بردارید و این میخ را به صورت معلق در وسط این آهن ربا قرار دهید به طورییکه میخ کاملا افقی قرار گیرد در صورتیکه قطب N میخ در مقابل قطب N آهن ربا ی نعلی شکل قرار بگیرد

وقطب دیگر میخ نیز به همین صورت در این وضعییت میخ 180 درجه خواهد چرخد تا قطب N میخ در مقابل قطب S آهنربا و قطب S میخ در مقابل قطب N آهن ربا قراربگیرد همانطور که میدانید دو قطب متضاد همدیگر را جذب ودو قطب همسان همدیگر را دفع می کنند که حرکت میخ نیز در آهن ربای نعلی شکل به همین صورت است

حرکت موتورهای الکتریکی نیز در واقع از همین قانون پیروی می کند ما هر بار که در یک موتور پله ای یک سیم پیچ را تحریک می کنیم در واقع قطبهای N , S را در داخل موتور ایجاد میکنیم و روتور نیز مثل آن میخ و با استفاده از قانون جذب ودفع قطبها به حرکت در مآید واین حرکت همان چیزی است که ما به صورت فیزیکی از موتور مشاهده می کنیم .

+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در پنجشنبه پنجم اسفند 1389 و ساعت 2:12 |

همه چیز در مورد دیود ها(2)


- دیوداتصال نقطه ای
:
دیود های معمولی در بایاس معکوس ایجاد ظرفیت خازنی ( حدود PF ) می کنند . اگر بخواهیم دیود را در فرکانس های بالا به کار ببریم ، به علت ظرفیتخازنی در بایاس معکوس ، جریان در مدار عبور می کند.دلیل این امر این است که درفرکانس های بالا مقاومت دیود کم می شود . برای جلوگیری از این مسئله،از دیود اتصالنقطه ای استفاده می کنیم
.

- دیود زنر
:
دیود زنر ، مانند یک دیود معمولیاز دو نیمه هادی نوع P & N ساخته می شود.اگر یک دیود معمولی را در بایاس معکوساتصال دهیم و ولتاژ معکوس را زیاد کنیم ، در یک ولتاژ خاص ، دیود در بایاس معکوسنیز شروع به هدایت می کند . ولتاژی که دیود در بایاس مخالف ، شروع به هدایت می کند، به ولتاژ زنر معروف است و با تنظیم نا خالصی می توان ولتاژ شکسته شدن پیوند ها راکنترل کرد
.
ولتاژ زنر : ولتاژی که دیود زنر به ازای آن در بایاس معکوس ، هادیمی شود به ولتاژ زنر معروف است .


- دیود نوردهنده LED:
این دیود از دو نوع نیمههادی P & N تشکیل شده است . هر گاه این دیود ، در بایاس مستقیم ولتاژی قرارگیرد و شدت جریان به اندازه کافی باشد ، دیود ، از خود نور تولید می کند . نورتولید شده در محل اتصال دو نیمه هادی تشکیل می شود . نور تولیدی بستگی به جنس بهکار برده شده در نیمه هادی دارد . این لامپ چند مزایا بر لامپ های معمولی دارد کهعبارتند از
:
۱- کوچک بودن و نیاز به فضای کم

۲- محکم بودن و داشتن عمرطولانی ( حدود صد هزار ساعت کار
)
۳- قطع و وصل سریع نور

۴- تلفات حرارتیکم

۵- ولتاژ کار کم ، بین ۱.۷ ولت تا ۳.۳ ولت

۶- جریان کم حدود چند میلیآمپر با نور قابل رویت

۷- توان کم ، حدود ۱۰ تا ۱۵۰ میلی وات


دیود خازنی ( واراکتور ) :
این دیود از دو نیمه هادی نوع P & N تشکیل می شود . دیود خازنی در واقعدیودی است که به جای خازن بکار می رود و مقدار ظرفیت آن با ولتاژ دو سر آن رابطهعکس دارد.

در الکترونیک کیاز انواع دیودهایی که با ظرفیت خازنی متغیر ، دیود واراکتور (دیود واریکاپ) یا دیودتنظیمی است . مقدار این ظرفیت خازنی تابعی است از ولتاژی که به پایه های دیود میدهیم .

بطور معمول دیود واراکتور در آمپلی فایرهای پارامتری ، اسیلاتورهایپارامتری و اسیلاتور کنترل شده با ولتاژ ( یکی از اجزا اساسی حلقه قفل شده فاز ) وسینتی سایزرهای فرکانس است . ولی عمده ترین کاربرد آن در خازن کنترل شده با ولتاژاست . در بعضی موارد هم از این دیود می توان به عنوان یکسوسازی استفاده کرد
.

فتو دیود:
این دیود از دو نیمه هادی نوع P & N تشکیل می شود . با این تفاوت که محل پیوند P & N ، جهت تابانیدن نور بهآن از مواد پلاستیکی سیاه پوشیده نمی باشد ، بلکه توسط شیشه و یا پلاستیک شفافپوشیده می گردد تا نور بتواند با آسانی به آن بتابد . روی اکتر فتو دیود ها یک لنزبسیار کوچک نصب می شود تا بتواند نور تابانیده شده به آن را متمرکز کرده و به محلپیوند برساند .

دیودهای سیگنال:
این نوع از انواع دیودها برایپردازش سیگنالهای ضعیف (معمولا” رادیویی و کم جریان) تا حداکثر حدود 100 m.A کاربرددارند. معروف ترین و پر استفاده ترین آنها دیود 1N4148 است که از سیلیکون ساخته شدهاست و ولتاژ شکست مستقیم آن 0.7 ولت است
.

اما برخی از دیود های سیگنال ازژرمانیم هم ساخته می شوند، مانند OA90 که ولتاژ شکست مستقیم پایین تری دارد، (حدود 0.2 ولت). به همین دلیل از این نوع دیود بیشتر برای آشکار سازی امواج مدوله شدهرادیویی استفاده می شود
.
بصورت یک قانون کلی هنگامی که ولتاژ شکست مستقیم دیویدخیلی مهم نباشد، از دیودهای سیلیکون استفاده می شود. دلیل آن مقاومت بهتر آنها درمقابل حرارت محیط یا حرارت هنگام لحیم کاری و نیز مقاومت الکتریکی کمتر در ولتاژمستقیم است. همچنین دیود های سیلیکونی سیگنال معمولا” در ولتاژ معکوس جریان نشتیبسیار کمتری نسبت به نوع ژرمانیم دارند
.
از کاربرد دیگری که برای دیودهایسیگنال وجود دارد می توان به استفاده از آنها برای حفاظت مدار هنگامی که رله در یکمدار الکترونیکی قرار دارد نام برد. هنگامی که رله خاموش می شود تغییر جریان در سیمپیچ آن میتواند در دوسر آن ولتاژ بسیار زیادی القا کند که قرار دادن یک دیود در جهتمناسب میتواند این ولتاژ را خنثی کند
.

استفاده از دیود زنر برای تهیه ولتاژثابت دیودهای زنر
:
همانطور که قبلا” اشاره شد، از این دیودها برای تثبیت ولتاژاستفاده می شود. این نوع از دیود ها برای شکسته شدن با اطمینان در ولتاژ معکوسساخته شده اند، بنابراین بدون ترس می توان آنها را در جهت معکوس بایاس کرد و ازآنها برای تثبیت ولتاژ استفاده نمود. به هنگام استفاده از آنها معمولا” از یکمقاومت برای محدود کردن جریان بطور سری نیز استفاده می شود
.
دیودهای زنرمعمولا” با حروفی که در آنها Z وجود دارد نامگذاری می شوند مانند BZX یا BZY و … وولتاژ شکست آنها نیز معمولا” روی دیود نوشته می شود، مانند 4v7 که به معنی ۴.۷ ولتاست. همچنین توان تحمل این دیود ها نیز معمولا” مشخص است، در بازار نوع 400mW و 1.3W آن بسیار رایج است
.

روش نام گذاری دیودها
:
1» روش ژاپنی: در اینروش نامگذاری، از عدد 1 و حرف S که به دنبال آن می آید استفاده می شود. و سپستعدادی شماره خواهد آمد که مراجعه به جدول می توان مشخصات الکتریکی آن را به دستآورد در این روش، جنس و نوع دیود مشخص نمی باشد. به عنوان مثال دیود 1S3010A، دیودزنراست (درموارد زیادی برای دیودهای زنر حرف A را در انتهای شماره ها می آورند) ودیود 1S310 یک دیود معمولی و دیود 1S2049 دیود واراکتور می باشد
.
2» روشاروپایی: در روش اروپایی، تا سال 1960 تمامی دیودها را با حروف OA با تعدادی شمارهبه دنبال آن مشخص می کردند که با مراجعه به جدول می توانستیم مشخصات الکتریکی آن رابدست آوریم. مانند: دیود OA34 اما از سال 1960 به بعد این روش نامگذاری تغییر کرد. نحوه تغییر بدین صورت بود: دیودهایی که بیشتر در مدارات رادیو و تلویزیون به کار میروند، با دو حرف و سه شماره مشخص می شوند و دیودهایی که کاربرد آنها در مداراتمخصوص می باشد با سه حرف و دو شماره معین می گردند. در ذیل روش نامگذاری دو حرفی وسه شماره ای خواهد آمد
:
حرف اول جنس نیمه هادی به کار رفته در دیود را مشخص میکند، اگر دیود از جنس رژمانیوم باشد با حروف A و اگر از جنس سیلیسیم باشد با حروف B مشخص می نمایند
.
حرف دوم: یکی از حروف زیر می باشد که نوع دیود را مشخص می کند
:
-A دیود معمولی یکسو ساز

- B دیود و اراکتور

- Y دیود یکسو کننده قدرت

- Z دیود زنر

بعد از حروف، شماره هایی آورده می شود که می توان با مراجعهبه جدول مشخصات الکتریکی آن را بدست آورد. به عنوان مثال
:
دیود معمولی یکسوکننده ژر مانیومی
: AA116
دیود معمولی یکسو کننده سیلیسیمی
: BA316
3» روشآمریکایی: در این روش نام دیود با 1N شروع می شود و پس از آن تعدادی شماره می آیدکه با دانستن این عدد و مراجعه به جدول مشخصان دیودها، می توان سایر مشخصات آنرابدست آورد.
Alireza آنلاین نیست.  
دسته بندی دیودها:
در دسته بندی اصلی ، دیودها را به سه قسمت اصلیتقسیم میکنند، دیودهای سیگنال (Signal) که برای آشکار سازی در رادیو بکارمیروند و جریانی در حد میلی آمپر از خود عبور میدهند، دیودهای یکسو کننده (Rectifiers) که برای یکسو سازی جریانهای متناوب بکار برده میشوند و توانایی عبورجریانهای زیاد را دارند و بالاخره دیودهای زنر(Zener) که برای تثبیت ولتاژ از آنهااستفاده میشود
.

اختراع دیود پلاستیکی
(plastic diode) :
محققان فیزیکدانشگاه اوهایو (Ohio State University) توانستند دیود تونل پلیمری اختراع کنند. این قطعه الکترونیکی منجر به ساخت نسل آینده حافظههای پلاستیکی کامپیوتری و چیپهایمدارات منطقی خواهد شد. این قطعات کم مصرف و انعطاف پذیر خواهند بود. ایده اصلی ازسال ۲۰۰۳ که یک دانشجوی کارشناسی دانشگاه اوهایو ، سیتا اسار ، شروع به طراحی سلولخورشیدی پلاستیکی نمود بوجود آمد. تیم پژوهشی توسط پاول برگر (Paul Berger) ،پروفسور الکترونیک و مهندسی کامپیوتر و همچنین پروفسور فیزیک دانشگاه اوهایو رهبریمیشود
.
انواع دیود ها
:
۱- دیود اتصال نقطه ای

۲- دیود زنر

۳- دیودنور دهنده
LED
۴- دیود خازنی ( واراکتور
)
۵- فتو دیود


- دیوداتصال نقطه ای
:
دیود های معمولی در بایاس معکوس ایجاد ظرفیت خازنی ( حدود PF ) می کنند . اگر بخواهیم دیود را در فرکانس های بالا به کار ببریم ، به علت ظرفیتخازنی در بایاس معکوس ، جریان در مدار عبور می کند.دلیل این امر این است که درفرکانس های بالا مقاومت دیود کم می شود . برای جلوگیری از این مسئله،از دیود اتصالنقطه ای استفاده می کنیم
.

- دیود زنر
:
دیود زنر ، مانند یک دیود معمولیاز دو نیمه هادی نوع P & N ساخته می شود.اگر یک دیود معمولی را در بایاس معکوساتصال دهیم و ولتاژ معکوس را زیاد کنیم ، در یک ولتاژ خاص ، دیود در بایاس معکوسنیز شروع به هدایت می کند . ولتاژی که دیود در بایاس مخالف ، شروع به هدایت می کند، به ولتاژ زنر معروف است و با تنظیم نا خالصی می توان ولتاژ شکسته شدن پیوند ها راکنترل کرد
.
ولتاژ زنر : ولتاژی که دیود زنر به ازای آن در بایاس معکوس ، هادیمی شود به ولتاژ زنر معروف است .


- دیود نوردهنده LED:
این دیود از دو نوع نیمههادی P & N تشکیل شده است . هر گاه این دیود ، در بایاس مستقیم ولتاژی قرارگیرد و شدت جریان به اندازه کافی باشد ، دیود ، از خود نور تولید می کند . نورتولید شده در محل اتصال دو نیمه هادی تشکیل می شود . نور تولیدی بستگی به جنس بهکار برده شده در نیمه هادی دارد . این لامپ چند مزایا بر لامپ های معمولی دارد کهعبارتند از
:
۱- کوچک بودن و نیاز به فضای کم

۲- محکم بودن و داشتن عمرطولانی ( حدود صد هزار ساعت کار
)
۳- قطع و وصل سریع نور

۴- تلفات حرارتیکم

۵- ولتاژ کار کم ، بین ۱.۷ ولت تا ۳.۳ ولت

۶- جریان کم حدود چند میلیآمپر با نور قابل رویت

۷- توان کم ، حدود ۱۰ تا ۱۵۰ میلی وات


دیود خازنی ( واراکتور ) :
این دیود از دو نیمه هادی نوع P & N تشکیل می شود . دیود خازنی در واقعدیودی است که به جای خازن بکار می رود و مقدار ظرفیت آن با ولتاژ دو سر آن رابطهعکس دارد.

در الکترونیک کیاز انواع دیودهایی که با ظرفیت خازنی متغیر ، دیود واراکتور (دیود واریکاپ) یا دیودتنظیمی است . مقدار این ظرفیت خازنی تابعی است از ولتاژی که به پایه های دیود میدهیم .

بطور معمول دیود واراکتور در آمپلی فایرهای پارامتری ، اسیلاتورهایپارامتری و اسیلاتور کنترل شده با ولتاژ ( یکی از اجزا اساسی حلقه قفل شده فاز ) وسینتی سایزرهای فرکانس است . ولی عمده ترین کاربرد آن در خازن کنترل شده با ولتاژاست . در بعضی موارد هم از این دیود می توان به عنوان یکسوسازی استفاده کرد
.

فتو دیود:
این دیود از دو نیمه هادی نوع P & N تشکیل می شود . با این تفاوت که محل پیوند P & N ، جهت تابانیدن نور بهآن از مواد پلاستیکی سیاه پوشیده نمی باشد ، بلکه توسط شیشه و یا پلاستیک شفافپوشیده می گردد تا نور بتواند با آسانی به آن بتابد . روی اکتر فتو دیود ها یک لنزبسیار کوچک نصب می شود تا بتواند نور تابانیده شده به آن را متمرکز کرده و به محلپیوند برساند .

دیودهای سیگنال:
این نوع از انواع دیودها برایپردازش سیگنالهای ضعیف (معمولا” رادیویی و کم جریان) تا حداکثر حدود 100 m.A کاربرددارند. معروف ترین و پر استفاده ترین آنها دیود 1N4148 است که از سیلیکون ساخته شدهاست و ولتاژ شکست مستقیم آن 0.7 ولت است
.

اما برخی از دیود های سیگنال ازژرمانیم هم ساخته می شوند، مانند OA90 که ولتاژ شکست مستقیم پایین تری دارد، (حدود 0.2 ولت). به همین دلیل از این نوع دیود بیشتر برای آشکار سازی امواج مدوله شدهرادیویی استفاده می شود
.
بصورت یک قانون کلی هنگامی که ولتاژ شکست مستقیم دیویدخیلی مهم نباشد، از دیودهای سیلیکون استفاده می شود. دلیل آن مقاومت بهتر آنها درمقابل حرارت محیط یا حرارت هنگام لحیم کاری و نیز مقاومت الکتریکی کمتر در ولتاژمستقیم است. همچنین دیود های سیلیکونی سیگنال معمولا” در ولتاژ معکوس جریان نشتیبسیار کمتری نسبت به نوع ژرمانیم دارند
.
از کاربرد دیگری که برای دیودهایسیگنال وجود دارد می توان به استفاده از آنها برای حفاظت مدار هنگامی که رله در یکمدار الکترونیکی قرار دارد نام برد. هنگامی که رله خاموش می شود تغییر جریان در سیمپیچ آن میتواند در دوسر آن ولتاژ بسیار زیادی القا کند که قرار دادن یک دیود در جهتمناسب میتواند این ولتاژ را خنثی کند
.

استفاده از دیود زنر برای تهیه ولتاژثابت دیودهای زنر
:
همانطور که قبلا” اشاره شد، از این دیودها برای تثبیت ولتاژاستفاده می شود. این نوع از دیود ها برای شکسته شدن با اطمینان در ولتاژ معکوسساخته شده اند، بنابراین بدون ترس می توان آنها را در جهت معکوس بایاس کرد و ازآنها برای تثبیت ولتاژ استفاده نمود. به هنگام استفاده از آنها معمولا” از یکمقاومت برای محدود کردن جریان بطور سری نیز استفاده می شود
.
دیودهای زنرمعمولا” با حروفی که در آنها Z وجود دارد نامگذاری می شوند مانند BZX یا BZY و … وولتاژ شکست آنها نیز معمولا” روی دیود نوشته می شود، مانند 4v7 که به معنی ۴.۷ ولتاست. همچنین توان تحمل این دیود ها نیز معمولا” مشخص است، در بازار نوع 400mW و 1.3W آن بسیار رایج است
.

روش نام گذاری دیودها
:
1» روش ژاپنی: در اینروش نامگذاری، از عدد 1 و حرف S که به دنبال آن می آید استفاده می شود. و سپستعدادی شماره خواهد آمد که مراجعه به جدول می توان مشخصات الکتریکی آن را به دستآورد در این روش، جنس و نوع دیود مشخص نمی باشد. به عنوان مثال دیود 1S3010A، دیودزنراست (درموارد زیادی برای دیودهای زنر حرف A را در انتهای شماره ها می آورند) ودیود 1S310 یک دیود معمولی و دیود 1S2049 دیود واراکتور می باشد
.
2» روشاروپایی: در روش اروپایی، تا سال 1960 تمامی دیودها را با حروف OA با تعدادی شمارهبه دنبال آن مشخص می کردند که با مراجعه به جدول می توانستیم مشخصات الکتریکی آن رابدست آوریم. مانند: دیود OA34 اما از سال 1960 به بعد این روش نامگذاری تغییر کرد. نحوه تغییر بدین صورت بود: دیودهایی که بیشتر در مدارات رادیو و تلویزیون به کار میروند، با دو حرف و سه شماره مشخص می شوند و دیودهایی که کاربرد آنها در مداراتمخصوص می باشد با سه حرف و دو شماره معین می گردند. در ذیل روش نامگذاری دو حرفی وسه شماره ای خواهد آمد
:
حرف اول جنس نیمه هادی به کار رفته در دیود را مشخص میکند، اگر دیود از جنس رژمانیوم باشد با حروف A و اگر از جنس سیلیسیم باشد با حروف B مشخص می نمایند
.
حرف دوم: یکی از حروف زیر می باشد که نوع دیود را مشخص می کند
:
-A دیود معمولی یکسو ساز

- B دیود و اراکتور

- Y دیود یکسو کننده قدرت

- Z دیود زنر

بعد از حروف، شماره هایی آورده می شود که می توان با مراجعهبه جدول مشخصات الکتریکی آن را بدست آورد. به عنوان مثال
:
دیود معمولی یکسوکننده ژر مانیومی
: AA116
دیود معمولی یکسو کننده سیلیسیمی
: BA316
3» روشآمریکایی: در این روش نام دیود با 1N شروع می شود و پس از آن تعدادی شماره می آیدکه با دانستن این عدد و مراجعه به جدول مشخصان دیودها، می توان سایر مشخصات آنرابدست آورد.
+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در پنجشنبه پنجم اسفند 1389 و ساعت 2:5 |
شبكة العمالقة
ژنراتور برق هستند که دستگاه های تبدیل انرژی مکانیکی به انرژی الکتریکی می باشد. انرژی مکانیکی به نوبه خود از مواد شیمیایی و یا انرژی هسته ای در انواع مختلفی از تولید سوخت ، یا به دست آمده از منابع تجدید پذیر مانند باد یا آب در حال سقوط. توربین های بخار ، موتورهای احتراق داخلی ، توربین های گاز احتراق ، موتورهای الکتریکی ، آب و توربین های بادی هستند با روش های معمول برای تامین انرژی مکانیکی برای چنین دستگاه هایی.
شبكة العمالقةژنراتور در طیف وسیعی از اندازه ، ساخته شده از دستگاه های بسیار کوچک با چند وات قدرت خروجی بسیار بزرگ دستگاه های نیروگاه ارائه gigawatts از قدرت.
ژنراتور الکتریکی انیمیشن زیر نشان می دهد به عنوان مثال در مورد نحوه ژنراتور با این نسخه ها کار برای تولید انرژی است. دو فلش سیاه و سفید نشان دادن جهت چرخش سیم پیچ. خطوط آبی رنگ بیانگر میدان مغناطیسی کارگردانی از قطب شمال به قطب جنوب. فلش قرمز نشان می دهد جهت سریع و آنی ناشی از جریان برق مستقیم.

PLZ نظر این است که عبارتند از آدرس انیمیشن که شرح چگونه ژنراتور برق با این نسخهها کار ؟
شبكة العمالقة
http://www.generatorguide.net/howgeneratorworks.html

شبكة العمالقة
چگونه برق این نسخهها کار میکند -- : ژنراتور



اگر تا کنون در اطراف منتقل کلیپ کاغذ با یک آهنربا را کشته و یا زمان تنظیم تراشه فلز به درون ریش در "لباس پشمی ویلی" اسباب بازی باشی ، اونوقت هست dabbled در اصول اولیه را پشت سر حتی پیچیده ترین ژنراتور الکتریکی می باشد. میدان مغناطیسی دیواره مسئول از تمام کسانی که بیت های کمی از فلز را به کوتاه کردن مو Mohawk مناسب است به دلیل حرکت الکترونها. حرکت یک آهنربا را به سمت کلیپ کاغذ و شما الکترون ها در کلیپ ها به حرکت نیروی. به طور مشابه ، اگر شما اجازه می دهد تا الکترونها از طریق سیم های فلزی حرکت ، یک میدان مغناطیسی در اطراف سیم تشکیل می دهد.
شبكة العمالقة

است پیوند مشخصی بین پدیده های برق و مغناطیس وجود دارد. ژنراتور است که به سادگی وسیله ای است که حرکت آهنربا در نزدیکی سیم برای ایجاد یک جریان مداوم الکترون. عملیاتی که نیروهای این جنبش تا حد زیادی متفاوت است ، اعم از cranks دست و موتورهای بخار به شکافت هسته ای ، اما اصل یکسان باقی می ماند.

یکی از راه های ساده برای فکر کردن در مورد یک ژنراتور است که آن را تصور اقدام مانند پمپ فشار آب از طریق لوله. فقط به جای فشار آب ، ژنراتور با استفاده از آهنربا به فشار الکترون همراه. این oversimplification خفیف است ، اما رنگ یک عکس مفید از خواص در محل کار در ژنراتور. پمپ آب حرکت تعداد معینی از مولکول های آب و شامل مقدار مشخصی از فشار به آنها. در همین راستا ، آهنربا در یک ژنراتور هل تعداد معینی از الکترون ها در طول و شامل مقدار مشخصی از "فشار" به الکترونهای آن میباشد.
در یک مدار الکتریکی ، تعداد الکترون در حرکت است به نام شدت جریان برق یا جاری، و آن را در اندازه گیری آمپر. "فشار" هل دادن الکترون ها همراه است به نام ولتاژ و اندازه گیری در ولت. به عنوان مثال ، چرخش ژنراتور در 1،000 دور در دقیقه ممکن است 1 آمپر در 6 ولت تولید کند. آمپر 1 تعداد الکترون در حال حرکت است (1 آمپر جسمی بدان معنی است که 6.24 ایکس 1018 الکترون حرکت را از طریق یک سیم در هر ثانیه) ، و ولتاژ از مقدار فشار پشت آن الکترونهای آن میباشد.

شبكة العمالقة
چگونه ژنراتور برق مستقیم کار میکند؟
هدف از ژنراتور است برای تبدیل حرکت به برق است. این ممکن نخواهد بود اگر آن را برای یک واقعیت نشده بود : این سیم عبور از یک میدان مغناطیسی باعث الکترون ها در سیم که با هم به حرکت در یک جهت.


شبكة العمالقة

حلقه از سیم نخ ریسی از طریق میدان مغناطیسی
ایجاد خواهد کرد یک جریان متناوب. توجه : فعلی خواهد شد
جریان تنها در صورتی که مدار متصل به ژنراتور کامل است.

ژنراتور متشکل از برخی از جذابیت ها و سیم (معمولا یک بسیار طولانی است که پیچیده به شکل حلقه های متعدد و به عنوان آرماتور شناخته می شود). موتور بخار و یا برخی دیگر در خارج از منبع حرکت حرکت سیم یا میله فلزی از طریق میدان مغناطیسی ایجاد شده توسط آهن ربا.

در مثال به سمت چپ ، یک حلقه از سیم در حال چرخش میدان مغناطیسی. به دلیل آن است که همیشه از طریق میدان در حال حرکت ، یک جریان مداوم است.

اما ، چون حلقه می چرخه ، این حرکت در سراسر زمینه برای اولین بار در یک جهت و سپس در دیگر ، که بدان معنی است که جریانی از الکترون ها را نگه می دارد حال تغییر است.

از آنجا که این جریان الکترون ها برای اولین بار در یک جهت و در سوی دیگر ، ژنراتور تولید جریان متناوب.

یکی از مزایای که برق مستقیم دی سی تا کنون بیش از این است که به راحتی می تواند "شدت" و یا "کناره" با ترانسفورماتور. به عبارت دیگر ، ترانسفورماتور می تواند را کم ولتاژ و جریان آن را یک جریان با ولتاژ بالا ، و معاون را بر عکس.

این می آید در دستی در انتقال برق در مسافت های طولانی. از آنجا که سفر بیشتر آث موثر در ولتاژ بالا ، ترانسفورماتور استفاده می شود به گام تا قبل از ولتاژ برق فرستاد ، و پس از آن دیگر ترانسفورماتور استفاده می شود به مرحله پایین ولتاژ برای استفاده در منازل و کسب و کار.

شبكة العمالقة
+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در پنجشنبه پنجم اسفند 1389 و ساعت 2:2 |

دیودها
من خواندن بسیاری از اطلاعات راجع به دیودها برای درک آن به طور کامل جمع آوری شده و من بهترین من خواندن ، برای درک آن بسیار آسان است.
شبكة العمالقة
شبكة العمالقة
شبكة العمالقة
شبكة العمالقة
شبكة العمالقة
شبكة العمالقة
شبكة العمالقة
دیود چیست؟
چگونه کار می کند؟


به عنوان مثال : شبكة العمالقة
نماد مدار : شبكة العمالقة
شبكة العمالقة
تابع
دیودها اجازه می دهد برق را به تنها در یک جهت جریان. فلش از نماد مدار را نشان می دهد جهت است که در آن جریان می تواند جریان. دیودها هستند نسخه الکتریکی شیر و دیودهای اولیه نامیده می شدند در واقع سوپاپ.
شبكة العمالقة

شبكة العمالقة
افت ولتاژ به جلو -- تعصب به جلو
برق استفاده می کند تا انرژی کمی فشار راه خود را از طریق دیود ، و نه مانند یک فرد از طریق اعمال فشار درب با بهار. این به این معنی است که یک ولتاژ کوچک در سراسر دیود انجام وجود دارد ، آن نامیده می شود افت ولتاژ رو به جلو است و در حدود 0.7V برای همه دیود معمولی است که از سیلیکون ساخته شده است. افت ولتاژ رو به جلو از دیود است که تقریبا ثابت هر فعلی از عبور از دیود به طوری که آنها یک مشخصه بسیار شیب دار (جریان ولتاژ گراف).
شبكة العمالقة
ولتاژ معکوس -- پیشقدر معکوس
هنگامی که یک ولتاژ معکوس اعمال می شود دیود کامل می کند انجام دهد ، اما همه واقعی نشت دیود یک جریان بسیار کوچکی از چند μA یا کمتر است. این می تواند در بسیاری از مدارات نادیده گرفته میشوند زیرا این کار ممکن است بسیار بسیار کوچکتر از جریان کنونی در جهت رو به جلو. با این حال ، تمام دیودها یک حداکثر ولتاژ معکوس (معمولا 50V یا بیشتر) و در صورتی که این بیش از دیود خواهد شکست و عبور یک جریان بزرگ در جهت معکوس ، این است که به نام تفکیک. دیود های معمولی را می توان به دو نوع تقسیم: دیودهای سیگنال که عبور جریان های کوچکی از 100mA یا کمتر و دیود یکسو کننده که می تواند جریان های بزرگ منتقل می کند. علاوه بر این چراغ و دیودهای زنر وجود دارد .
شبكة العمالقة
انواع دیود نیمه هادی :
شبكة العمالقة
بیشتر بخوانید :

كود:
http://en.wikipedia.org/wiki/Zener_diode
http://en.wikipedia.org/wiki/Schottky_diode
http://en.wikipedia.org/wiki/Tunnel_diode
http://en.wikipedia.org/wiki/Light-emitting_diode
http://en.wikipedia.org/wiki/Photodiode
http://en.wikipedia.org/wiki/Varicap
http://en.wikipedia.org/wiki/Silicon_controlled_rectifier
شبكة العمالقة
دیودها چگونه کار میکند؟
هنگامی که در مدار باتری ساده لامپ قرار داده شده ، دیود یا خواهد شد و یا اجازه می دهد جلوگیری از جریان عبوری از لامپ ، د
در حال بررسی در قطب از ولتاژ اعمال شده. (شکل در زیر)
شبكة العمالقة
عملیات دیود : الف) جریان مجاز است. دیود است با گرایش به جلو. (ب) جریان ممنوع است ؛ دیود گرایش معکوس شده است.
هنگامی که قطب باتری موبایل ضعیف است به طوری که الکترون ها اجازه داد تا از طریق جریان دیود ، دیود گفته می شود رو به جلو با گرایش به -. برعکس ، هنگامی که باتری موبایل ضعیف است "عقب مانده" و بلوک دیود فعلی ، دیود گفته می شود گرایش معکوس -. دیود ممکن است به عنوان به عنوان یک سویچ فکر : "بسته" هنگامی که رو به جلو و با گرایش به "باز" هنگامی که با گرایش معکوس.

دیود رو به جلو ، با گرایش به انجام فعلی و افت ولتاژ کوچک در سراسر آن ، می روم بیشتر از ولتاژ باتری کاهش یافته در سراسر لامپ. اگر قطب باتری معکوس شده است ، دیود معکوس می شود گرایش به ، و قطره همه از هیچ یک باتری ولتاژ ترک برای لامپ. اگر ما در نظر دیود به یک سوئیچ خود محرک (بسته در آینده تحت تاثیر قرار دادن و حالت باز در حالت معکوس تعصب) ، این رفتار را حس می کند. ترین تفاوت قابل توجه این است که دیود افت ولتاژ بسیار بیشتری به هنگام انجام از سوئیچ مکانیکی به طور متوسط (0.7 ولت در مقابل ده ها millivolts).
این آینده تحت تاثیر قرار دادن افت ولتاژ نمایش گذاشته شده توسط دیود به دلیل عمل تخلیه منطقه تشکیل شده توسط اتصال PN تحت تاثیر ولتاژ اعمال شده. در صورتی که ولتاژ اعمال شده است در سراسر دیود نیمه هادی ، منطقه تخلیه نازک وجود دارد در اطراف منطقه از محل اتصال PN ، جلوگیری از جریان جاری است. (شکل زیر ()) منطقه تخلیه است که تقریبا عاری از حمل بار موجود است ، و عمل به عنوان عایق :
شبكة العمالقة
نمایندگی دیود : اتصال PN - مدل ، نماد شماتیک ، فیزیکی بخشی.
نماد شماتیک از دیود است که در شکل بالا نشان داده شده (ب) به صورتی که آند (پایان با اشاره) مربوط به نیمه هادی نوع فسفر در (). نوار کاتد ، بدون اشاره به پایان ، در (ب) مربوط به مواد ازت نوع در (). همچنین توجه داشته باشید که نوار کاتد در بخش فیزیکی (ج) مربوط به کاتد در نماد است.
اگر ولتاژ معکوس تامین بایاس در سراسر اتصال PN به کار روند ، این منطقه گسترش می یابد ، تخلیه ، بیشتر مقاومت در برابر هر فعلی را از طریق آن. (شکل زیر)
شبكة العمالقة
تخلیه منطقه گسترش می یابد ، با گرایش معکوس می باشد.
برعکس ، اگر ولتاژ رو به جلو است در سراسر تامین بایاس اتصال PN به کار روند ، فرو می ریزد و تبدیل شدن به منطقه تخلیه نازک تر. دیود می شود کمتر به مقاومتی جریان از طریق آن. به منظور پایدار فعلی را از طریق دیود برو ؛ هر چند ، منطقه تخلیه باید به طور کامل توسط ولتاژ اعمال شده سقوط کرد. این طول می کشد یک ولتاژ خاص حداقل به انجام رسانند ، به نام ولتاژ رو به جلو زیر کلیک کنید. همانطور که در شکل نشان داده شده
شبكة العمالقة
Inceasing پیشقدر به جلو از (الف) (ب) کاهش ضخامت تخلیه منطقه شده است.
برای دیودهای سیلیکون ، ولتاژ معمولی رو به جلو است 0.7 ولت ، اسمی است. برای دیودهای ژرمانیم ، ولتاژ رو به جلو تنها 0.3 ولت است. حوزه شیمیایی از محل اتصال PN دیود شامل حساب رقم رو به جلو برای خود نامی ولتاژ ، همین دلیل است که دیود سیلیکون و ژرمانیم ولتاژ جلو چنین متفاوت است. جلو افت ولتاژ تقریبا ثابت باقی می ماند برای طیف گسترده ای از جریان دیود ، به این معنی است که افت ولتاژ دیود است دوست ندارم که از مقاومت و یا حتی عادی (بسته) را شروع کنید. برای تجزیه و تحلیل ساده ترین مدار ، افت ولتاژ در سراسر دیود انجام ممکن است ثابت به شکل اسمی در نظر گرفته و به مقدار جریان ندارد.
شبكة العمالقة
اتصال و لحیم کاری

شبكة العمالقة
دیودها باید متصل دور راه درست است ، ممکن است با برچسب نمودار یا +ک یا -- برای کاتد (بله ، واقعا ک ، ج نیست ، برای کاتد است!). کاتد توسط خط نقاشی بر روی بدن مشخص شده اند. دیودها با کد خود را در چاپ برچسب های کوچک ، شما ممکن است نیاز به یک ذره بین برای خواندن این صفحه در دیودهای سیگنال کوچک! برای آند و کوچک دیودهای سیگنال می تواند آسیب دیده توسط حرارت هنگامی که لحیم کاری ، اما خطر کوچک است مگر اینکه شما با استفاده از دیود ژرمانیوم که در این صورت شما باید حرارت استفاده غرق به منجر بین مشترک و دیود بدنه بریدهشدهبا. کلیپ استاندارد تمساح می تواند به عنوان فرو رفتن حرارت استفاده می شود.
دیود یکسو کننده کاملا قوی و بدون اقدامات احتیاطی خاص در لحیم کاری برای آنها مورد نیاز.
شبكة العمالقة
تست دیود
شما می توانید یک یا مولتی تستر ساده (باتری ، مقاومت و رهبری) را بررسی کنید که یک دیود در یک جهت هدایت اما نه دیگر استفاده کنید. لامپ ممکن است مورد استفاده برای تست دیود یکسو کننده ، اما عدم استفاده از لامپ دیود سیگنال برای تست به دلیل بزرگ فعلی تصویب شده توسط لامپ دیود نابود خواهد !
تست دیود با مولتی

تکنیک های مورد استفاده برای هر نوع از متر بسیار متفاوت هستند به طوری که آنها رفتار می شود به طور جداگانه :
شبكة العمالقة
دیودها
آند \u003d
ک کاتد \u003d


تست دیود با دیجیتال مولتی

  • multimeters دیجیتال تنظیمات خاصی برای تست دیود ، معمولا با نماد دیود خوانده می شوند.
  • در تماس باشید قرمز (+) منجر به آند و سیاه (--) به کاتد. دیود باید رفتار و متر خواهد ارزش (معمولا ولتاژ دو سر دیود در میلی ولت ، 1000mV \u003d 1V) ندارید.
  • معکوس اتصالات. دیود نباید در این راه تا متر نمایش داده خواهد شد "خاموش مقیاس" رفتار (که معمولا خالی به جز 1 در سمت چپ).
تست دیود با آنالوگ مولتی

  • تنظیم مولتی آنالوگ به محدوده مقاومت کم ارزش مانند × 10.
  • ضروری است توجه داشته باشید که قطب مولتی منجر آنالوگ در محدوده مقاومت معکوس، پس سیاه سرب آن می باشد مثبت (+) و قرمز سرب منفی است (--)! این مایه تاسف است ، اما با توجه به راه متر کار می کند.
  • در تماس باشید سیاه (+) سرب به آند و قرمز (--) به کاتد. دیود باید رفتار و متر خواهد مقاومت کم (مقدار دقیق مربوط نمی شود) ندارید.
  • معکوس اتصالات. دیود نباید در این راه تا بی نهایت متر خواهد مقاومت (در مقیاس از سمت چپ) نشان می دهد انجام می دادند.
شبكة العمالقة
شبكة العمالقة
دیودهای سیگنال (فعلی کوچک)
Sآیجیاندیودهای القاعده به پردازش اطلاعات (سیگنال های الکتریکی) در مدار استفاده می شود ، به طوری که آنها فقط ملزم به عبور جریان از کوچک تا 100mA.
منظوره دیودهای سیگنال مانند 1N4148 از سیلیکون ساخته شده و افت ولتاژ 0.7V جلو.
دیودهای ژرمانیوم مانند OA90 را به جلو رها پایین تر از ولتاژ 0.2V و این باعث می شود آنها را مناسب برای استفاده در مدارات رادیو به عنوان آشکارسازهای که استخراج سیگنال های صوتی از سیگنال های رادیویی ضعیف است.
برای استفاده عمومی ، که در آن اندازه از افت ولتاژ رو به جلو است کمتر مهم است ، دیود سیلیکون بهتر است زیرا آنها به راحتی توسط حرارت کمتر آسیب دیده در هنگام لحیم کاری ، آنها مقاومت کمتری به هنگام انجام ، و آنها را به جریان های بسیار کم در هنگام نشت ولتاژ معکوس اعمال می شود.
شبكة العمالقة

دیودهای یکسوساز (فعلی بزرگ)

شبكة العمالقة
دیودهای یکسوساز در منابع تغذیه مورد استفاده برای تبدیل جریان متناوب (برق) را به جریان مستقیم (دی سی) ، به نام اصلاح روند. آنها همچنین در جای دیگر در مدار که در آن یک جریان بزرگ باید از طریق دیود عبور استفاده می شود. همه دیود یکسو کننده ها از سیلیکون ساخته شده و در نتیجه یک قطره به جلو ولتاژ 0.7V. جدول نشان می دهد که حداکثر جریان و حداکثر ولتاژ معکوس دیود یکسو کننده برای برخی از محبوب. 1N4001 است مناسب برای اکثر مدارات ولتاژ پایین با یک جریان کمتر از 1A قرار داشتهاند.
شبكة العمالقة
یکسو کننده پل

شبكة العمالقة
چندین راه وجود دارد در اتصال دیودها را به یکسو کننده برای تبدیل به دی سی آث. یکسو کننده پل یکی از آنها است و آن را در دسترس است در بسته های خاص که شامل چهار دیود مورد نیاز است. یکسو کننده پل ها توسط خود را حداکثر ولتاژ معکوس جریان و حداکثر دارای رتبه. آنها چهار منجر ها یا پایانه ها : دو خروجی دی سی دارای برچسب + و -- ، تیورودی برق مستقیم وو دارای برچسب شبكة العمالقة. نمودار نشان می دهد بهره برداری از پل یکسوساز تا آن را تبدیل به برق دی سی. توجه کنید که چگونه جایگزین جفت دیود انجام.

شبكة العمالقة
یادداشت

  • دیودها دارای دو منجر مثل یک مقاومت.
  • جریان عبور آنها بستگی به ولتاژ بین منجر می شود.
  • دیودها انجام نه اطاعت از قانون اهم!
شبكة العمالقة
شبكة العمالقة
چگونه PN - تقاطع دیود این نسخهها کار میکند؟

برای درک چگونگی pn - اتصال دیود با این نسخهها کار ، با تصور دو بیت جداگانه ای از نیمه هادی ، یک نفر از نوع ، فسفر نوع دیگر آغاز خواهد شد.

شبكة العمالقة

آنها را با هم و پیوستن به آنها یک قطعه نیمه هادی است که doped متفاوت دو طرف محل اتصال را انجام دهیم.
شبكة العمالقة

الکترون های آزاد در ان طرف و حفره ها به صورت رایگان در فسفر سمت در ابتدا می توانید در محل اتصال سرگردان. هنگامی که یک الکترون آزاد در دیدار سوراخ رایگان آن قطره را به آن می توانید. تا کنون به عنوان جنبش به اتهام نگران هستند این به این معنی چاله و الکترون لغو یکدیگر و ناپدید می شوند.
شبكة العمالقة
در نتیجه ، الکترونهای آزاد و حفره ها در نزدیکی محل اتصال تمایل به خوردن یکدیگر ، تولید یک منطقه تخلیه شده از پرداخت هرگونه عوارض به حرکت می کند. این باعث بوجود آمدن چه نامیده می شود منطقه تخلیه.
شبكة العمالقة
در حال حاضر ، هر گونه اتهام آزاد است که سرگردان به منطقه کاهش می یابد خود را در منطقه بدون اتهام دیگر رایگان. در سطح محلی آن را می بیند خیلی از بارهای مثبت (اتم دهنده) در ان نوع سمت و بسیاری از بارهای منفی (اتم پذیرنده) بر فسفر نوع طرف. این اعمال زور به اتهام آزاد ، رانندگی آن را به 'طرف صاحب خود را از محل اتصال دور از منطقه تخلیه.
شبكة العمالقة
پذیرنده و دهنده اتم ها در 'میخ را در جامد و نمی تواند حرکت می کنند. با این حال ، بار منفی از الکترون اضافی پذیرنده و از بار مثبت پروتون اضافی دهنده (در معرض آن توسط الکترون از دست رفته) تمایل به نگه داشتن منطقه تخلیه جاروب پاک از اتهامات عنوان شده علیه رایگان یک بار تا به منطقه شکل گرفته است. شارژ رایگان هم اکنون نیاز به انرژی اضافی برای غلبه بر نیروهای از دهنده / اتم های پذیرنده می شود قادر به عبور از منطقه. محل اتصال در نتیجه مانند یک سد عمل می کند ، مسدود کردن هر جریان شارژ (فعلی) در سراسر مانع.
شبكة العمالقة
معمولا ، ما نمایندگی این سد شده توسط 'خم' هدایت و باند ظرفیت آنها به عنوان عبور از منطقه تخلیه. حالا ما می توانیم الکترون ها نیاز به 'گرفتن دشوار' از ان نوع حرکت به سمت فسفر از نوع جانبی قابل تصور است. برای سادگی ما تمایل داریم تا با طراحی دهنده واقعی و اتم پذیرنده که باعث این اثر را خسته نکنید!

سوراخ رفتار کمی شبیه بالن bobbing تا در برابر یک سقف. در این نوع از نمودار شما نیاز به انرژی را به 'آنها را خراب کردن ، پیش از آنها می توانند از فسفر نوع سو به ان نوع سمت حرکت می کند. انرژی مورد نیاز توسط سوراخ رایگان و الکترون را می توان با اعمال ولتاژ مناسب بین این دو به پایان می رسد از محل اتصال دیود pn - عرضه می شود. توجه کنید که این ولتاژ باید تامین راه درست به اطراف ، این فشار بیش از اتهامات عنوان شده علیه سد. با این حال ، استفاده از ولتاژ 'اشتباه' راه دور باعث بدتر با کشیدن چه اتهامات رایگان وجود دارد که دور از محل اتصال!

همین دلیل است که دیود در یک جهت انجام اما دیگر نیست.

در نهایت...
این avideo به توضیح دیود چیست؟ چگونه کار می کند است؟



شبكة العمالقة

چکیده :
  • دیود جزء برق اقدام به عنوان یک راه برای شیر موجود است.
  • هنگامی که ولتاژ در سراسر دیود به گونه ای که اجازه می دهد تا جریان دیود به کار روند ، دیود گفته می شود رو به جلو با گرایش به -.
  • هنگامی که ولتاژ در سراسر دیود به گونه ای اعمال شده است که دیود را ممنوع فعلی ، دیود گفته می شود گرایش معکوس -.
  • ولتاژ کاهش یافته در سراسر هدایت ، دیود رو به جلو با گرایش نامیده می شود ولتاژ رو به جلو. برای دیود ولتاژ جلو متفاوت است فقط کمی برای تغییر در جلو جریان و درجه حرارت است و در ترکیب شیمیایی از محل اتصال PN ثابت.
  • دیودهای سیلیکون را به جلو ولتاژ حدود 0.7 ولت.
  • دیودهای ژرمانیم ولتاژ رو به جلو از حدود 0.3 ولت.
  • حداکثر ولتاژ معکوس تعصب است که دیود می تواند بدون "شکستن" مقاومت نامیده می شود ولتاژ پیک معکوس، یا

+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در پنجشنبه پنجم اسفند 1389 و ساعت 2:0 |

+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در پنجشنبه پنجم اسفند 1389 و ساعت 1:9 |
الكترون معناي يوناني كهربا است كهربا ماده اي است كه در مالش به پارچه پشمي باردار شده و خرده هاي كوچك كاه را جذب مي كنداين ربايش بعلت نيرويي مرموز اتفاق مي افتد كه يونانيان آن را الكتريسيته ناميده اند

اجزای ماده :
همه مواد از ملكولهاي شكل ميگيرند كه آنها نيز خود از اتمها ساخته مي شوند . اتمها از دو جز’ اصلي الكترون و هسته ساخته مي شوند كه الكترونها در مدارهاي مشخص بدور هسته در گردش مي باشند .
چه عاملي سبب ماندن الكترون در مدار مشخص خود مي شود ؟
بين الكترون و هسته نيروي جاذبه الكتريكي وجود دارد كه اندازه آن برابر نيروي دافعه گريز از مركز ناشي از چرخش سريع الكترون بدور هسته مي باشد

درون هسته چيست ؟
هسته شامل ذرات بسياري است كه مهمتريت آنها از نظر جرم پروتون و نوترون است .
بار الكتريكي چيست ؟
بين الكترونها و پروتونها نيروي جاذبه و بين خودشان باهم نيروي دافعه وجود دارد كه ماهيت اين نيروها هنوز شناخته نشده است اما براي تحليل ساده تر بارالكتريكي را مطرح كرده كه براي الكترون با علامت منفي و براي پروتون با علامت مثبت مشخص شده است.

چگونه می توان مواد را باردار کرد ؟
روشهای باردار کردن ماده همان روشهای توليد الکتريسيته است .بعبارت ديگر می توان با استفاده از اين روشها الکتريسيته توليد کرد . ساده ترين اين روشها مالش دو ماده بهم است که باعث می شود الکترونها از يک ماده به ماده ديگری بروند و در نتيجه اختلاف بار بين دو ماده ايجاد شود . مثلا مالش يک ميله شيشه ای به يک پارچه پشمی سبب باردار شدن هر دو ماده می شود که يکی بار مثبت ( کمبود الکترون ) و ديگری بار منفی ( ازدياد الکترون) می يابد .

نيروي الكتريكي چيست ؟
بين بارهاي الكتريكي اعم از مثبت يا منفي نيروي الكتريكي وجود دارد اين نيرو به مقدار بار الكتريكي و فاصله آنها از هم بستگي دارد . مطابق قانون كولن مقدار نيرو از حاصل ضرب بارها در ضريب ثابتي كه به جنس محيط بستگي دارد تقسيم بر مجذور فاصله بين دو بار بدست مي آيد . اما در تحليل ساده تر هرچه مقدار بارها بيشتر باشد مقدار نيرو نيز بيشتر و هرچه فاصله آنها بيشتر شود مقدار نيرو نيز كمتر مي شود .


مواد در حالت عادي از نظر بار الكتريكي چگونه اند ؟
همه مواد در حالت عادي داراي مقدار الكترون و پروتون مساويند به همين دليل از نظر برايند بارهاي الكتريكي خنثي مي باشند .

چگونه مي توان يك ماده خنثي را باردار كرد ؟
هرگاه تعادل بين بارهاي مثبت و منفي در يك جسم خنثي بهم بخورد ماده بار دار شده است . بهمين منظور كليه روشهاي توليد الكتريسيته كاري نمي كنند جز برهم زدن تعادل بين بارهاي الكتريكي مثبت و منفي . مي دانيم كه الكترون نسبت به پروتون قابليت جابجايي و حركت بيشتري دارد . بنابراين مي توان با دادن يا گرفتن الكترون ماده را باردار نمود . اگر تعداد الكترونها بيشتر از تعداد پروتونها شود جسم بار منفي و در صورتي كه عكس اين حالت روي دهد جسم بار مثبت پيدا مي كند .

باردار كردن مواد چه ربطي به توليد الكتريسيته دارد ؟
اجازه دهيد براي جواب به اين سوال نخست مواد را دسته بندي كنيم:

.مواد از نظر هدايت الكتريكي به چند دسته تقسيم مي شوند ؟
همه مواد از نظر هدايت الكتريكي جز يك از سه دسته زير مي باشند
الف - هادي ها : موادي كه براحتي برق را از خود عبور مي دهند
ب - عايقها : موادي كه برق را از خود عبور نمي دهند
ج - نيمه هادي ها : اين مواد در شرايط خاصي مانند هادي ها يا نيمه هادي ها عمل مي كنند . اما در حالت عادي برق را به مقدار ناچيز از خود عبور مي دهند

هدايت الكتريكي عناصر


در تعريف هدايت الكتريكي مي توان گفت : اگر الكترون در باند هدايت قرار گيرد ، آنقدر وابستگي آن از اتم مادر كم مي شود كه مي توان آن را جا به جا كرد ، با جا به جايي اين الكترون جريان الكتريكي ايجاد شده ؛ در نتيجه هدايت الكتريكي خواهيم داشت .
عناصر از لحاظ هدايت الكتريكي به چهار د سته زير تقسيم مي شوند :
1. عايق ها (Insulators
) .
2. نيمه هاديها (
Semi conductors) .
3. هاديها (
Conductors) .
4. ابر رساناها (
Super conductors) .
ساختار اتمي اين عناصر از سه نوع باند زير تشكيل شده است :
1. باند ظرفيت (
Balance Band ) .
2. باند ممنوعه (
Forbidden Band) .
3. باند هدايت (
Conductance) .
سطح انرژي اين سه باند رامي توان به صورت زير نشان داد :
باند ظرفيت > باند ممنوعه > باند هدايت .
عايقها :
در عايق ها شكاف انرژي (تفاوت انرژي باند هدايت و باند ظرفيت ) آنقدر بزرگ است كه با دادن انرژي به عنصر ، الكترون هاي باند ظرفيت نمي توانند به باند هدايت بروند در نتيجه هدايت الكتريكي نخواهيم داشت .
هاديها :
در هادي ها شكاف انرژي وجود ندارد . در نتيجه الكترون هاي باند ظرفيت آزادانه در دماي اتاق( (
Room Temperature =300 k به باند هدايت مي روند ؛ بنابراين هدايت الكتريكي در اين نوع عناصر وجود دارد .
نيمه هاديها :
در نيمه هادي ها شكاف انرژي صفر نيست اما در درجه حرارت اتاق معمولا يك الكترون- ولت (كمتر يا بيشتر) مي باشد كه درشرايط خاص مي توان بر آن غلبه كرد و الكترون هاي باند ظرفيت رابه باند هدايت فرستاد تا هدايت الكتريكي ايجاد شود .
پيوند كووالانسي نيمه هادي ها : گرچه تعداد زيادي از عناصر داراي خاصيت نيمه هادي الكتريكي هستند ، ولي در اينجا به بررسي عناصر سيليكن و ژرمانيم كه داراي كاربرد وسيعي در الكترونيك مي باشند، مي پردازيم. اين عناصر (سيليكن و ژرمانيم ) عناصر چهار ظرفيتي بوده كه در باند ظرفيت داراي چهار الكترون هستند [تعداد الكترونهاي سيليكن 14 و ژرمانيم 32 است ]. علاوه بر سيليكن و ژرمانيم عناصر ديگر نظير كربن و يا تركيباتي مثل گاليم ، ارسنيد (Ga-As) مي توانند به صورت نيمه هادي مورد استفاده قرار گيرند ، ولي به علت ملاحظات عملي كاربرد سيليكن و ژرمانيم در ساختن قطعات الكتريكي بطور وسيعي افزايش يافته است .
عناصر سيليكن و ژرمانيم هر دو داراي ساختمان كريستالي هستند . ساختمان كريستالي اين عناصر نظير اكثر جامدات ، بصورت سه بعدي و منظم است .
ساختمان سه بعدي كريستالهاي سيليكن و ژرمانيم بصورت هرم چهار گوش مي باشد كه در هر راس آن يك اتم قرار گرفته است.
در اين شبكه كريستالي چهار الكترون ظرفيت هر يك ازا تمها با الكترونهاي ظرفيت اتمهاي مجاور خود به اشتراك گذاشته شده و پيوند ظرفيتي تشكيل مي دهند . بنابراين هر اتم ، ديگر داراي چهار الكترون ظرفيت نبوده بلكه در مدار خارجي آن هشت الكترون مشترك با ساير اتمهاي مجاور قرار خواهد گرفت . اين به اشتراك گذاشتن الكترونها باعث پيوند هر اتم با اتمهاي مجاور خواهد بود . الكترونهايي كه در اين پيوندهاي كووالانسي قرار مي گيرند ، الكترونهاي آزاد نبوده و نمي توانند در هدايت الكتريكي شركت نمايند . اين الكترونها وابسته به هسته هاي اتمي بوده و به اين ترتيب اين عناصر با وجود داشتن جهار الكترون ظرفيت ، داراي هدايت الكتريكي خيلي كمي خواهند بود .
اگر به اتمهاي اين عناصر انرژي كافي داده شود ، در اينصورت بعضي از اين پيوندها شكسته شده و الكترونهاي باند ظرفيت وارد باند هدايت شده و نظير الكترون آزاد عمل مي نمايند و به اين ترتيب هدايت الكتريكي آن افزايش پيدا مي كند .
انرژي لازم براي تحريك اتمها و يا شكستن پيوندهاي كووالانسي مي تواند بصورت انرژي نوراني ، حرارتي و يا الكتريكي به عنصر اعمال شود .
يك نيمه هادي خالص كه در آن الكترونهاي باند ظرفيت تشكيل پيوند كووالانسي مي دهند بصورت يك عايق عمل مي نمايند . در اينحالت سطوح انرژي باند هدايت خالي است . در درجه حرارت اتاق ، انرژي حرارتي كافي براي شكستن بعضي از پيوندهاي ظرفيتي وجود دارد. بنابراين برخي از پيوندها شكسته شده و الكترونهايي آزاد مي شوند . اما اگر نيمه هادي سرد شود و درجه حرارت آن به صفر مطلق برسد ؛ در اينصورت انرژي حرارتي از بين رفته وتمامي الكترونهاي عنصر تشكيل پيونهاي ظرفيتي خواهند داد (مگر اينكه شكل ديگري از انرژي به عنصر اعمال شده باشد ) . در اينحالت عنصر به هيچوجه هدايت نخواهد كرد .
+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در پنجشنبه پنجم اسفند 1389 و ساعت 1:5 |

صورت استاندارد دو نوع ترانزیستور بصورت PNP و NPN داریم. انتخاب نام آنها به نحوه کنار هم قرار گرفتن لایه های نیمه هادی و پلاریته آنها بستگی دارد.

در اوایل ساخت این وسیله الکترونیکی و جایگزینی آن ها با لامپهای خلاء، ترانزستورها اغلب از جنس ژرمانیم و بصورت PNP ساخته می شدند اما محدودیت های ساخت و فن آوری از یک طرف و تفاوت بهره دریافتی از طرف دیگر، سازندگان را مجبور کرد که بعدها بیشتر از نیمه هادیی از جنس سیلیکون و با پلاریته NPN برای ساخت ترانزیستور استفاده کنند.

تفاوت خاصی در عملکرد این دو نمونه وجود ندارد.

ترانزیستور دارای سه پایه است

این پایه ها به نامهای Base (پایه) ، Collector (جمع کننده) و Emitter (منتشر کننده) مشخص می شوند. اگر به ساختار لایه ای یک ترانزیستور دقت کنیم بنظر تفاوت خاصی میان Collector و Emitter دیده نمی شود اما واقعیت اینگونه نیست. چرا که ضخامت و بزرگی لایه Collector به مراتب از Emitter بزرگتر است و این عملا" باعث می شود که این دو لایه با وجود تشابه پلاریته ای که دارند با یکدیگر تفاوت داشته باشند. با وجود این معمولا" در شکل ها برای سهولت این دو لایه را بصورت یکسان در نظر می گیرند.

طرز کار ترانزیستور به اینصورت است، چنانچه پیوند BE را بصورت مستقیم بایاس (Bias به معنی اعمال ولتاژ و تحریک است) کنیم بطوری که این پیوند PN روشن شود (برای اینکار کافی است که به این پیوند حدود ۰.۶ تا ۰.۷ ولت با توجه به نوع ترانزیستور ولتاژ اعمال شود)، در آنصورت از مدار بسته شده میان E و C می توان جریان بسیار بالایی کشید.

در حالت عادی میان E و C هیچ مدار بازی وجود ندارد اما به محض آنکه شما پیوند BE را با پلاریته موافق بایاس کنید، این پیوند تقریبا" بصورت اتصال کوتاه عمل می کند و شما عملا" خواهید توانست از پایه های E و C جریان قابل ملاحظه ای بکشید.

بنابراین مشاهده می کنید که با برقراری یک جریان کوچک Ib شما می توانید یک جریان بزرگ Ic را داشته باشید. این مدار اساس سوئیچ های الکترونیک در مدارهای الکترونیکی است. بعنوان مثال شما می توانید در مدار کلکتور یک رله قرار دهید که با جریان مثلا" چند آمپری کار می کند و در عوض با اعمال یک جریان بسیار ضعیف در حد میلی آمپر - حتی کمتر - در مدار بیس که ممکن است از طریق یک مدار دیجیتال تهیه شود، به رله فرمان روشن یا خاموش شدن بدهید.

اعمال ولتاژ با پلاریته موافق باعث عبور جریان از یک پیوند PN می شود و چنانچه پلاریته ولتاژتغییر کند جریانی از مدار عبور نخواهد کرد

اگر ساده بخواهیم به موضوع نگاه کنیم عملکرد یک ترانزیستور را می توان تقویت جریان دانست. مدار منطقی کوچکی را در نظر بگیرید که تحت شرایط خاص در خروجی خود جریان بسیار کمی را ایجاد می کند. شما بوسیله یک ترانزیستور می توانید این جریان را تقویت کنید و سپس از این جریان قوی برای قطع و وصل کردن یک رله برقی استفاده کنید.

از لحاظ ساختاری می توان یک ترانزیستور را با دو دیود مدل کرد.

ترانزستورهای اولیه از دو پیوند نیمه هادی تشکیل شده اند و بر حسب آنکه چگونه این پیوند ها به یکدیگر متصل شده باشند می توان آنها را به دو نوع اصلی PNP یا NPN تقسیم کرد. برای درک نحوه عملکرد یک ترانزیستور ابتدا باید بدانیم که یک پیوند (Junction) نیمه هادی چگونه کار می کند.

در شکل اول شما یک پیوند نیمه هادی از نوع PN را مشاهده می کنید. که از اتصال دادن دو قطعه نیمه هادی P و N به یکدیگر درست شده است. نیمه هادی های نوع N دارای الکترونهای آزاد و نیمه هادی نوع P دارای تعداد زیادی حفره (Hole) آزاد می باشند. بطور ساده می توان منظور از حفره آزاد را فضایی دانست که در آن کمبود الکترون وجود دارد.

اگر به این تکه نیمه هادی از خارج ولتاژی بصورت آنچه در شکل نمایش داده می شود اعمال کنیم در مدار جریانی برقرار می شود و چنانچه جهت ولتاژ اعمال شده را تغییر دهیم جریانی از مدار عبور نخواهد کرد.

این پیوند نیمه هادی عملکرد ساده یک دیود را مدل می کند. یکی از کاربردهای دیود یکسوسازی جریان های متناوب می باشد. از آنجایی که در محل اتصال نیمه هادی نوع N به P معمولآ یک خازن تشکیل می شود پاسخ فرکانسی یک پیوند PN کاملآ به کیفیت ساخت و اندازه خازن پیوند بستگی دارد. به همین دلیل اولین دیودهای ساخته شده توانایی کار در فرکانسهای رادیویی - مثلآ برای آشکار سازی - را نداشتند.

معمولآ برای کاهش این خازن ناخاسته، سطح پیوند را کاهش داده و آنرا به حد یک نقطه می رسانند.

 در میکرو چیپ های امروزی ، که حاوی میلیونها ترانزیستور هستند که در الگو یا طرح مخصوصی چیده شده اند خروجی تقویت شده  یک ترانزیستور به ورودی ترانزیستور دیگر داده می شود تا آن هم عمل تقویت کنندگی را بر روی ورودی انجام دهد و به همین ترتیب ادامه می یابد که نتیجه یک خروجی تقویت شده و پر توان می باشد.

چنین میکروچیپی می تواند سیگنالی بسیار ضعیفی را از آنتن بگیرد و یک صوت قوی و چهار کاناله را تحویل دهد. با ساختن چیپ ها در طراحی های مختلف می توان تایمر هایی برای ساعت یا سنسور هایی برای نشان دادن درجه حرارت و یا کنترل کننده چرخ های ماشین تا قفل نشوند (سیستمABS) ساخت.می توان ترانزیستور ها را در آرایشی دیگر در داخل چیپ قرار داد (طراحی متفاوت) و پروسسور های منطقی و محاسباتی را ساخت که باعث می شوند تا ماشین حسابها محاسبه و کامپیوتر ها پردازش کنند و یا شبکه هایی را برای انتقال مکالمات تلفنی ساخت و یا سیستمهایی را ساخت که بتوانند صدا و تصویر را انتقال دهند.

می توان ترانزیستور ها را در بسته هایی چید (گیت های منطقی) می گویند و می توانند دو عدد 1 و 1 را باهم جمع کنند و یا می توان آنها را در آرایشی خاص قرار داد تا کارهای بسیار بزرگی را با استفاده از سرعت سوئیچینگ – 100 میلیون بار بر ثانیه و بیشتر - خود انجام دهند .

البته مداراتی که در چند سال گذشته برای انجام عملی خاص به وسیله ترانزیستور ها بر روی بورد ها بسته می شدند امروزه به مدد طراحی کامپیوتری و تکنیک مدارات مجتمع بر روی یک آی سی هزاران ترانزیستور و سیم کشی های مربوطه و تمام قطعات الکترونیکی لازم قرار داده می شوند.

شاید بتوان گفت که حجم مدارات هزاران بار کاهش یافته است.

چیزی که باعث می شود که ترانزیستور ها روز به روز پیشرفت کنند و بهتر و ارزان تر شوند تحقیقات نیمه هادی ها است که روز به روز بهتر و کاربردی تر می شوند

همانگونه که از نام این المان مشخص است، پایه کنترلی آن جریانی مصرف نمی کند و تنها با اعمال ولتاژ و ایجاد میدان درون نیمه هادی ، جریان عبوری از FET کنترل می شود

به همین دلیل ورودی این مدار هیچ گونه اثر بارگذاری بر روی طبقات تقویت قبلی نمی گذارد و امپدانس بسیار بالایی دارد.

فت دارای سه پایه با نامهای درِین D - سورس S و گیت G است که پایه گیت ، جریان عبوری از درین به سورس را کنترل می نماید. فت ها دارای دو نوع N کانال و P کانال هستند. در فت نوع N کانال زمانی که گیت نسبت به سورس مثبت باشد جریان از درین به سورس عبور می کند . FET ها معمولاً بسیار حساس بوده و حتی با الکتریسیته ساکن بدن نیز تحریک می گردند. به همین دلیل نسبت به نویز بسیار حساس هستند.

نوع دیگر ترانزیستورهای اثر میدانی MOSFET ها هستند ( ترانزیستور اثر میدانی اکسید فلزی نیمه هادی - Metal-Oxide Semiconductor Field Effect Transistor ) یکی از اساسی ترین مزیت های ماسفت ها نویز کمتر آنها در مدار است.

فت ها در ساخت فرستنده باند اف ام رادیو نیز کاربرد فراوانی دارند. برای تست کردن فت کانال N با مالتی متر ، نخست پایه گیت را پیدا می کنیم. یعنی پایه ای که نسبت به دو پایه دیگر در یک جهت مقداری رسانایی دارد و در جهت دیگر مقاومت آن بی نهایت است. معمولاً مقاومت بین پایه درین و گیت از مقاومت پایه درین و سورس بیشتر است که از این طریق می توان پایه درین را از سورس تشخیص داد

+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در پنجشنبه پنجم اسفند 1389 و ساعت 1:0 |

motor 300x231 كاربرد نیمه هادی ها در كنترل سرعت موتورهای القائی

در این مقاله کاربر نیمه هادی های قدرت که در سیستمهای کنترل سرعت از نوع ایستا یا استاتیکی هستند .مورد بررسی قرار میگیرند . باید دانست که ترکیب سیستمهای الکترونیک قدرت (مانند کنترل کننده های ولتاژ ) و موتورهای الکتریکی همراه با مکانیسم کنترل آنها را محرکهای تنظیم پذیر سرعت می نامند که ما به اختصار آنرا ASD می نامیم . در حقیقت این محرک ها قابل تنظیم بوده و برای کنترل سرعت یا کنترل دور موتورهای الکتریکی مورد استفاده قرار می گیرند .

.

محرکهای تنظیم پذیر سرعت (ASD) برای کنترل سرعت موتورهای القائی از نقطه نظر کاربرد به سه دسته تقسیم می شوند:

.

۱- ASD از نوع ولتاژ متغییر و فرکانس ثابت
کنترل در اینگونه سیستمها دامنه ولتاژ اعمالی به استاتور کنترل می شود . برای این مقصود از کننده ولتاژ در سر راه موتور استفاده شده است . این نوع محرک ها در سطوح قدرت متوسط و پایین مورد استفاده قرار می گیرند . برای مثال می توان از بادبزن های نسبتاً بزرگ یا پمپ ها نام برد . در این روش ولتاژ استاتور را می توان بین صفر و ولتاژ اسمی در محدوده زاویه آتش بین صفر تا ۱۲۰ درجه تنظیم و کنترل نمود . این سیستم بسیار ساده بوده و برای موتورهای القائی قفس سنجابی کلاس D با لغزش نسبتاً بالا( ۱۰ تا ۱۵ درصد ) مقرون به صرفه است . عملکرد این محرکها زیاد جالب توجه نیست .
.
۲- ASD از نوع ولتاژ و فرکانس متغییر
اگر منبع تغذیه استاتور از نوع فرکانس متغییر انتخاب شود ، عملکرد محرک های تنظیم پذیر سرعت (ASD) بهبود می یابد . باید دانست که شار در فاصله هوایی متورهای القائی با ولتاژ اعمالی به استاتور متناسب بوده وبا فرکانس منبع تغذیه نسبت عکس دارد . بنابراین اگر فرکانس را کم کنیم تا کنترل سرعت در زیر سرعت سنکرون امکان پذیر گردد و ولتاژ را معادل ولتاژ اسمی ثابت نگه داریم ، در این صورت شار فاصله هوایی زیاد می شود . برای جلوگیری از بوقوع پیوستن اشباع بخاطر افزایش شار ، ASD از
نوع فرکانس متغییر باید از نوع ولتاژ متغییر نیز باشد تا بتوان شار فاصله هوایی را در حد قابل قبولی نگه داشت ، معمولا به این سیستم کنترل ، سیستم کنترل V/F ثابت نیز گفته می شود . یعنی اگر فرکانس را کم کردیم باید ولتاژ را طوری کم کنیم که شار در فاصله هوایی در حد اسمی خود باقی بماند . از این سیستم برای کنترل سرعت موتورهای قفس سنجابی کلاسهای A، B ،C، D استفاده می شود .

.

۳-ASD که بر اساس بازیافت توان لغزشی کار می کند
در این سیستمها با استفاده از مدارهای نیمه هادی قدرت که به پایانه رتور وصل می شوند ، بازیافت توان( یا توان برگشتی) در فرکانس لغزشی به خط تغذیه موتور منتقل می گردد . باید دانست فرکانس لغزشی از حاصلضرب فرکانس منبع و لغزش موتور بدست می آید. بطور کلی در این طرح بر روی مدار رتور کنترل خواهیم داشت . در اینجا متذکر می شویم که ASD از نوع فرکانس متغییر بر دو نوع است :
الف : طرح های حاوی ارتباط DC (جریان مستقیم)
ب : سیکلو کنورتورها
در طرح های حاوی ارتباط DC منبع تغذیه AC توسط یکسوساز ، یکسو شده و سپس توسط اینورتر مجدداً به منبع AC دست می یابیم . اینورتر ها بر دو نوع اند :

.

۱= اینورترهای تغذیه ولتاژ (اینورترهای ولتاژ )
۲= اینورترهای تغذیه جریان ( اینورترهای جریان )
در اینورترهای ولتاژ ، متغییر تحت کنترل همان ولتاژ و فرکانس اعمالی به استاتور است . در اینورترهای جریان بر دامنه جریان وفرکانس استاتور کنترل داریم . اینورترهای ولتاژ بر دو نوع اند :
۱=اینورترهای با موج مربعی
۲= اینورترهای با مدولاسیون عرض یا پهنای پالس (PWM) .

.

ترکیب اساسی مبدلها
سرعت یک موتور القائی توسط سرعت سنکرون ولغزش رتور تعیین می گردد . سرعت سنکرون بستگی به فرکانس تغذیه دارد و لغزش را می توان با تنظیم ولتاژ و جریان اعمالی به موتور تغییر داد . به طور کلی روشهای کنترل دور موتورهای القائی را می توان بصورت زیر تقسیم بندی نمود :
۱- ولتاژ متغییر ، فرکانس ثابت ۲- ولتاژ وفرکانس متغییر
۳- جریان و فرکانس متغییر ۴- تنظیم قدرت لغزشی
به منظور ایجاد ولتاژ و فرکانس متغییر مطابق شکل (۱-a) از مبدلهای ولتاژ استفاده می گردد که توسط یک منبع ولتاژ dc تولید شکل موج مستطیلی ولتاژ در سمت ac می نمایند که دامنه آن مستقل از بار بوده و به همین دلیل اینورتر های منبع ولتاژ نام دارند . برای ایجاد جریان وفرکانس متغییر مطابق شکل (۱-b) از مبدلهای جریان استفاده می گردد که توسط یک منبع جریان dc تولید شکل موج مستطیلی جریان در سمت ac می نمایند ، که دامنه آن مستقل از بار بوده و بنابراین اینورترهای منبع جریان نام دارند . منبع جریان کنترل شده در ورودی اینورتر توسط یکسو ساز تریستوری ایجاد می گردد که با کنترل جریان توسط حلقه فیدبک جریان وسلف بزرگ صافی در خروجی آن ویژگیهای یک منبع جریان را پیدا می کند . مبدل موجود در سمت موتور جریان مستقیم را تبدیل به جریان سه فاز با فرکانس قابل تنظیم می نماید . سلف بزرگ موجود در حلقه dc سبب صاف نمودن جریان می گردد . سیستم رانش اینورتر منبع جریان مناسب برای عملکرد در حالت تک موتوره می باشد و دارای قابلیت بازگشت انرژی به شبکه ac میباشد . جریان اینورتر توسط حلقه فیدبک جریان کنترل شده و اضافه جریانهای گذرا توسط تنظیم کننده جریان و سلف صافی حذف می گردند و بدین وسیله مجموعه دارای قابلیت استحکام و اطمینان مناسب برای کاربردهای صنعتی می گردد سلف بزرگ سری صافی نرخ افزایش جریان خطا را در هنگام کموتاسیون نا موفق در اینورتر و یا اتصال کوتاه در ترمینالهای خروجی محدود می نماید با حذف سیگنالهای فرمان گیت تریستورهای یکسو ساز می توان بدون از بین رفتن فیوزها و آسیب رسیدن به اینورتر ، تنها با از دست دادن لحظه ای گشتاور خطا را از بین برد .

+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در پنجشنبه پنجم اسفند 1389 و ساعت 0:59 |
 

کاهش مصرف برق:از 10 الی 30 درصد

نمایندگی انحصاری فروش وپخش در شهرستان مراغه و حومه

 

2 سال گارانتی تعویض و3 سال خدمات پس از فروش

 

ماندگاری طولانی عملکرد موثر ذخیره انرژی سیستم بهبود جریان باز گشت چشمگیر سرمایه و

قیمت رقابتی.

ضد امواج الکترو

مغناطیسی ضد الکتریسیته ساکن نصب آسان .

کاهش دهنده مصرف برق تا 30%

تمامي مصرف کننده هاي برقي در هنگام کار نوسانات اضافي و مضري را در شبکه برق مصرف به وجود مي آورند در نتيجه باعث بالا رفتن مصرف اضافي برق و توليد پالسهاي نا خواسته مي شود که طول عمر دستگاه را نيز کاهش مي دهد. با استفاده از اين محصول فرکانسهاي اضافي توليد شده توسط مصرف کننده ها از بين رفته و مصرف برق و در نتيجه هزينه آن کاهش مي يابد. همچنين مي توانيم نمايندگي انحصاري اين دستگاه را به شما واگذار کنيم. جهت اطلاع بيشتر با ما تماس بگيريد

.

کاهش دهنده مصرف برق


کاهش دهنده مصرف برق
دستگاه کاهش مصرف برق (سه فاز - تک فاز)
در واقع دستگاهی است که با نصب موازی و قرارگیری در مدار الکتریکال هر مجموعه مصرفی و با روش فیلترینگ برق و کاهش نیاز به توان Reactive در دستگاههای مصرفی باعث افزایش راندمان شده که می توان حداکثر تا 30 % از مصرف برق و در نتیجه از صرف هزینه جلوگیری بعمل آورد. دستگاه فوق الذکر، دستگاه کاهش مصرف POWER SAVE نام دارد که تکنولوژی سال 2008 آمریکا و تولید تایوان می باشد.
- خصوصیات اصلی و توانمندیهای ایجاد شده در مدار مصرفی:
•ذخیره سازی انرژی برق به شکل کاملا" بهینه.
•کاهش هزینه برق مصرفی از 12 تا  درصد در کل مجموعه.
•برگشت سرمایه هزینه شده حداکثر، بین 3 تا 12 ماه پس از نصب دستگاه.
•تثبیت و بهبود ولتاژ خط و در نتیجه افزایش طول عمر دستگاههای مصرفی بهمراه ایجاد خصوصیت استابلایزر در مدار.
•ایمنی دستگاه کاهش مصرف در مقابل شوک های جریان برق.
•جلوگیری از افزایش گرمای خطوط برق ( به دلیل استفاده از دستگاههای پر مصرف ) و در نتیجه جلوگیری از تقاضای اضافی جریان برق که منجر به افزایش طول عمر دستگاههای الکتریکی و الکترونیکی مصرف کننده می گردد.
•بهبود جریان الکتریکی خطوط به شکل هوشمند و هماهنگ با نوع دستگاه مصرفی و کاهش مقاومت خطوط برق .
•کاهش نویزهای الکتریکی ، بهینه سازی
ضریب توان ، صاف کردن ولتاژ ورودی به دستگاههای مصرف کننده
- مزایا استفاده از سیستم کاهش مصرف:
•بالا بردن ظرفیت الکتریکی موجود در سیستم.
حذف خطر شوکهای الکتریکی بر روی وسایل و تجهیزات حساس ( انجام عملیات استبلایزر )

کاهش تاثیر خطرات ناشی از نویزهای الکتریکی در دستگاههای مصرف کننده و در نتیجه افزایش طول عمر این تجهیزات
نصب رایگان

تلفن تماس:04212222193

 

موبایل :09354212233

 

آدرس:اول خ امام نرسیده به امام زاده فروشگاه رضا ایلایی

+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در دوشنبه یکم مهر 1387 و ساعت 13:7 |

PLC  های معمولی :

PLC ( کنترل کننده منطقی برنامه پذیر ) ؛ وسیله ای است که برای جانشینی مدارات رله ای جهت کنترل ماشینها، اختراع شده است . PLC ها با توجه به ورودی ها یشان کار می کنند . کاربرها معمولاً برنامه مورد نیاز خود را توسط نرم افزار وارد دستگاه می کنند تا به نتیجه مطلوب خود برسند .

PLC ها در خیلی از وسایل و لوازم دنیای اطراف ما استفاده می شوند . اگر میگوئیم اکنون دوره صنعت است ، بهتر است بگوئیم دوره PLC است . اگر شغل شما مرتبط به ماشین سازی ، بسته بندی ، مواد شناسی ، مونتاژ خودکار یا یکی دیگر از صنایع بیشمار است ، شما یکی از کاربران PLC هستید ، وگرنه وقت و پول خود را هدر می دهید .تقریباً تمامی لوازمی که نیاز به نوعی کنترل الکتریکی دارند ، نیازمند PLC هستند .

بعنوان مثال فرض کنید هنگامی که یک سوئیچ روشن می شود ، می خواهیم بدون توجه به زمان روشن بودن سوئیچ ، یک سیم پیچ به مدت 5 ( پنج ) ثانیه روشن و سپس خاموش شود گردد. می توانیم این کار  را با یک تایمر خارجی ساده انجام دهیم . ولی اگر بخواهیم با 10 ( ده ) سوئیچ و سیم پیچ این کار را انجام بدهیم چه ؟؟؟ به 10 ( ده ) تایمر خارجی نیاز خواهیم داشت . حال تصور کنید بخواهیم تعداد روشن شدن سوئیچ را نیز شمارش کنیم ، در اینصورت به شمارنده های خارجی زیادی نیاز خواهیم داشت .

همان طور که ملاحظه فرمودید با بزرگتر شدن پروسه نیاز ما به PLC  بیشتر می شود . ما به راحتی می توانیم PLC را طوری برنامه ریزی کنیم که ورودی هایش را بشمارد و سیم پیچ را برای مدت زمان مشخصی روشن نماید .

این وبلاگ اطلاعات مناسب جهت نوشتن برنامه های مشکل تر از برنامه مثال بالا را در اختیار شما قرار می دهد . ما به 20 ( بیست ) دستور پایه PLC ها نگاهی می اندازیم . به طور قطع با درک کامل این دستورالعمل ها می توانید بیش از % 80 در خواست های موجود را حل نمایید .

..... درست است ؛ بیش از % 80 !!!!!!!!!!!  

+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 13:6 |
کنترل کننده نرم افزاری است که در قسمت ورودی اطلاعاتی را به صورت باینری دریافت و آنها را طبق برنامه ایی که در حافظه اش ذخيره شده پردازش می نماید و نتیجه عمليات را نیز از قسمت خروجی به صورت فرمان هایی به گیرنده ها و اجرا کننده های فرمان ارسال می کند
قش PLC در اتوماسیون صنعتی:
كنترل بهتر فرآیندهای تولید
سرعت و دقت عمل بالا
توانایی خواندن انواع ورودی‌ها ی دیجیتال،آنالوگ و فركانس بالا
توانایی انتقال فرمان به سیستم‌ها و قطعات خروجی نظیر مانیتورهای صنعتی ، موتور، شیر‌برقی ، ...
امكانات اتصال به شبكه
ابعاد بسیار كوچك
سرعت پاسخگویی بسیار بالا
ایمنی ، دقت و انعطاف پذیری زیاد
شبکه کردن PLC ها و امکان مدیریت آنها با یک کامپیوتر مرکزی
مزایای استفاده از PLC :
1-سیم بندی سیستم‌های جدید در مقایسه با سیستم‌های كنترل رله‌ای تا 80٪ كاهش می‌یابد.
2-از آنجاییكه PLC توان بسیار كمی مصرف می‌كند، توان مصرفی بشدت كاهش پیدا خواهد كرد.
3-توابع عیب یاب داخلی سیستم PLC ، تشخیص و عیب‌یابی سیستم را بسیار سریع و راحت می‌كند.
4-برعكس سیستم‌های قدیمی در سیستم‌های كنترلی جدید اگر نیاز به تغییر در نحوه كنترل یا ترتیب مراحل آن داشته باشیم، بدون نیاز به تغییر سیم‌بندی و تنها با نوشتن چند خط برنامه این كار را انجام می‌دهیم. در نتیجه وقت و هزینه بسیار بسیار اندكی صرف انجام اینكار خواهد شد.
5-در مقایسه با تابلو‌های قدیمی در سیستم‌های مبتنی بر PLC نیاز به قطعات كمكی از قبیل رله ، كانتر، تایمر، مبدل‌های A/D و D/A و... بسیار كمتر شده است. همین امر نیز باعث شده در سیستم‌های جدید از سیم‌بندی،  پیچیدگی و وزن تابلو‌ها به نحو چشمگیری كاسته شود.
PLC ها استهلاک مکانیکی ندارند بنابراین علاوه بر عمر بیشتر، نیازی به تعمیرات و سرویس های دوره ای نخواهند داشت.
7-بر خلاف مدارات رله کنتاکتوری، نویزهای الکترونیکی و صوتی ایجاد نمی کنند.
از آنجاییكه سرعت عملكرد و پاسخ‌دهی  PLC در حدود میكرو‌ثانیه و نهایتا میلی ثانیه است،  لذا زمان لازم برای انجام هر سیكل كاری ماشین بطور قابل ملاحظه‌ای كاهش یافته و این امر باعث افزایش میزان تولید و بالا رفتن بازدهی دستگاه می‌شود.
8-ضریب اطمینان و درجه حفاظت این سیستم‌ها بسیار بالا تر از ماشین‌های رله‌ای است.
وقتی توابع كنترل پیچیده‌تر و تعداد I/O ها خیلی زیاد باشد، جایگزین كردن PLC بسیار كم ‌هزینه‌تر و راحت‌تر خواهد بود.
کاربردهای PLC در صنعت:
1-صنایع اتومبیل سازی
تست قطعات و تجهيزات ، سیستم های رنگ پاش ، شکل دادن بدنه بوسيله پرس های اتوماتيک ، سوراخ کاری ، اتصال قطعات
2-صنایع پلاستیک سازی
ماشین های ذوب و قالب گیری تزریقی ، دمش هوا ، سیستم های تولید و آناليز پلاستیک
3-صنایع سنگین
کوره های صنعتی ، سیستم های کنترل دمای اتوماتیک ، وسایل و تجهيزات مورد استفاده در ذوب فلزات
4-صنایع شیمیایی
سیستم های مخلوط کننده ، دستگاه های ترکیب کننده مواد با نسبت های مختلف
5-صنایع غذایی
سیستم های عصاره گيری و بسته بندی
6-صنایع ماشینی
صنایع بسته بندی ، صنایع چوب ، سیستم های سوراخ کاری ، سیستم های اعلام خطر و هشدار دهنده ، سیستم های استفاده شده درجوش فلزات
7-صنایع حمل و نقل
جرثقیل ها ، سیستم های نوار نقاله ، تجهيزات حمل ونقل
8-صنایع تبدیل انرژی
ایستگاه های تقویت فشار گاز ، ایستگاه های توليد نیرو، کنترل پمپ های آب ، سیستم های تصفيه آب و هوای صنعتی ، سیستم های تصفیه و باز یافت تصفيه و بازیافت گاز
9-خدمات ساختمانی
تکنولوژی بالابری ، کنترل هوا و تهویه مطبوع ،سیستم های روشنایی خودکار
انتخاب PLC مناسب :
برای استفاده از PLC مناسب در یک پروژه باید موارد زیر را معین نمود :
دقت و سرعت انجام پروژه
تعداد ورودی و خروجی ها
نوع بار (جریان خروجی و ولتاژ آن)
نوع تغذیه
در پروسه هايي که تعدادI/O ها محدود بوده ونیاز به برنامه نويسی پیچیده ندارند می توان از کنترل کننده های Mini Plc استفاده کرد.
لوگو شاید ساده ترین نوع Plc باشد که به توان از آن برای آشنايي و آغاز به کار با Plc بهره برد. این کنترلر سخت افزاری برای کاربردهای صنعتی با حجم کار کم و ساده قابلیت لازم را دارا است.
هرPLC از دو قسمت زیر تشکیل شده است
1-سخت افزار
2-نرم افزار
سخت افزار LOGO شامل :
ماژول اصلی
کارت های افزایشی
ماژول تغذيه
قطعات جانبی
که هر کدام را بطور مفصل توضیح می دهیم
فعلا ......
+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 13:5 |
+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 9:43 |

مقدمه

دیودها جریان الکتریکی را در یک جهت از خود عبور می‌‌دهند و در جهت دیگر در مقابل عبور جریان از خود مقاومت بالایی نشان می‌‌دهند. این خاصیت آنها باعث شده بود تا در سالهای اولیه ساخت این وسیله الکترونیکی ، به آن دریچه یا Valve هم اطلاق شود. از لحاظ الکتریکی یک دیود هنگامی عبور جریان را از خود ممکن می‌‌سازد که شما با برقرار کردن ولتاژ در جهت درست (+ به آند و - به کاتد) آنرا آماده کار کنید. مقدار ولتاژی که باعث می‌شود تا دیود شروع به هدایت جریان الکتریکی نماید ولتاژ آستانه یا (forward voltage drop) نامیده می‌شود که چیزی حدود 0.6 تا 0.6 ولت می‌‌باشد.



img/daneshnameh_up/a/ac/diode-2.gif

ولتاژ معکوس

هنگامی که شما ولتاژ معکوس به دیود متصل می‌‌کنید (+ به کاتد و - به آند) جریانی از دیود عبور نمی‌کند، مگر جریان بسیار کمی که به جریان نشتی یا Leakage معرف است که در حدود چند µA یا حتی کمتر می‌‌باشد. این مقدار جریان معمولآ در اغلب مدارهای الکترونیکی قابل صرفنظر کردن بوده و تأثیر در رفتار سایر المانهای مدار نمی‌گذارد. اما نکته مهم آنکه تمام دیودها یک آستانه برای حداکثر ولتاژ معکوس دارند که اگر ولتاژ معکوس بیش از آن شود دیود می‌‌سوزد و جریان را در جهت معکوس هم عبور می‌‌دهد. به این ولتاژ آستانه شکست یا Breakdown گفته می‌شود.



img/daneshnameh_up/6/68/diode-1.gif

دسته بندی دیودها

در دسته بندی اصلی ، دیودها را به سه قسمت اصلی تقسیم می‌‌کنند، دیودهای سیگنال (Signal) که برای آشکار سازی در رادیو بکار می‌‌روند و جریانی در حد میلی آمپر از خود عبور می‌‌دهند، دیودهای یکسو کننده (Rectifiers) که برای یکسو سازی جریانهای متناوب بکار برده می‌‌شوند و توانایی عبور جریانهای زیاد را دارند و بالاخره دیودهای زنر (Zener) که برای تثبیت ولتاژ از آنها استفاده می‌شود.

اختراع دیود پلاستیکی

 

(plastic diode)

محققان فیزیک دانشگاه اوهایو (Ohio State University) توانستند دیود تونل پلیمری اختراع کنند. این قطعه الکترونیکی منجر به ساخت نسل آینده حافظه‌های پلاستیکی کامپیوتری و چیپهای مدارات منطقی خواهد شد. این قطعات کم مصرف و انعطاف پذیر خواهند بود. ایده اصلی از سال 2003 که یک دانشجوی کارشناسی دانشگاه اوهایو ، سیتا اسار ، شروع به طراحی سلول خورشیدی پلاستیکی نمود بوجود آمد. تیم پژوهشی توسط پاول برگر (Paul Berger) ، پروفسور الکترونیک و مهندسی کامپیوتر و همچنین پروفسور فیزیک دانشگاه اوهایو رهبری می‌شود.
+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 9:37 |



جریان الکتریکی در الکتریسته ، جریان سرعت عبور الکترونها در یک سیم مسی یا جسم رسانا است. جریان قراردادی در تاریخ علم الکتریسته ابتدا به صورت عبور بارهای مثبت تعریف شد. هر چند امروزه می‌دانیم که در صورت داشتن رسانای فلزی ، جریان الکتریسته ناشی از عبور بارهای منفی ، الکترون ، در جهت مخالف است. علیرغم این درک اشتباه ، کماکان تعریف قراردادی جریان تغییری نکرده است. نمادی که عموما برای نشان دادن جریان الکتریکی (میزان باری که در ثانیه از مقطع هادی عبور می‌کند) در مدار بکار می‌رود، I است.

مقدمه

در یک هادی عایق شده مانند قطعه‌ای سیم مسی ، الکترونهای آزاد شبیه مولکولهای گازی که در ظرفی محبوس شده‌اند، حرکات کاتوره‌ای انجام می‌دهند و مجموعه حرکات آنها در طول سیم هیچ گونه جهت مشخصی ندارد. تعداد الکترونهایی که به چپ حرکت می‌کنند با تعداد الکترونهایی که به راست حرکت می‌کنند، یکی است و برآیند آنها صفر می‌باشد. ولی اگر دو سر سیم را به باتری وصل کنیم، این برآیند دیگر صفر نیست.



 

تاریخچه

تاریخ الکتریسیته به 600 سال قبل از میلاد می‌رسد. در داستانهای میلتوس (Miletus) می‌خوانیم که یک کهربا در اثر مالش کاه را جذب می‌کند. مغناطیس از موقعی شناخته شد که مشاهده گردید، بعضی از سنگها مثل مگنیتیت ، آهن را می‌ربایند. الکتریسیته و مغناطیس ، در ابتدا جداگانه توسعه پیدا کردند، تا این که در سال 1825 اورستد (Orested) رابطه‌ای بین آنها مشاهده کرد. بدین ترتیب اگر جریانی از سیم بگذرد می‌تواند یک جسم مغناطیسی را تحت تأثیر قرار دهد. بعدها فاراده کشف کرد که الکتریسیته و مغناطیس جدا از هم نیستند و در مبحث الکترومغناطیس قرار می‌گیرد.

مشخصات جریان الکتریکی

از نظر تاریخی نماد جریان I ، از کلمه آلمانی Intensit که به معنی شدت است، گرفته شده است. واحد جریان الکتریکی در دستگاه SI ، آمپر است. به همین علت بعضی اوقات جریان الکتریکی بطور غیر رسمی و به دلیل همانندی با واژه ولتاژ ، آمپراژ خوانده می‌شود. اما مهندسین از این گونه استفاده ناشیانه ، ناراضی هستند.

آیا شدت جریان در نقاط مختلف هادی

متفاوت است؟

شدت جریان در هر سطح مقطع از هادی مقدار ثابتی است و بستگی به مساحت مقطع ندارد. مانند این که مقدار آبی که در هر سطح مقطع از لوله عبور می‌کند، همواره در واحد زمان همه جا مساوی است، حتی اگر سطح مقطعها مختلف باشد. ثابت بودن جریان الکتریسیته از این امر ناشی می‌شود که بار الکتریکی در هادی حفظ می‌شود. در هیچ نقطه‌ای بار الکتریکی نمی‌تواند روی هم متراکم شود و یا از هادی بیرون ریخته شود. به عبارت دیگر در هادی چشمه یا چاهی برای بار الکتریکی وجود ندارد.



 

سرعت رانش

میدان الکتریکی که بر روی الکترونهای هادی اثر می‌کند، هیچ گونه شتاب برآیندی ایجاد نمی‌کند. چون الکترونها پیوسته با یونهای هادی برخورد می‌کنند. لذا انرژی حاصل از شتاب الکترونها به انرژی نوسانی شبکه تبدیل می‌شود و الکترونها سرعت جریان متوسط ثابتی (سرعت رانش) در راستای خلاف جهت میدان الکتریکی بدست می‌آورند.

چگالی جریان الکتریکی

جریان I یک مشخصه برای اجسام رسانا است و مانند جرم ، حجم و ... یک کمیت کلی محسوب می‌شود. در حالی که کمیت ویژه‌ دانستیه یا چگالی جریان j است که یک کمیت برداری است و همواره منسوب به یک نقطه از هادی می‌باشد. در صورتی که جریان الکتریسیته در سطح مقطع یک هادی بطور یکنواخت جاری باشد، چگالی جریان برای تمام نقاط این مقطع برابر j = I/A است. در این رابطه A مساحت سطح مقطع است. بردار j در هر نقطه به طرفی که بار الکتریکی مثبت در آن نقطه حرکت می‌کند، متوجه است و بدین ترتیب یک الکترون در آن نقطه در جهت j حرکت خواهد کرد.

اشکال مختلف جریان الکتریکی

در هادیهای فلزی ، مانند سیمها ، جریان ناشی از عبور الکترونها است، اما این امر در مورد اکثر هادیهای غیر فلزی صادق نیست. جریان الکتریکی در الکترولیتها ، عبور اتمهای باردار شده به صورت الکتریکی (یونها) است، که در هر دو نوع مثبت و منفی وجود دارند. برای مثال، یک پیل الکتروشیمیایی ممکن است با آب نمک (یک محلول از کلرید سدیم) در یک طرف غشا و آب خالص در طرف دیگر ساخته شود. غشا به یونهای مثبت سدیم اجازه عبور می‌دهد، اما به یونهای منفی کلر این اجازه را نمی‌دهد. بنابراین یک جریان خالص ایجاد می‌شود.

جریان الکتریکی در پلاسما عبور الکترونها ، مانند یونهای مثبت و منفی است. در آب یخ زده و در برخی از الکترولیتهای جامد ، عبور پروتونها ، جریان الکتریکی را ایجاد می‌کند. نمونه‌هایی هم وجود دارد که علیرغم اینکه در آنها ، الکترونها بارهایی هستند که از نظر فیزیکی حرکت می‌کنند، اما تصور جریان مانند 'حفره‌های (نقاطی که برای خنثی شدن از نظر الکتریکی نیاز به یک الکترون دارند) مثبت متحرک ، قابل فهم تر است. این شرایطی است که در یک نیم هادی نوع p وجود دارد.

اندازه گیری جریان الکتریکی

جریان الکتریکی را می‌توان مستقیما توسط یک گالوانومتر اندازه گیری کرد. اما این روش نیاز به قطع مدار دارد که گاهی مشکل است. جریان را می‌توان بدون قطع مدار و توسط اندازه گیری میدان مغناطیسی که جریان تولید می‌کند، محاسبه کرد. ابزارهای مورد نیاز برای این کار شامل سنسورهای اثر هال ، کلمپ گیره‌های جریان و سیم پیچهای روگووسکی است.

مقاومت الکتریکی

اگر اختلاف پتانسیل معینی را یک بار به دو انتهای سیم مسی و بار دیگر به دو انتهای میله چوبی وصل کنیم، شدت جریانهای حاصل در هر لحظه با هم اختلاف زیادی خواهند داشت. خاصیتی از هادی را که اختلاف مزبور را باعث می‌شود، مقاومت الکتریکی گویند، که آن را با R نشان می‌دهند و مقدار آن برابر R = V/I است که در آن V اختلاف پتانسیل بین دو سر سیم و I جریان الکتریکی است. واحد مقاومت الکتریکی اهم یا ولت بر آمپر می‌باشد.

توان الکتریکی

یک مدار الکتریکی را در نظر می‌گیریم که حامل جریان I و ولتاژ V بوده و یک مقاومت Rدر آن قرار دارد. بار الکتریکی dq موقع عبور از مقاومت به اندازه Vdq ، از انرژی پتانسیل الکتریکی خود را از دست می‌دهد. طبق قانون بقای انرژی ، این انرژی در مقاومت به صورت دیگری ، مثلا گرما ظاهر می‌شود. گر در مدت زمان dt ، انرژی du حاصل شود، در این صورت داریم:


P=du/dt

در این رابطه P ، توان الکتریکی است که دارای واحد وات می‌باشد. برای یک مقاومت می‌توان توان را به صورت زیر:


P = RI2
+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 9:35 |

به هم بستن مقاومتها

مقدمه

اگر سرهای هر یک دو میله مسی و چوبی را که از نظر هندسی مشابه هستند، به اختلاف پتانسیل یکسانی وصل کنیم، جریانهای حاصل در آنها بسیار متفاوت خواهد بود. مشخصه‌ای از ماده رسانا که در اینجا دخالت دارد مقاومت است. مقاومت میان دو نقطه از یک رسانا را گاهی اوقات مقاوم نیز می‌گویند و در مدار الکتریکی با نماد --^^^― نمایش می‌دهند. در کاربردهای عملی در هر مدار چندین مقاومت وجود دارد. این مقاومتها به دو صورت می‌توانند به همدیگر متصل شوند: یک حالت اتصال سری یا متوالی است و حالت دوم اتصال موازی می‌باشد.

قانون اهم

اگر به دو سر یک رسانا اختلاف پتانسیل متغیر V را اعمال کنیم و به ازای هر اختلاف پتانسیل اعمال شده ، جریان گذرنده از مقاومت را اندازه بگیریم و نتیجه این اندازه گیریها را در یک نمودار که محور افقی آن بیانگر اختلاف پتانسیل و محور قائم نشان دهنده جریان است، رسم کنیم، نمودار حاصل خط راستی خواهد بود. این خط راست بیانگر این است که مقاومت این رسانا همواره ثابت است و به ولتاژی که برای اندازه‌ گیری آن اعمال می‌کنیم، بستگی ندارد. این نتیجه مهم که در مورد رساناهای فلزی صادق است، به قانون اهم معروف است.

قوانین کیرشهف

قوانین کیرشهف که در مورد مدارهای اکتریکی برای تشریح مدار مورد استفاده قرار می‌گیرند، عبارتند از :

قانون اول

فرض کنید از یک مدار الکتریکی با مقاومت الکتریکی R ، جریان i عبور می‌کند، هرگاه مقاومت در جهت جریان طی شود، تغییر پتانسیل آن iR- و در جهت مخالف جریان ، تغییر پتانسیل iR- خواهد بود.

قانون دوم

اگر یک منبع نیروی محرکه الکتریکی در جهت نیروی محرکه طی شود، تغییر پتانسیل آن ε+ و در جهت مخالف ، تغییر پتانسیل برابر ε- خواهد بود.

اتصال سری مقاومتها

چند مقاومت موقعی بطور سری به هم بسته شده‌اند که مجموع اختلاف پتانسیلهای دو سر هر یک از آنها برابر با اختلاف پتانسیل اعمال شده به دو سر ترکیب باشد. در این حالت مقاومتها پشت سر هم قرارخواهند گرفت. به عنوان مثال ، یک مدار الکتریکی را در نظر بگیرید که شامل منبع نیروی محرکه که الکتریکی ε (باتری) و سه مقاومت به اندازه‌های R_1 و R_2 و R_3 باشد. همچنین فرض کنید که این مقاومتها بصورت متوالی یا سری در مدار قرار گرفته‌اند و ما می‌خواهیم مقاومت معادل این مدار را پیدا کنیم.

ابتدا یادآوری می‌کنیم که مقاومت معادل ، مقاومتی است که می‌تواند جایگزین سه مقاومت شده و نقش آنها را در مدار بازی کند. چون مقاومتها به صورت سری یا متوالی قرارگرفته‌اند، لذا مقدار جریانی که از هر یک از مقاومتها عبور می‌کند، برابر بوده و مجموع اختلاف پتانسیل دو سر هر یک از مقاومتها با اختلاف پتانسیل اعمال شده به دو سر ترکیب آنها برابر خواهد بود. به این ترتیب ، اگر رابطه بین جریان ، اختلاف پتانسیل و مقاومت هر مقاومت را نوشته و رابطه اختلاف پتانسیل کل ترکیب با اختلاف پتانسیل دو سر هر یک از مقاومتها را بنویسیم، به این نتیجه می‌رسیم که مقاومت معادل برابر با مجموع سه مقاومت خواهد بود. یعنی اگر مقاومت معادل را با R_eq نشان دهیم، در این صورت



خواهد بود. در حالت کلی ، می‌توان گفت که اگر تعداد n مقاومت در یک مدار به صورت سری یا متوالی به همدیگر وصل شده‌ باشند و اندازه مقاومت هر مقاومت با R که اندیس آن مشخص کننده آن است، نشان دهیم، در این صورت مقاومت معادل به صورت زیر در می‌آید:


اتصال موازی مقاومتها

اگر چنانچه دو مقاومت به گونه‌ای به یکدیگر وصل شوند که دو سر آنها به هم وصل شود، یعنی اختلاف پتانسیل دو سر آنها با هم برابر باشد، اتصال مقاومتها را اتصال موازی می‌گویند. برای تشریح این حالت باز یک مثال ساده را در نظر گرفته، سپس نتیجه را در حالت کلی تعمیم می‌دهیم.

فرض کنید مداری داریم که از یک منبع نیروی محرکه الکتریکی و سه مقاومت به اندازه‌های R_1 و R_2 و R_3 که به صورت موازی به هم وصل می‌شوند، تشکیل شده ‌است. هچنین فرض کنید که جریان کل تولید شده توسط منبع i باشد. طبیعی است که در این حالت جریان کل برابر با مجموع جریانهای گذرنده از هر مقاومت خواهد بود. بنابراین اگر جریان گذرنده از مقاومتها را به ترتیب با i_1 و i_2 و i_3 نشان دهیم و اختلاف پتانسیل کل که برابر با اختلاف پتانسیل دو سر هر یک از مقاومتهاست، V باشد، در این صورت چون i= i_1 + i_2 + i_3 است و نیز به دلیل اینکه رابطه جریان و اختلاف پتانسیل هر مقاومت را می‌توان به صورت

و و


نوشت، لذا مقاومت معادل به صورت



خواهد بود. بدیهی است که در حالت کلی ، یعنی ترکیب تعداد n مقاومت (هر مقاومت با اندیس در زیر R مشخص می‌شود) مقاومت معادل به صورت زیر در می‌آید:

+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 9:30 |

 مقاومت الکتریکی

یک مقاومت ایده‌ال عنصری است با یک مقاومت الکتریکی که صرفنظر از ولتاژ اعمالی به دو سرش یا جریان الکتریکی عبوری از آن ، ثابت می‌ماند. اما بدلیل اینکه مقاومتهای جهان واقعی نمی‌توانند این شرایط ایده‌ال را برآورده سازند، آنها را بگونه‌ای طراحی می‌کنند که در برابر تغییرات دما و دیگر عوامل محیطی ، نوسانات کمی در مقاومت الکتریکی شان ایجاد شود. مقاومتها ممکن است که ثابت یا متغییر باشند. مقاومتهای متغیر پتانسیومتر یا رئوستا نیز خوانده می‌شوند و این اجازه را می‌دهند که مقاومت وسیله توسط تنظیم یک میله یا لغزش یک ابزار کنترلی ، تغییر کند.







برخی از مقاومتها بلند و نازک هستند و ماده مقاوم حقیقی در وسط آنها قرار دارد و یک پایه هادی در هر انتهای آن نصب شده است. به این مقاومت بسته محوری گفته می‌شود. تصویر سمت راست یک ردیف از مقاومتهایی را نشان می‌دهد که عموما در یک بسته بندی قرار داده می‌شوند. مقاومتهای استفاده شده در کامپیوترها و دیگر وسایل ، نوعا خیلی کوچکتراند و اغلب در بسته‌های با پایه سطحی (فن آوری پایه سطحی) بدون سیمهای رابط بکار می‌روند. مقاومتهای با توان بالاتر را در بسته‌های محکمتری قرار می‌دهند و بگونه‌ای طراحی شده‌اند که گرما را بطور موثری از بین ببرند، اما تمامی آنها دارای همان ساختار قبلی مقاومتها هستند.

مقاومتها به عنوان بخشی از شبکه‌های الکتریکی بکار می‌روند و در علم میکرو الکترونیک و ابزارهای نیمه هادی شرکت دارند. اندازه گیری دقیق یک مقاومت بصورت نسبت ولتاژ به جریان است و واحد آن در دستگاه SI، اهم است. یک عنصر دارای مقاومت 1 اهم است اگر یک ولتاژ 1 ولتی دو سر عنصر منجر به یک جریان 1 آمپر شود که معادل جریان یک کولمب بار الکتریکی (تقریبا 6.242506 X 10 18 الکترون) در ثانیه در جهت مخالف است.

یک جسم فیزیکی نوعی مقاومت است. اکثر فلزات، مواد هادی هستند و در برابر جریان الکتریسته مقاومت کمی دارند. بدن انسان ، یک تکه پلاستیک ، یا حتی یک خلا دارای مقاومتهایی هستند که قابل اندازه گیری است. موادی که دارای مقاومتهای بسیار بالایی هستند عایق نامیده می‌شوند.







رابطه بین ولتاژ ، جریان و مقاومت در یک جسم توسط یک معادله ساده که از قانون اهم گرفته شده و اغلب با آن اشتباه می‌شود، بیان می‌شود:


V = IR

که در آن V ولتاژ دو سر مقاومت بر حسب ولت ، I جریان عبور کننده از مقاومت بر حسب آمپر و R مقدار مقاومت بر حسب اهم است. اگر V و I دارای یک رابطه خطی باشند که به مفهوم ثابت بودن R در یک محدوده است، آنگاه این ماده در آن محدوده اهمی خوانده می‌شود. یک مقاومت ایده آل دارای مقاومت ثابت در تمامی فرکانسها و مقادیر ولتاژ و جریان است. مواد ابر رسانا در دماهای بسیار پایین دارای مقاومت صفر هستند. عایقها ( نظیر آزمایشهای مربوط به هوا ، الماس ، یا مواد غیر هادی) ممکن است دارای مقاومتهایی بسیار بالا (اما نه بینهایت) باشند. لکن تحت ولتاژهای به میزان کافی زیاد، دچار شکست می شوند و جریان بزرگی را از خود عبور می‌دهند.

مقاومت یک عنصر را می‌توان از مشخصه‌های فیزیکی آن محاسبه کرد. مقاومت با طول عنصر و مقاومت ویژه (یک خاصیت فیزیکی ماده) آن بطور مستقیم متناسب است و با سطح مقطع آن رابطه عکس دارد. معادله محاسبه مقاومت یک بخش ماده مانند زیر است:


R = rL/A

که در آن r مقاومت ویژه ماده ، L طول و A مساحت سطح مقطع است. این معادله را می‌توان برای موادی که از نظر شکل پیچیده‌ترند، بصورت انتگرالی نیز نوشت. اما این فرمول ساده برای سیمهای استوانه‌ای و اغلب هادیهای عمومی قابل استفاده است. این مقدار می‌تواند در فرکانسهای بالا به علت اثر پوستی ، که سطح مقطع در دسترس را کاهش می‌دهد، تغییر کند. مقاومتهای استاندارد را در مقادیری از چند میلی اهم تا حدود یک گیگا اهم به فروش می‌رسانند. تنها محدوده مشخصی از مقادیر که مقادیر ترجیح داده شده نام دارند در دسترس هستند.

در عمل ، اجزای گسسته فروخته شده به عنوان مقاومت ، یک مقاومت کامل آنگونه که در بالا تعریف شد، نیستند. مقاومتها معمولا توسط خطایشان (حداکثر تغییرات مورد انتظار نسبت به مقاومت مشخص شده) بیان می‌شوند.
در یک مقاومت با رنگ کد گذاری شده باند منتهی الیه سمت راست. اگر به رنگ نقره‌ای باشد خطای 10 درصد ، اگر به رنگ طلایی باشد خطای 5 درصد ، اگر به رنگ قرمز باشد خطای 2 درصد و اگر به رنگ قهوه‌ای باشد خطای 1 درصد را نشان می‌دهد. مقاومتهای با خطای کمتر هم وجود دارند که مقاومتهای دقیق خوانده می‌شوند.

یک مقاومت دارای حداکثر ولتاژ و جریانی است که فراتر از آنها ، مقاومت ممکن است تغییر کند (در بعضی موارد به شدت) یا از نظر فیزیکی از بین برود (برای مثال بسوزد). اگر چه که برخی از مقاومتها دارای ولتاژ و جریان نامی‌اند، اغلب آنها توسط یک توان فیزیکی حداکثر که توسط اندازه فیزیکی تعیین می‌شود، ارزیابی می‌شوند. عموما توان نامی برای مقاومتهای کامپوزیت کربن و مقاومتهای ورقه فلزی 1.8 وات ، 1.4 وات و 1.2 وات است. مقاومتهای ورق فلزی نسبت به مقاومتهای کربنی در برابر تغییرات دما و گذر زمان پایدارترند.

مقاومتهای بزرگتر قادرند که گرمای بیشتری را بدلیل سطح وسیعترشان از بین ببرند. مقاومتهای سیم پیچی شده و پر شده با شن هنگامی بکار می‌روند که توان نامی بالاتری مانند 20 وات مورد نیاز باشد. بعلاوه تمامی مقاومتهای حقیقی کمی خواص سلفی و خازنی از خود نشان می‌دهند که رفتار دینامیکی مقاومت ، ناشی از معادله ایده آل آن را تغییر می‌دهد.
هر کدام از مقاومتهای یک ساختار مداری سری و موازی دارای اختلاف پتانسیل (ولتاژ) یکسان هستند. برای محاسبه مقاومت معادل کل آنها:


Req-1 = 1/R1 + 1/R2 + … + 1/Rn

خاصیت موازی بودن را می‌توان برای ساده سازی معادله ، با دو خط موازی (مانند هندسه) در معادلات نمایش داد. برای دو مقاومت موازی داریم:


(Req = R1R2/(R1 + R2

جریان هر مقاومت در مدارهای سری و موازی ثابت است، اما ولتاژ در طول هر مقاومت ممکن است متفاوت باشد. مجموع اختلاف پتانسیلها (ولتاژ) برابر ولتاژ کلی است. برای محاسبه مقاومت کلی آنها:


R = R1 + R2 + … + Rn

یک شبکه مقاومتی که ترکیبی از مدارهای سری و موازی است را می‌توان به اجزا کوچکتری تجزیه کرد که یکسان یا غیر یکسانند. برای مثال:

مقاومتهای متغیر

مقاومت متغیر مقاومتی است که مقدارش می‌تواند توسط یک حرکت مکانیکی تعیین شود، برای مثال توسط دست تنظیم شود. مقاومتهای متغیر می‌توانند از نوع ارزان و تک دور یا از نوع چند دور با یک عنصر مارپیچی باشند. برخی از آنها حتی دارای نمایشگر مکانیکی تعداد دور نیز هستند. بطور سنتی مقاومتهای متغیر نامطمئن بوده‌اند، چرا که سیم یا فلز خورده یا فرسوده می‌شوند. (یک روش دیگر کنترل که در واقع یک مقاومت نیست اما شبیه آن عمل می‌کند، شامل یک سیستم سنسور فتو الکتریک است که چگالی نوری یک ورقه را اندازه می‌گیرد. بدلیل اینکه سنسور ورقه را لمس نمی‌کند، پوسیدگی رخ نمی‌دهد.)

یک پتانسیومتر نوعی از مقاومتهای متغییر است که بسیار عام است. یکی از استفاده‌های عمومی آن به عنوان کنترل صدا در تقویت کننده‌های صوتی است. یک واریستور اکسید فلزی ، یا MOV نوع بخصوصی از مقاومت است که دارای دو مقدار مقاومت بسیارمتفاوت است، یک مقاومت بسیار بالا در ولتاژ پایین (زیر ولتاژ راه انداز) و یک مقاومت بسیار کم در ولتاژ بالا (بالاتر از ولتاژ راه انداز). این نوع از مقاومت معمولا برای حفاظت اتصال کوتاه در برقگیر تیر برق خیابانها یا به عنوان یک اسنابر استفاده می‌‌‌شود. یک مقاومت با ضریب دمایی مثبت/PTC یک مقاومت وابسته به دما است که دارای یک ضریب دمایی مثبت است.

وقتی که دما افزایش می‌یابد، مقاومت هم زیاد می‌شود. PTC ها اغلب در تلویزیونها بصورت سری با سیم پیچ دمغناطیس کننده یافت می‌شوند که یک جرقه جریان کوتاه را از طریق سیم پیچ در هنگام روشن کردن تلویزیون ایجاد می‌کند. یک نسخه تخصصی یک PTC چند سوییچ است که مانند یک فیوز خود تعمیر عمل می‌کند. یک مقاومت با ضریب دمایی منفی/NTC نیز یک مقاومت وابسته به دماست، اما دارای یک ضریب دمایی منفی است. وقتی که دما افزایش می‌یابد مقاومت NTC کاهش می‌یابد. NTC ها عموما در آشکار سازهای دمای ساده و در ابزارهای اندازه گیری بکار می‌روند.
Req = R1R2/(R1 + R2) + R3
+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 9:28 |
ترانزیستور چگونه کار می کند؟

ترانزیستور کاربرد های زیادی دارد اما دو کاربرد پایه ای آن به عنوان سوئیچ و استفاده در مدولاسیون است که کاربرد دومی بیشتر به عنوان تقوت کننده مورد نظر است.

این دو کاربرد ترانزیستور را می توان اینگونه توضیح داد :
سوئیچ همان کلید است مثل کلید چراغ خواب اتاقتان .دارای دو حالت روشن و خاموش است با قرار دادن کلید در حالت روشن چراغ اتاقتان روشن می شود و با قراردادن کلید در حالت خاموش چراغ خاموش می شود . بله به همین سادگی ! کاربرد ترانزیستور هم به عنوان سوئیچ به همن صورت است.
اما کاربرد تقویت کنندگی آن را می توان بدین صورت توضیح داد :
چراغ خواب نور کمی دارد اما اگر بتوان این نور را چنان زیاد کرد که تمام اتاق را روشن کند آنوقت عمل تقویت کنندگی صورت گرفته است.

فرق بین سوئیچینگ به وسیله ترانزیستور و به وسیله کلید برق! سرعت بسیار زیاد ترانزیستور است که می توان گاهی آن را در مقایسه با کلید آنی در نظر گرفت(صد ها هزار برابر و شاید میلیونها بار سریعتر).و اینکه ترانزیستور را می توان به دیگر منابع الکترونیکی متصل کرد مثلا به میکروفن به منبع سیگنال و حتی به یک ترانزیستور دیگر ....
ترانزیستور از عناصری به نام نیمه هادی مانند سیلیکون و ژرمانیوم ساخته می شود نیمه هادی ها جریان الکتریسیته را نسبتا خوب( – اما نه به اندازه ای خوب که رسانا خوانده شوند مانند مس و آلومنیوم و تقریبا بد اما نه به اندازه ای که عایق نامگذاری شوند مانند شیشه) هدایت می کنند به همین دلیل به آنها نیمه هادی می گویند.
عمل جادویی که ترانزیستور می تواند انجام دهد اینست که می تواند مقدار هادی بودن خود را تغییر دهد . هنگامی که لازم است یک هادی باشد می تواند هدایت خوبی دشته باشد و هنگامی که لازم است تا به عنوان عایق عمل کند جریان بسیار کمی را از خود عبور می دهد که می توان آن را ناچیز شمرد.
نیمه هادی ها در مقابل الکتریسیته عملکرد جالبی دارند یک قطعه از یک عنصر نیمه هادی را بین دو قطع از یک عنصر نیمه هادی دیگر قرار دهید.جریان کم قطعه وسطی قادر است که جریان دو قطعه ی دیگر را کنترل کند. جریان کمی که از قطعه ی وسطی می گذرد برای مثال می تواند یک موج رادیوئی یا جریان خروجی از یک ترانزیستور دیگر باشد .حتی اگر جریان ورودی بسیار ضعیف هم باشد( مثلا یک سیگنال رادیوئی که مسافت زیادی را طی کرده و از رمق افتاده است!) ترانزیستور می تواند جریان قوی مدار دیگری را که به آن وصل است کنترل کند. به زبان ساده ترانزیستور رفتار جریان خروجی از روی رفتار جریان ورودی تقلید می کند.نتیجه می تواند یک سیگنال تقوت شده و پرتوان رادیوئی باشد.


ترانزیستور چه کاری انجام می دهد؟

در میکرو چیپ های امروزی ، که حاوی میلیونها ترانزیستور هستند که در الگو یا طرح مخصوصی چیده شده اند خروجی تقویت شده ی یک ترانزیستور به ورودی ترانزیستور دیگر داده می شود تاآن هم عمل تقویت کنندگی را بر روی ورودی انجام دهد و به همین ترتیب ادامه می یابد که نتیجه یک خروجی تقویت شده و پر توان می باشد . چنین میکروچیپی می تواند سیگنالی بسیار ضعیفی را از آنتن بگیرد و یک صوت قوی و چهار کاناله را تحویل دهد. با ساختن چیپ ها در طراحی های مختلف می توان تایمر هایی برای ساعت یا سنسور هایی برای نشان دادن درجه حرارت و یا کنترل کننده چرخ های ماشین تا قفل نشوند (سیستمABS) ساخت.می توان ترانزیستور ها را در آرایشی دیگر در داخل چیپ قرار داد(طراحی متفاوت) و پروسسور های منطقی و محاسباتی را ساخت که باعث می شوند تا ماشین حسابها محاسبه و کامپیوتر ها پردازش کنندو یا شبکه هایی را برای انتقال مکالمات تلفنی ساخت و یا سیستمهایی را ساخت که بتوانند صدا و تصویر را انتقال دهند.
می توان ترانزیستور ها را در بسته هایی چید که به آنها گیت های منطقی می گویند و می توانند دو عدد 1و 1 را باهم جمع کنند و یا می توان آنها را در آرایشی خاص قرار داد تا کارهای بسیار بزرگی را با استفاده از سرعت سوئیچینگ – 100 میلیون بار بر ثانیه و بیشتر - خود انجام دهند .
البته کار به همین جا ختم نمی شود مداراتی که در چندین سال گذشته برای انجام عملی خاص به وسیله ترانزیستور ها بر روی بورد ها بسته می شود امروزه به مدد طراحی کامپیوتری و تکنیک مدارات مجتمع بر روی یک آی سی هزاران ترانزیستور و سیم کشی های مربوطه و تمام قطعات الکترونیکی لازم قرار داده می شود . شاید بتوان گفت که حجم مدارات هزاران بار کاهش یافته است.
بر همین مقیاس امروزه می توان گفت که ترانزیستور مجانی است ( 1 دلار تقسیم بر یک میلیون ترانزیستور ) و ترانزیستور های داخل مدارات مجتمع واقعا قابل اطمینان هستند.
چیزی که باعث می شود که ترانزیستور ها روز به روز پیشرفت می کنند و بهتر و ارزان تر می شونداین است که به مدد تحقیقات نیمه هادی ها روز به روز بهتر و کاربردی تر می شوند . و این چیزی است که آزمایشگاههای بل برای آن تحقق می کند . دانشمندان این مرکز تحقیقاتی امروزه می دانند که چگونه نیمه هادی هار ا اتم به اتم به صورت مجازی ، از منابع سرشاری که مادر بی دریغ طبیعت در دسترس ما قرار داده است ، به وسیله تکنیک های لایه بندی بسازند.این چیزی است که می توان آن را جادو نامید.

بنابراین، ترانزیستور چیست؟

وسیله ی الکترونیکی شگفت انگیزی است که مجازا دیده نمی شود اما زندگی ما را کاملا و برای همیشه تغییر داده است.
+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت 11:37 |
  ترانزیستور در سال 1947 در آزمایشگاه های بل هنگام تحقیق برای تقویت کننده های بهتر و یافتن جایگزینی بهتر برای رله های مکانیکی اختراع شد.لوله های خلاء، صوت و موسیقی را در نیمه اول قرن بیستم تقویت کرده بودنداما توان زیادی مصرف می کردند و سریعا می سوختند

تاریخچه ترانزیستور قسمت 2

اختراع رادیو


در سال 1895Guglilemo Marconi یک مهندس و مخترع ایتالیایی ، تکنولوژی جدیدی را که به وسیله نیکولا تسلا ابداع شده بود را بوسیله فرستادن سیگنال رادیویی فرا تر از یک مایل عملی ساخت بدین ترتیب ارتباطات بی سیم متولد شد اما موانع زیادی برای همه گیر شده این تکنولوژی وجود داشت.

مشکل آشکار سازی
اولین و مهمترین مشکل آشکار سازی بود.
امواج رادیویی که حامل اطلاعات بودند بایستی بدون سیم انتقال می یافتند اما مشکلی که وجود داشت این بودکه رسیور ها می بایست سیگنال حاوی اطلاعات را تشخیص می دادند.
کشف یک فیزیکدان آلمانی بانام Ferdinand Braun ابزاری برای حل این مسئله شد. Braun کشف کرده بود که شیشه می تواند جریان را در یک جهت آنهم در یک شرایط مشخص از خود عبور دهد.این مشاهده یکسو سازی نام نهاده شد.

Braun و دیگران این کشف را برای ساختن آشکار ساز در گیرنده های رادیویی به کار بردند. عملکرد یکسو سازی باعث می شود که کریستال موج حامل را از قسمت سیگنال حاوی اطلاعات تشخیص دهد.


تقویت
مجموعه های کریستالی فقط زمانی کار می کردند که موج رادیویی برای آشکار سازی به اندازه کافی قوی بود.اما امواج بر اثر فاصله ضعیف می شدند و توان خود را از دست می دادند.و حتی در صورتی که موج آشکار سازی هم می شد اپراتور فقط به وسیله headset قادر به شنیدن سیگنال پخش شده از دستگاه بود.
بنابراین برای اینکه ان تکنولوژی جدید ( ارتباط بی سیم ) کاربردی شود و با بلندی صدای خوبی نیز پخش شود نیاز به یک تقویت کننده بود.

لامپ های خلاء یکسو ساز
گام اول برای حل این مشکل توسطJohn Ambrose Fleming برداته شد.John یک فیزیکدان انگلیسی بود که برای بهبود دریافت سیگنالهای بیسیم تحقیق می کرد.
بر اساس تحقیقات او بر روی "اثر ادیسون" ( گرایش ذرات سیاه برای سیاه کردن سطح داخلی لامپ حبابی در نتیجه ی عبور جریان در یک جهت )، فلمینگ سیستم گیرنده ی رادیویی را با لامپ حبابی که دارای دو الکترود بود مجهز کرد.
در نتیجه ی این اصلاح لامپ حبابی ، الکترونها از کاتود به آنود جریان پیدا می کردند . به محض اینکه جریان از الکترود منفی به الکترود مثبت در داخل حباب جاری می شد،نوسان سیگنال ورودی در جهت جریان قابل آشکار شدن یکسو می گردید.


تقویت کنندگی لامپ خلاء
گام بعدی که در این زمینه برداشته شد اختراع یک آمریکایی با نام Lee De Forest بود این اختراع او یک نو آوری بود که در لامپ خلاء فلمینپ انجام داد. این نو آوری اضافه کردن الکترود سوم بود.این الکترود شبکه ای از سیمهای کوچک بود که که کاتود را احاطه کرده بودند.
پتانسیل منفی این الکترود ، جریان الکترود ها را از کاتود به آنود کنترل می کرد . با کاهش پتانسیل منفی الکترود میزان جاری شدن الکترون ها از داخل حباب افزایش می یافت به ان ترتیب یک تقویت کننده جریان ساخته شد.

+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت 11:35 |
 

1-مدار چپگرد،راستگرد و ستاره،مثلث(دستی)

وسایل و تجهیزات لازم:
 
1.کنتاکتور 4 عدد
2. شستی استپ 1 عدد
3. شستی دوبل 3 عدد
4.فیوز 1 عدد
5.بی متال 1 عدد
6.سیم مشکی برای فاز و سیم آبی برای نول

نحوه اتصال:

ابتدا سیم فاز به یک فیوز و از آن جا به یک بی متال برده شد.

خروجی بی متال به شستی استپ رفته و از آن جا به دو انشعاب  تقسیم شد.

از انشعاب اول به استپ شستی دوبل یک رفت و خروجی آن به استارت شستی دوبل دو رفت.

از خروجی استارت شتسی دوبل دو به تیغه بسته کنتاکتور دوم رفته و از آن جا به بوبین کنتاکتور اول وصل شد.

تیغه باز کنتاکتور اول برای پایداری مدار با ورودی استپ شستی دوبل یک و با خروجی استارت شستی دوبل دو موازی شد.
از انشعاب دوم به ورودی استپ شستی دوبل دو وصل شد. و خروجی آن به استارت شستی دوبل یک رفت.

از خروجی استارت شستی دوبل یک به تیغه بسته کنتاکتور اول رفته و از آن جا به بوبین کنتاکتور دوم وصل شد.

تیغه باز کنتاکتور دوم برای پایداری مدار با ورودی استپ شستی دوبل دو و خروجی استارت شستی دوبل یک موازی شد.

مجدد خروجی شستی استپ به دو انشعاب تقسیم شد.

از انشعاب اول به باز کنتاکتور اول وصل شد و خروجی آن به ورودی استپ شستی دوبل سه وصل شد و خروجی آن به بسته کنتاکتور مثلث رفت و خروجی بسته به بوبین کنتاکتور ستاره وصل شد.

از انشعاب دوم به باز کنتاکتور دوم وصل شد و خروجی آن به ورودی استارت شستی دوبل سه وصل شد.و خروجی آن به بسته کنتاکتور ستاره رفت.وخروجی بسته به بوبین کنتاکتور مثلث وصل شد.

تیغه باز کنتاکتور مثلث برای پایداری مدار با دو سر استارت شستی دوبل سه موازی شد. همچنین خروجی باز کنتاکتور اول و کنتاکتور دوم به هم وصل شد.

سیم نول نیز در آخر به طرف دیگر کنتاکتورها وصل شد.

 

 


شرح مدار:

زمانی که شستی دوبل یک زده شد جریان از تیغه بسته کنتاکتور اول عبور کرد.وبه بوبین کنتاکتور دوم رسید.

با مغناطیس شدن بوبین کنتاکتور دوم تیغه های باز آن بسته و تیغه های بسته آن باز شد.

با بسته شدن تیغه باز کنتاکتور دوم جریان جاری شد و سپس با عبور از تیغه بسته کنتاکتور مثلث به بوبین کنتاکتور ستاره رسید و موتور هم زمان به صورت راستگرد ستازه شروع به کار کرد.

با زدن شستی دوبل سه جریان کنتاکتور ستاره قطع شد و جریان جاری شده از تیغه باز کنتاکتور دوم که بسته شده بود پس از عبور از بسته کنتاکتور ستاره به بوبین کنتاکتور مثلث رسید و مدار هم زمان به صورت راستگرد،مثلث به کار خود ادامه داد.

با زدن شستی استپ مدار کاملاٌ قطع شد.

با زدن شستی دوبل دو جریان پس از عبور از تیغه بسته کنتاکتور دوم به بوبین کنتاکتور اول رسید.

با مغناطیس شدن بوبین کنتاکتور اول تیغه های باز آن بسته و تیغه های بسته آن باز شد.

با بسته شدن تیغه باز کنتاکتور اول جریان جاری شد و پس از عبور از تیغه بسته کنتاکتور مثلث به بوبین کنتاکتور ستاره رسید و همزمان به صورت چپگرد،ستاره شروع به کار کرد.

با زدن شستی دوبل سه جریان کنتاکتور ستاره قطع شد و جریان جاری شده از تیغه باز کنتاکتور اول که بسته شده بود پس از عبور از بسته کنتاکتور ستاره به بوبین کنتاکتور مثلث رسید.و مدار هم زمان به صورت چپگرد،مثلث به کار خود ادامه داد.

نکات مهم:

1.دلیل استفاده از شستی های دوبل این است که اگر احیاناٌ دو شستی همزمان فشار داده شوند،مسیر جریان برای هیچ یک از کنتاکتور ها برقرار نشود.

2.از تیغه های باز کنتاکتورها برای پایداری آن ها در مدار استفاده می کنیم.

3.دلیل استفاده تیغه های بسته کنتاکتورها در مسیر یکدیگر این است که اگر به طور مثال موتور به صورت چپگرد در حال کار است امکان راه اندازی راستگرد وجود نداشته باشد.

4.دلیل استفاده از تیغه های باز کنتاکتورهای اول و دوم در مسیر کنتاکتورهای ستاره،مثلث این است که اگر به طور مثال موتور به صورت راستگرد در حال کار است تیغه مربوط به همان کنتاکتور بسته شود تا حالت ستاره،مثلث برای حالت راستگرد اجرا شود.

 

 

 

 

 

 


2-مدار چپگرد،راستگرد و ستاره،مثلث با تغییر گردش آنی(دستی)

وسایل و تجهیزات لازم:

1.کنتاکتور 4 عدد
2. شستی استپ 1 عدد
3. شستی دوبل 3 عدد
4.فیوز 1 عدد
5.بی متال 1 عدد
6.سیم مشکی برای فاز و سیم آبی برای نول

نحوه اتصال:

ابتدا سیم فاز به یک فیوز و از آن جا به یک بی متال برده شد.

خروجی بی متال به شستی استپ رفته و از آن جا به دو انشعاب  تقسیم شد.

از انشعاب اول به استپ شستی دوبل یک رفت و خروجی آن به استارت شستی دوبل دو رفت.

از خروجی استارت شتسی دوبل دو به تیغه بسته کنتاکتور دوم رفته و از آن جا به بوبین کنتاکتور اول وصل شد.

تیغه باز کنتاکتور اول برای پایداری مدار،با دو سر استارت شستی دوبل دو موازی شد.

از انشعاب دوم به ورودی استپ شستی دوبل دو وصل شد. و خروجی آن به استارت شستی دوبل یک رفت.

از خروجی استارت شستی دوبل یک به تیغه بسته کنتاکتور اول رفته و از آن جا به بوبین کنتاکتور دوم وصل شد.

تیغه باز کنتاکتور دوم برای پایداری مدار،با دو سر استارت شستی دوبل یک موازی شد.

مجدد خروجی شستی استپ به دو انشعاب تقسیم شد.

از انشعاب اول به باز کنتاکتور اول وصل شد و خروجی آن به ورودی استپ شستی دوبل سه وصل شد و خروجی آن به بسته کنتاکتور مثلث رفت و خروجی بسته به بوبین کنتاکتور ستاره وصل شد.

از انشعاب دوم به باز کنتاکتور دوم وصل شد و خروجی آن به ورودی استارت شستی دوبل سه وصل شد.و خروجی آن به بسته کنتاکتور ستاره رفت.وخروجی بسته به بوبین کنتاکتور مثلث وصل شد.

تیغه باز کنتاکتور مثلث برای پایداری مدار با دو سر استارت شستی دوبل سه موازی شد. همچنین خروجی باز کنتاکتور اول و کنتاکتور دوم به هم وصل شد.

سیم نول نیز در آخر به طرف دیگر کنتاکتورها وصل شد.

 

 

 

 


شرح مدار:

زمانی که شستی دوبل یک زده شد جریان از تیغه بسته کنتاکتور اول عبور کرد.وبه بوبین کنتاکتور دوم رسید.

با مغناطیس شدن بوبین کنتاکتور دوم تیغه های باز آن بسته و تیغه های بسته آن باز شد.

با بسته شدن تیغه باز کنتاکتور دوم جریان جاری شد و سپس با عبور از تیغه بسته کنتاکتور مثلث به بوبین کنتاکتور ستاره رسید و موتور هم زمان به صورت راستگرد ستاره شروع به کار کرد.

با زدن شستی دوبل سه جریان کنتاکتور ستاره قطع شد و جریان جاری شده از تیغه باز کنتاکتور دوم که بسته شده بود پس از عبور از بسته کنتاکتور ستاره به بوبین کنتاکتور مثلث رسید و مدار هم زمان به صورت راستگرد،مثلث به کار خود ادامه داد.

با زدن شستی دوبل دو مسیر جریان کنتاکتور دوم قطع شد و مسیر جریان کنتاکتور اول بر قرار شد.(تغییر گردش آنی)

با مغناطیس شدن بوبین کنتاکتور اول تیغه های باز آن بسته و تیغه های بسته آن باز شد.

با بسته شدن تیغه باز کنتاکتور اول جریان جاری شد و پس از عبور از تیغه بسته کنتاکتور مثلث به بوبین کنتاکتور ستاره رسید و همزمان به صورت چپگرد،ستاره شروع به کار کرد.

با زدن شستی دوبل سه جریان کنتاکتور ستاره قطع شد و جریان جاری شده از تیغه باز کنتاکتور اول که بسته شده بود پس از عبور از بسته کنتاکتور ستاره به بوبین کنتاکتور مثلث رسید.و مدار هم زمان به صورت چپگرد،مثلث به کار خود ادامه داد.

 

نکات مهم:

1.با موازی کردن تیغه های باز کنتاکتورها با دو سر استارت شستی های دوبل، امکان تغییر گردش سریع و آنی را،برای موتور فراهم کردیم.به این ترتیب که بازدن هرکدام ازشستی های
دوبل، می توان تغییر گردش آنی را مشاهده کرد.

2.دلیل این موضوع که چرا زمانی که فرضاٌ موتور به صورت راستگرد،مثلث در حال کار است با زدن شستی دوبل دیگر موتور به صورت چپگرد،ستاره به کار خود ادامه می دهد این است که، زمانی که شستی دوبل دو زده می شود مسیر کنتاکتور دوم قطع شده و مسیر کنتاکتور اول برقرار می شود.در نتیجه تیغه باز کنتاکتور دوم که بسته بوده باز می شود و تیغه باز آن بسته می شود و جریان از این طریق به بوبین کنتاکتور ستاره رسیده و موتور به صورت چپگرد،ستاره به کار خود ادمه می دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

3-مدار چپگرد،راستگرد و ستاره،مثلث(اتوماتیک)

وسایل و تجهیزات لازم:

1.کنتاکتور 4 عدد
2. شستی استپ 1 عدد
3. شستی دوبل 2 عدد
4.تایمر 1 عدد
5.فیوز 1 عدد
6.بی متال 1 عدد
7.سیم مشکی برای فاز و سیم آبی برای نول

نحوه اتصال:

ابتدا سیم فاز به یک فیوز و از آن جا به یک بی متال برده شد.

خروجی بی متال به شستی استپ رفته و از آن جا به دو انشعاب  تقسیم شد.

از انشعاب اول به استپ شستی دوبل یک رفت و خروجی آن به استارت شستی دوبل دو رفت.

از خروجی استارت شتسی دوبل دو به تیغه بسته کنتاکتور دوم رفته و از آن جا به بوبین کنتاکتور اول وصل شد.

تیغه باز کنتاکتور اول برای پایداری مدار با ورودی استپ شستی دوبل یک و با خروجی استارت شستی دوبل دو موازی شد.
از انشعاب دوم به ورودی استپ شستی دوبل دو وصل شد. و خروجی آن به استارت شستی دوبل یک رفت.

از خروجی استارت شستی دوبل یک به تیغه بسته کنتاکتور اول رفته و از آن جا به بوبین کنتاکتور دوم وصل شد.

تیغه باز کنتاکتور دوم برای پایداری مدار با ورودی استپ شستی دوبل دو و خروجی استارت شستی دوبل یک موازی شد.

مجدد خروجی شستی استپ به دو انشعاب تقسیم شد.

از انشعاب اول به باز کنتاکتور اول وصل شد و خروجی آن به ورودی تیغه بسته تایمر وصل شد و خروجی آن به بسته کنتاکتور مثلث رفت و خروجی بسته به بوبین کنتاکتور ستاره وصل شد.

از انشعاب دوم به باز کنتاکتور دوم وصل شد و خروجی آن به ورودی تیغه باز تایمروصل شد. و خروجی آن به بسته کنتاکتور ستاره رفت.وخروجی بسته به بوبین کنتاکتور مثلث وصل شد.

تیغه باز کنتاکتور مثلث برای پایداری مدار با دو سر تیغه باز تایمر موازی شد.
همچنین خروجی باز کنتاکتور اول و کنتاکتور دوم به هم وصل شد.

انشعابی از این اتصال گرفته شد و به دیگر تیغه بسته کنتاکتور مثلث رفت و از آن جا به تایمر وصل شد.

سیم نول نیز در آخر به طرف دیگر کنتاکتورها و تایمر وصل شد.

 

 


شرح مدار:

زمانی که شستی دوبل یک زده شد جریان از تیغه بسته کنتاکتور اول عبور کرد.وبه بوبین کنتاکتور دوم رسید.

با مغناطیس شدن بوبین کنتاکتور دوم تیغه های باز آن بسته و تیغه های بسته آن باز شد.

با بسته شدن تیغه باز کنتاکتور دوم جریان جاری شد و سپس با عبور از تیغه بسته کنتاکتور مثلث به بوبین کنتاکتور ستاره رسید و موتور هم زمان به صورت راستگرد ستاره شروع به کار کرد.
 جریان نیز از بسته کنتاکتور مثلث گذشته و تایمر شروع به کار کرد.

پس از گذشت زمان معین تایمر عمل کرده،تیغه بسته آن باز و تیغه باز آن بسته شد.

جریان کنتاکتور ستاره قطع شد و جریان جاری شده از تیغه باز کنتاکتور دوم که بسته شده بود پس از عبور از بسته کنتاکتور ستاره به بوبین کنتاکتور مثلث رسید و مدار هم زمان به صورت راستگرد،مثلث به کار خود ادامه داد.

با زدن شستی استپ مدار کاملاٌ قطع شد.

با زدن شستی دوبل دو جریان پس از عبور از تیغه بسته کنتاکتور دوم به بوبین کنتاکتور اول رسید.

با مغناطیس شدن بوبین کنتاکتور اول تیغه های باز آن بسته و تیغه های بسته آن باز شد.

با بسته شدن تیغه باز کنتاکتور اول جریان جاری شد و پس از عبور از تیغه بسته کنتاکتور مثلث به بوبین کنتاکتور ستاره رسید و همزمان به صورت چپگرد،ستاره شروع به کار کرد.

جریان نیز از بسته کنتاکتور مثلث گذشته و تایمر شروع به کار کرد.

پس از گذشت زمان معین تایمر عمل کرده،تیغه بسته آن باز و تیغه باز آن بسته شد.

جریان کنتاکتور ستاره قطع شد و جریان جاری شده از تیغه باز کنتاکتور اول که بسته شده بود پس از عبور از بسته کنتاکتور ستاره به بوبین کنتاکتور مثلث رسید.و مدار هم زمان به صورت چپگرد،مثلث به کار خود ادامه داد.

نکات مهم:

برای این که پس از عملکرد تایمر،این وسیله به عنوان مصرف کننده در مدار قرار نگیرد، تیغه بسته کنتاکتور مثلث در مسیر آن قرار داده شد.

 

 

 

 

 

 

 

 


4-مدار چپگرد،راستگرد و ستاره،مثلث با تغییر گردش آنی (اتوماتیک)

وسایل و تجهیزات لازم:

1.کنتاکتور 4 عدد
2. شستی استپ 1 عدد
3. شستی دوبل 2 عدد
4.تایمر 1 عدد
5.فیوز 1 عدد
6.بی متال 1 عدد
7.سیم مشکی برای فاز و سیم آبی برای نول

نحوه اتصال:

ابتدا سیم فاز به یک فیوز و از آن جا به یک بی متال برده شد.

خروجی بی متال به شستی استپ رفته و از آن جا به دو انشعاب  تقسیم شد.

از انشعاب اول به استپ شستی دوبل یک رفت و خروجی آن به استارت شستی دوبل دو رفت.

از خروجی استارت شتسی دوبل دو به تیغه بسته کنتاکتور دوم رفته و از آن جا به بوبین کنتاکتور اول وصل شد.

تیغه باز کنتاکتور اول برای پایداری مدار،با دو سر استارت شستی دوبل دو موازی شد.

از انشعاب دوم به ورودی استپ شستی دوبل دو وصل شد. و خروجی آن به استارت شستی دوبل یک رفت.

از خروجی استارت شستی دوبل یک به تیغه بسته کنتاکتور اول رفته و از آن جا به بوبین کنتاکتور دوم وصل شد.

تیغه باز کنتاکتور دوم برای پایداری مدار،با دو سر استارت شستی دوبل یک موازی شد.

مجدد خروجی شستی استپ به دو انشعاب تقسیم شد.

از انشعاب اول به باز کنتاکتور اول وصل شد و خروجی آن به ورودی تیغه بسته تایمر وصل شد و خروجی آن به بسته کنتاکتور مثلث رفت و خروجی بسته به بوبین کنتاکتور ستاره وصل شد.

از انشعاب دوم به باز کنتاکتور دوم وصل شد و خروجی آن به ورودی تیغه باز تایمروصل شد. و خروجی آن به بسته کنتاکتور ستاره رفت.وخروجی بسته به بوبین کنتاکتور مثلث وصل شد.

تیغه باز کنتاکتور مثلث برای پایداری مدار با دو سر تیغه باز تایمر موازی شد.
همچنین خروجی باز کنتاکتور اول و کنتاکتور دوم به هم وصل شد.

انشعابی از این اتصال گرفته شد و به دیگر تیغه بسته کنتاکتور مثلث رفت و از آن جا به تایمر وصل شد.

سیم نول نیز در آخر به طرف دیگر کنتاکتورها و تایمر وصل شد.

 

شرح مدار:

زمانی که شستی دوبل یک زده شد جریان از تیغه بسته کنتاکتور اول عبور کرد.وبه بوبین کنتاکتور دوم رسید.

با مغناطیس شدن بوبین کنتاکتور دوم تیغه های باز آن بسته و تیغه های بسته آن باز شد.

با بسته شدن تیغه باز کنتاکتور دوم جریان جاری شد و سپس با عبور از تیغه بسته کنتاکتور مثلث به بوبین کنتاکتور ستاره رسید و موتور هم زمان به صورت راستگرد ستاره شروع به کار کرد.

جریان نیز از بسته کنتاکتور مثلث گذشته و تایمر شروع به کار کرد.

پس از گذشت زمان معین تایمر عمل کرده،تیغه بسته آن باز و تیغه باز آن بسته شد.

جریان کنتاکتور ستاره قطع شد و جریان جاری شده از تیغه باز کنتاکتور دوم که بسته شده بود پس از عبور از بسته کنتاکتور ستاره به بوبین کنتاکتور مثلث رسید و مدار هم زمان به صورت راستگرد،مثلث به کار خود ادامه داد.

با زدن شستی دوبل دو مسیر جریان کنتاکتور دوم قطع شد و مسیر جریان کنتاکتور اول بر قرار شد.(تغییر گردش آنی)

با مغناطیس شدن بوبین کنتاکتور اول تیغه های باز آن بسته و تیغه های بسته آن باز شد.

با بسته شدن تیغه باز کنتاکتور اول جریان جاری شد و پس از عبور از تیغه بسته کنتاکتور مثلث به بوبین کنتاکتور ستاره رسید و همزمان به صورت چپگرد،ستاره شروع به کار کرد.

جریان نیز از بسته کنتاکتور مثلث گذشته و تایمر شروع به کار کرد.
پس از گذشت زمان معین تایمر عمل کرده،تیغه بسته آن باز و تیغه باز آن بسته شد.

جریان کنتاکتور ستاره قطع شد و جریان جاری شده از تیغه باز کنتاکتور اول که بسته شده بود پس از عبور از بسته کنتاکتور ستاره به بوبین کنتاکتور مثلث رسید.و مدار هم زمان به صورت چپگرد،مثلث به کار خود ادامه داد.

نکات مهم:

با قرار دادن تایمر به جای شستی دوبل سه،مدار از حالت دستی به  حالت اتوماتیک تغییر عملکرد داد.

 

+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت 11:9 |

آموزش مدار منطقی

گیت EX-NOR(آشکار ساز برابری)
این گیت همان گیت EXOR است که در خروجی آن یک NOT اضافه شده است
تابع خروجی آن به صورت زیر می باشد:
F=AB+AB
شکل :exnor
F=AB+AB A B
1 0 0
0 1 0
0 0 1
1 1 1

اگر یکی از ورودیهای گیت EX-NOR را صفر کنیم به صورت یک گیت NOT عمل می کند و اگر یکی از ورودیها را یک کنیم به صورت یک بافر عمل می کند.(عکس گیت EX-OR)

فعلا خدانگهدار




بافر سه حالته یا (3-StateBuffer)
همانطور که از نامش پیداست یک بافر است که دارای ورودی.کنترل وخروجی می باشد در این بافر در صورتی که به کنترل ولتاژ 0ولت اعمال شود در این صورت خروجی نداریم(خروجی High Impedance خواهد بود) ولی در صورتی که کنترل +5 ولت باشد خروجی برابر با ورودی خواهد بود.
به جدول زیر نگاهی بیندازید.

خروجی کنترل ورودی
High Impedance 0 0
0 1
High Impedance 0 1
1 1

آی سی TTL شماره 74365 شامل 6 بافر سه حالته با دو ورودی Enable است




بافر

بافر عنصری است که اطلاعات را بدون تغییر از خودش عبور می دهد
1- ساخت بافر با کمک گیت XOR :
اگر یکی از پایه های گیت XOR را به زمین ( 0ولت) متصل کنیم و دیگری را به ورودی .در این صورت ورودی بدون تغییر در خروجی ظاهر می شود (برای اثبات شما می توانید در تابع خروجی XOR یکی از ورودیها را صفر بدهید وخروجی را به دست آورید)

2- ساخت معکوس کننده با کمک :XOR
برای این منظور اگر یکی از پایه های XOR را به Vcc(+5 ولت) وصل کرده ودیگری را به ورودی در این صورت خروجی برابر با معکوس ورودی خواهد بود.

(توجه:بافر علاوه بر اینکه اطلاعات را تغییر نمی دهد.به عنوان تقویت کننده هم عمل می کند(تقویت جریان) بنابر این می توان از بافرها به عنوان تقویت کننده هم بهره جست)
علاوه بر روشهای بالا برای ساخت بافر آی سی بافر هم وجود دارد
IC CMOS No:4010 و IC TTL No: 7407

پست بعدی3State Buffer یا بافر سه حالته
تا درودی دیگر بدرود.



بررسی گیت XOR
(يا اشکار ساز نابرابری)
نام این گیت Exclusive OR می باشد.و زمانی خروجی آن یک می شود که ورودیها برابر نباشند.
F=AB+AB A B
0 0 0
1 1 0
1 0 1
0 1 1
تابع خروجی این گیت F=AB+AB می باشد .

• گیت XOR را به کمک گیتهای ANDو ORو NOTپیاده سازی کنید.


گیت NAND:
در این گیت خروجیAND معکوس (NOT) شده وبه عنوان خروجی استفاده می گردد.
شکل:
تابع خروجی NAND معکوس خروجی AND می باشد

F=A.B
A B No
1 0 0 0
1 1 0 1
1 0 1 2
0 1 1 3
در گیت NAND زمانی خروجی 1 است که حداقل یکی از ورودیها صفر باشد.
آی سی TTL شماره 7400 شامل 4 عدد گیت NAND دو ورودی می باشد.
آی سی CMOS شماره 4011 شامل 4 عدد گیت NAND دو ورودی می باشد.

گیت NOR:
در این گیت خروجی ORمعکوس (NOT) شده وبه عنوان خروجی استفاده می گردد
شکل:
جدول صحت:
F=A+B
A B No
1 0 0 0
0 1 0 1
0 0 1 2
0 1 1 3
خروجی یک گیت NOR زمانی صفر است که حداقل یکی از ورودیهای آن 1 باشد.
طبق قانون دمرگان خروجی NOR به صورت زیر هم است:
F=A+B » F=A.B
آی سی TTL شماره 7402 شامل 4 عدد گیت NOR دو ورودی می باشد.
آی سی CMOS شماره 4001شامل 4 عدد گیت NOR دو ورودی می باشد.
(اگر به مشکلی برخوردید یا اطلاعات بیشتری خواستید پیغام بگذارید)

تا درودی دیگر بدرود

¤امروز چند مورد از قوانین جبر بول را براتون می گم(لازم میشه)

A+1=1
1
A*1=A
2
A+Ā =1
3
A.Ā=0
4
A+0=A
5
A.0=0
6
A+A=A
7
A.A=A
8
قانون زیر به قانون دمرگان معروف است اما این قانون زیر مجموعه قضیه شانون است و به صورت زیر بیان می گردد:
1- AB =A + B 2- A+B = A . B

فعلا Goodbye


بررسی گیتهای منطقی


3- بررسی گیتNOT

این گیت در ازای ورودی (0یا 1) معکوس آن را به خروجی می فرستد.
در صورتی که ورودی این گیت را A بنامیم و خروجی را OUT در این صورت جدول صحت آن به صورت زیر است:

OUT A No
1 0 0
0 1 1

* از این پس گیتNOT را با علامت‾ می شناسیم مثلا:Ā
* گیت NOT فقط یک ورودی دارد
معرفی IC
آی سی تی تی ال(TTL)شماره 7404 یک آی سی NOT می باشد که شامل6 عدد گیت NOT می باشد.
آی سی سی موس((CMOS شماره 4009 یک آی سی OR می باشد که شامل 6عدد گیت NOT می باشد.(دارای 16 پایه است)


تا روزی دیگر حق یارتان




بررسی گیت AND


2- بررسی گیت AND یا("و"منطقی)

همانطور که از نامش پیداست مانند "و" رفتار می کند یعنی در صورتی که یکی از ورودیهای آن 0 ولت (از این پس: 0ولت =صفر) یا صفر باشد خروجی آن صفر خواهد بود.
در صورتی که یکی از ورودیهای این گیت را A و دیگری را B بنامیم و خروجی را OUT در این صورت جدول صحت(یا Truth Table) آن به صورت زیر است:

OUT=A.B B A No
0 0 0 0
0 1 0 1
0 0 1 2
1 1 1 3

* از این پس گیت AND را با علامت . می شناسیم

معرفی IC
آی سی تی تی ال(TTL)شماره 7408 یک آی سی ANDمی باشد که شامل 4 عدد گیت ANDدو ورودی می باشد.
آی سی سی موس((CMOS شماره 4081 یک آی سی AND می باشد که شامل 4 عدد گیتAND دو ورودی می باشد.


تا روزی ديگر حق يارتان






بررسی گیتهای منطقی


1- بررسی گیت OR یا(انفصال منطقی "یا")

همانطور که از نامش پیداست مانند "یا" رفتار می کند یعنی در صورتی که یکی از ورودیهای آن 5 ولت (از این پس: 5ولت = یک) یا یک باشد خروجی آن یک خواهد بود.
در صورتی که یکی از ورودیهای این گیت را A و دیگری را B بنامیم و خروجی را OUT در این صورت جدول صحت(یا Truth Table) آن به صورت زیر است:

OUT=A+B B A No
0 0 0 0
1 1 0 1
1 0 1 2
1 1 1 3

* از این پس گیت OR را با علامت + می شناسیم
* اگر n متغیر داشته باشیم در این صورت 2ⁿ حالت داریم (پس در اینجا 2متغیر داریم بنابراین 4 حالت داریم که از 0تا 3 می باشند)
* روش پر کردن جدول صحت از ارزش کمتر (0البته در این مثال) به ارزش بیشتر (3) می باشد

معرفی IC
آی سی تی تی ال(TTL)شماره 7432 یک آی سی OR می باشد که شامل 4 عدد گیت OR دو ورودی می باشد.
آی سی سی موس((CMOS شماره 4072 یک آی سی OR می باشد که شامل 2 عدد گیت OR سه ورودی می باشد.
(همه گیتها به جز NOT می توانند چندین ورودی داشته باشند)
در صورتی که مایلید جدول صحت آی سی 4072 را رسم کنید
+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 و ساعت 13:2 |
آیا می‌دانید IC ( آی سی) چیست؟ و چه انگیزه‌ای باعث اختراع IC شد؟



حروف اختصاری IC از دو کلمه انگلیسی integrated circuit به معنی مدار مجتمع گرفته شده است. پیش از اخترا ع IC ،مدارهای الکترونیکی ازتعداد زیادی قطعه یا المان الکتریکی تشکیل می‌شدند. این مدارات فضای زیادی را اشغال می‌کردند و توان الکتریکی بالایی نیز مصرف می‌کردند. و این، امکان بوجود آمدن نقص و عیب در مدار را افزایش می‌داد. همچنین سرعت پایینی هم داشتند. IC ، تعداد زیادی عناصر الکتریکی را که بیشتر آنها ترانزیستور هستند، در یک فضای کوچک درون خود جای داده است و همین پدیده است که باعث شده امروزه دستگاه‌های الکترونیکی کاربرد چشمگیری در همه جا و در همه زمینه‌ها داشته باشند.
seven segment : نمایشگر هفت قسمتی


برای نشان دادن اعداد در ساعتهای دیجیتالی ،چراغ راهنما، ماشین حساب ، ترازوی دیجیتالی و...از یک قطعه به نام seven segment یا هفت قسمتی استفاده می کنند .که اغلب به رنگ سبزو قرمزهستند. این قطعه در واقع یک IC است که دارای هفت LED (دیود نورانی) می باشد وروشن یا خاموش بودن این LED ها اعداد را به ما نشان میدهد . همان طور که در شکل زیر مشاهده می کنید اگر هرکدام از این هفت قسمت را با حروف a b c d e f g در جهت عقربه های ساعت نام گذاری کنیم، آنگاه مثلا برای نمایش عدد"1" کافیست که فقط حرفهای b وc روشن بشوند:



حال به مدار زیر دقت کنید:




اگر شما در ورودی مدار یکی از ارقام 0تا 9 را وارد کنید ، seven segment عدد شما را به صورت دیجیتالی نمایش می دهد .
ابتدا معادل دودویی (باینری ) عدد خود را بدست آورید .مثلا :

معادل باینری 8 ، 1000 می باشد .

عدد دودویی خود را از راست به چپ به ترتیب با A و B و C و D
نام گذاری می کنیم رقم A ،کم ارزش ترین ورقم D با ارزش ترین رقم است .
ما نیاز به یک IC با شماره 7447 داریم . پایه های ورودی آن مربوط به قرار دادن معادل دودویی عدد ما است .خروجی های ان نیز مانند شکل به ورودی های seven segmentمتصل می گردند .
پایه های A,B,C,D را به چهار سوئیچ متصل می کنیم .قرار گرفتن سوئیچ ها در وضعیت بالا وپایین ، صفر ویک بودن رقم مارا مشخص می کند .
IC 7447 ،یک دیکدر BCD به هفت قسمتی نام دارد این دیکدر یک عدد دهدهی به فرم BCDرا دریافت نموده وکد هفت قسمتی مربوط به آن را تولید می کند.
مدارات زیاد دیگری نیز وجود دارند که کارهای مختلفی را انجام می دهند . مثلا مداری که از عدد دلخواهی شروع به شمارش می کند ویکی یکی کم می کند تا به صفر برسد(تایمر).یا مداری که از صفر شروع به شمارش می کند ویکی یکی اضافه می کند و دارای کلید شروع و توقف می باشد (کرنومتر).
+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 و ساعت 13:0 |
آی سی 555 جزء آی سی های تایمر محسوب می شود .دارای کاربرد فراوانی در مدارات و بخصوص در تکنیک پالس می باشد .بعلت ساختمان و نوع طراحی ، با این Ic و چند عدد مقاومت و خازن می توان انواع مدارات منواستابل و آستابل و مدارات تایمر و مولد شکل موج را طراحی و اجرا نمود

آی سی 555 جزء آی سی های تایمر محسوب می شود .دارای کاربرد فراوانی در مدارات و بخصوص در تکنیک پالس می باشد .بعلت ساختمان و نوع طراحی ، با این Ic و چند عدد مقاومت و خازن می توان انواع مدارات منواستابل و آستابل و مدارات تایمر و مولد شکل موج را طراحی و اجرا نمود .مزیت این IC  تولید تایم بیسهای (time base) نسبتا دقیق (بدون استفاده از کریستال ) ، تقریبا مستقل از تغیرات ولتاژ منبع تغذیه و حرارت می باشد.این IC در بسته های 8 پایه DIP(دو ردیف پایه قرینه در طرفین  Dual Inline Package) و نوع دیگر Metal can package (قابلمه ای) که در انواع قدیمیتر و یا در جاهائیکه دفع حرارت بیشتر مورد نیاز باشد ، ساخته می شود.


ولتاژ تغذیه IC چیزی بین 5 تا 15 ولت و حداکثر 18 ولت است . خروجی این IC (پایه 3) دارای دو سطح ولتاژ بالا (نزدیک به VCC) و پائین (نزدیک بهGND) است .و باری را که تا 200 میلی آمپر جریان بکشد ، می تواند تغذیه کند.از این رو مستقیما بسیاری از رله ها و یا بلندگوها و... رابدون استفاده از طبقات تقویت کننده جریان اضافی با این IC می توان تحریک نمود.برای بررسی نحوه کار IC ابتدا مدار داخلی آن را به صورت شکاتیک بررسی می کنیم.

الف)- تغذیه :


                        پایه 8 به یک ولتاژ مثبت و پایه 1 به زمین وصل می شود.تا تغذیه IC فراهم گردد (در شمای داخلی خطوط تغذیه فلیپ فلاپ ، مقایسه کننده ، بافر تقویت کننده جریان و VREF رسم نشده است)با توجه به شکل ولتاژ VCC  روی سه عدد مقاومت 5 کیلو اهمی (وجه تسمیه این IC یعنی 555) تقسیم شده و با توجه به امپدانس ورودی زیاد مقایسه کننده­ها ، ولتاژهای 2/3VCC و VCC/3 را به ترتیب در ورودی منفی تقویت کننده اول و ورودی مثبت مقایسه کننده دوم بوجود می­آورد.


 


ب­)- خروجی:


                        پایه 3 از طریق یک تقویت کننده جریان  ولتاژ خروجی فلیپ فلاپ را برای استفاده  در خارج IC منتقل می کند.


 


ج)- تریگر:


                                    چنانچه ولتاژ پایه 2 از VCC/3 کمتر شود ،با توجه به ورودی های مقایسه کننده آنالوگ دوم  خروجی این این مقایسه کننده بالا رفته و باعث ست شدن فلیپ فلاپ Q=1 ( که با لبه بالا رونده کار می کند)می گردد.یعنی خروجی فلیپ فلاپ یا خروجی خود IC در این حالت بالا می رود و حتی اگر ولتاژ پایه 2 باز هم از VCC/3 بیشتر شود و خروجی مقایسه کننده پایین بیاید تغییری در خروجی مشاهده نمی­شود.


د)-ترشولد :


                                    چنانچه ولتاژ پایه 6 از 2/3VCC ( یا ولتاژ پایه 5(  بیشتر شود ، با توجه به ورودی های مقایسه کننده­ی اول ،خروجی مقایسه کننده High شده و فلیپ فلاپ را Reset و خروجی IC را صفر می کند.


ه )-دشارژ :


                                    همانطور که از روی شکل پیداست، هنگامی که فلیپ فلاپ ست باشد خروجی Q' فلیپ فلاپ ترانزیستور Q1 را قطع خواهد کرد (ولتاژ بیس صفر می شود)اما در هنگام Reset ترازیستور اشباع شده ، پایه 7 به زمین وصل می­شود . از این عمل بیشتر برای تخلیه خازن و رفتن به سیکل بعدی تایمینگ استفاده می شود .ولی بسته به نوع مدار و نظر طراح ، می تواند استفاده های دیگری هم داشته باشد .


و) کنترل ولتاژ:


                  اگر بخواهیم ولتاژ آستانه بالایی (ترشولد Vu ) و آستانه پایینی (تریگر Vl)  موجود در ورودی منفی مقایسه کننده اول و ورودی مثبت مقایسه کننده دوم ،همان 2/3VCC و VCC/3 بماند با این پایه )5( کاری نداریم فقط برای تثبیت تغییرات ناگهانی ولتاژ ( ناشی از عدم تثبیت تغذیه یا عوامل دیگر بخصوص در زمان تغییر وضعیت فلیپ فلاپ) این پایه را با یک خازن 0.001 تا 0.1 میکرو فاراد با کیفیت خوب وصل می کنیم .آزاد گذاشتن این پایه در فرکانس های کم و جاهائیکه منبع تغذیه دارای تثبیت خوبی است و نویز کم است ، اشکالی ندارد . و اما چنانچه بخواهیم ولتاژ های آستانه را خودمان تغییر داده یا کنترل کنیم با اعمال هر منبع ولتاژی ( با مقاومت داخلی در حدود کمتر از 5 کیلو اهم) به پایه 5 ،همان ولتاژ برابر Vu و نصف آن برابر Vl خواهد بود . از این پایه برای مدولاسیون پهنای پالس یا کنترل تاخیر بوسیله ولتاژ و. .. استفاده می شود .


ز ) Reset:


                  پایه 4 در صورت عدم استفاده معمولا با یک مقاومت یا به طور مستقیم به پایه 8 (VCC) وصل میشود ، تا احتمالا نویز یا الکریسیته القائی باعث تحریک ناخواسته آن نشود .در صورتیکه بخواهیم از این پایه استفاده کنیم معمولا آن را با یک مقاومت به Vcc وصل می کنیم و هنگامیکه این پایه حتی برای یک لحظه زمین  کنیم ،ترانزیستور Q2 اشباع شده Vref رابه فلیپ فلاپ اعمال کرده باعث رست شدن آن می شود . Reset شدن فلیپ فلاپ توسط پایه 4 مستقل از وضعیت پایه های 2و6 بوده و خروجی IC حتما Low می شود.

+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 و ساعت 12:54 |

امروز میخوام در مورد سیم پیچی وانواع آن در موتور های AC برای شما مطلب بنویسم .

                   

                           سیم پیچی موتورهای جریان متناوب

سیم پیچی موتورهای الکتریکی جریان متناوب بصورتهای مختلف امکان پذیر میباشد .بطوری که میتوان این موتورها را با کلافهای یک اندازه ویا در اندازه های مختلف و به صورت یک طبقهیا دو طبقه و با شیار کامل  یا با شیار کسری سیمپیچی نمود. همچنین انواع اتصالا ت بین کلافها یا کروه کلافها نیز امکان پذیر میباشد.

انتخاب روش مناسبی برای سیم پیچی یک موتور الکتریکی گاه ساده بوده وگاهی نیز احتیاج به برسی های مختلف دارد . مثلا در خیلی از مواقع لازم میشود که سیم پیچی یک موتور سوخته را تعویض نماییم . در این صورت میتوان با برسی و دقت در سیم پیچی سوخته و برداشتن یک نقشه ساده ومشخصات لازم ازروی آن مجددا همان سیم پیچی  را تکرار نمود .

اما اگر بخواهیم سیم پیچی را مثلا برای تغییر قطب تغییر ولتاژ ویا تغییر فاز (یک فاز به سه فاز وبلعکس ) دوباره انجام دهیم در این صورت لازم میشود که ابتدا یک نقشه با نحوه اتصال مناسب برای موتور موجود طراحی نمود تعداد دور وقطر سیم را محاسبه کرده وسپس سیم پیچی را انجام دهیم.

در این جا ابتدا به برسی طریقه تعویض سیم پیچی یک موتور سوخته که خیلی از مراحل انجام آن در موارد دیگر نیز مورد استفاده میباشد پرداخته وپس از آن حالتها وروشهای مختلف سیم پیچی و طریقه طراحی ومحاسبه  آن ها شرح داده میشود وسپس به بحث مختصری در باره سیم پیچی عملی آرمیچر می پردازیم.   

+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 22:11 |

بسمه تعالي

با نام يزدان پاك يكتا سخن خويش را آغاز ميكنيم .

من چند مدتي بود كه نمي توانستم .در مورد مدارات برق وسيستم هاي نصب وراه اندازي و آشنايي با قطعات برقي مصرف در صنعت به  شما كاربران گرامي مطالبي بنويسم انشا الله از امروز تصميم گرفته ام در اين زمينه اطلاعاتي چند در اختيار شما عزيزان قرار بدم.

 

فصل(1) آشنايي با لوازم وقطعات مصرف در تابلو هاي  برق:

  

1)      كنتاكتور : قطعه اي مستطيل شكل كه داراي 4 ورودي و4 خروجي ميباشد.

 

2)      بي متال : قطعه اي مستطيل شكل كه از آن ميتوان به  فيوز حرارتي نام برد.

 

 

3)      استارت استوپ : همانند شستي كار ميكند.

 

4)      فيوز منياتوري

 

 

5)      كنترل فاز: وسيله الكترونيكي است كه براي محافظت از افت ولتاژ وجلوگيري از دو فاز شدن برق سه فاز به كار ميرود. ((البته در تابلوهاي تك فاز كاربردي ندارد .))

 

6)      كنترل سطح مايعات : وسيله الكترونيكي است كه براي محافظت پمپ هاي كشاورزي  از كاهش سطح مايعات جلوگيري ميكند .

 

7)      چراغ سيگنال : براي نمايش هر فاز تابلو.

 

8)      كانال : براي عبور دادن سيمها از داخل آن مورد استفاده قرار ميگيرد .

 

9)      ترمينال : براي اتصال دو سيم به يك د يگر مورد استفاده قرار ميگيرد .

 

10)  ولت متر : به دو صورت آنالوگ وديجيتال وجود دارد و براي سنجش ولتاژ به كار ميرود .

 

11)  آمپر متر: به دو صورت آنالوگ وديجيتال وجود دارد و براي سنجش مقدار جريان مصرفي به كار ميرود.

 

12)  بيزر يا آژير: براي اطلاع كاربر در مواقع خطر .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل (2) طريقه نصب فلوتر يا كنترل سطح مايعات:

 

 

 

1) براي نصب كنترل سطح مايعات بايد اول از هر چيز به مدار داخلي وكنتاكتها و ترمينالهاي آن توجه كرد.

الف) ترمينال ها فلوتر:

 

1) 18: كنتاكت باز فلوتر مي باشد .

 

2) 16: كنتاكت بسته فلوتر  مي باشد كه با بوبين كنتاكتور سري ميشود.

 

3) 15: مشترك با فاز ميباشد كه با بوبين كنتاكتور سري ميشود.

 

4) A1: ترمينال فاز ورودي مدار ميباشد.

 

5) A2: ترمينال نول ورودي مدار ميباشد.

 

6) E1:اين ترمينال به الكترود معلق سطح بالا وصل ميشود .

 

7) E2: اين ترمينال به الكترود معلق سطح پايين مايع  وصل ميشود.

 

8) M :اين ترمينال  به بدنه فلزي مخزن يا به الكترود معلق پايين ترين قسمت وصل ميشود.

 

*مشخصات فني

 

1- ولتاژتغذ يه                : 220 V  AC  50HZ

2- رله خروجي              : يك كنتاكت باز وبسته

3- جريان كنتاكت            : 8 آمپر

4- عمر كنتاكت              : 10 ميليونبار قطع و وصل

5- سيگنال E1-LVL       : نشان سطح بالاي مايع

    6- سيگنال E2-LVL        : نشان سطح پايين مايع

 

 

**تنظيم حساسيت SENS

 

·        حساسيت رله فلوتر توسط پتانسيو متر دستگاه از  (1K)اهم الي 20K)) اهم قابل تنظيم ميباشد . براي  محلولهاي با قابليت هدايت زياد مانند محلولهاي قليايي / اسيدي نمك دار از حداقل حساسيت (1K) وبراي محلولهايي با قابليت هدايت كم مانند آب مقطر از حد اكثر حساسيت ((20K استفاده ميشود . براي آب هاي معمولي  تنظيم (   ( 10Kپتانسومتر مناسب مي باشد.

 

فصل(3) طریقه نصب کنترل فاز :

 

الف) مشخصات فنی:

 

1) ولتاژ تغذیه:...................................................سه فاز 380 و لت 50 هرتز

 

2) حساسیت عدم تقارن:.......................................3% الی 30%

 

3) زمان تاخیر در وصل :...................................از 1 الی 30 ثانیه قابل تنظیم می باشد.

 

4) زمان تاخیر در قطع :..................................... از 1 الی 15 ثانیه قابل تنظیم می باشد.

 

5) فیوز داخلی :................................................10 آمپر در مسیر کنتاکت 15

 

6) اعلام خطای قطع وجابجایی فاز:........................نشانگر LED) ) قرمز (P)

 

7) اعلام خطای کاهش ولتاژ:............................... نشانگر LED) ) قرمز(<U)

 

8) اعلام خطای افزایش ولتاژ:.............................. نشانگر LED) ) قرمز((U<

 

9) اعلام وجود ولتاژ تغذیه :................................. نشانگر  (LED) سبز (U)

 

 

+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 19:51 |
http://ahad.bizhat.com/persian/flash/links/money.htm
+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384 و ساعت 14:56 |
احسان
+ نوشته شده توسط احسان ایلائی در دوشنبه پنجم دی 1384 و ساعت 14:38 |


Powered By
BLOGFA.COM