انواع دیود
|
|
|
|


و
و 


|
|
|
|
در سال 1895Guglilemo Marconi یک مهندس و مخترع ایتالیایی ، تکنولوژی جدیدی را که به وسیله نیکولا تسلا ابداع شده بود را بوسیله فرستادن سیگنال رادیویی فرا تر از یک مایل عملی ساخت بدین ترتیب ارتباطات بی سیم متولد شد اما موانع زیادی برای همه گیر شده این تکنولوژی وجود داشت.
مشکل آشکار سازی
اولین و مهمترین مشکل آشکار سازی بود.
امواج رادیویی که حامل اطلاعات بودند بایستی بدون سیم انتقال می یافتند اما مشکلی که وجود داشت این بودکه رسیور ها می بایست سیگنال حاوی اطلاعات را تشخیص می دادند.
کشف یک فیزیکدان آلمانی بانام Ferdinand Braun ابزاری برای حل این مسئله شد. Braun کشف کرده بود که شیشه می تواند جریان را در یک جهت آنهم در یک شرایط مشخص از خود عبور دهد.این مشاهده یکسو سازی نام نهاده شد.
Braun و دیگران این کشف را برای ساختن آشکار ساز در گیرنده های رادیویی به کار بردند. عملکرد یکسو سازی باعث می شود که کریستال موج حامل را از قسمت سیگنال حاوی اطلاعات تشخیص دهد.
تقویت
مجموعه های کریستالی فقط زمانی کار می کردند که موج رادیویی برای آشکار سازی به اندازه کافی قوی بود.اما امواج بر اثر فاصله ضعیف می شدند و توان خود را از دست می دادند.و حتی در صورتی که موج آشکار سازی هم می شد اپراتور فقط به وسیله headset قادر به شنیدن سیگنال پخش شده از دستگاه بود.
بنابراین برای اینکه ان تکنولوژی جدید ( ارتباط بی سیم ) کاربردی شود و با بلندی صدای خوبی نیز پخش شود نیاز به یک تقویت کننده بود.
لامپ های خلاء یکسو ساز
گام اول برای حل این مشکل توسطJohn Ambrose Fleming برداته شد.John یک فیزیکدان انگلیسی بود که برای بهبود دریافت سیگنالهای بیسیم تحقیق می کرد.
بر اساس تحقیقات او بر روی "اثر ادیسون" ( گرایش ذرات سیاه برای سیاه کردن سطح داخلی لامپ حبابی در نتیجه ی عبور جریان در یک جهت )، فلمینگ سیستم گیرنده ی رادیویی را با لامپ حبابی که دارای دو الکترود بود مجهز کرد.
در نتیجه ی این اصلاح لامپ حبابی ، الکترونها از کاتود به آنود جریان پیدا می کردند . به محض اینکه جریان از الکترود منفی به الکترود مثبت در داخل حباب جاری می شد،نوسان سیگنال ورودی در جهت جریان قابل آشکار شدن یکسو می گردید.
تقویت کنندگی لامپ خلاء
گام بعدی که در این زمینه برداشته شد اختراع یک آمریکایی با نام Lee De Forest بود این اختراع او یک نو آوری بود که در لامپ خلاء فلمینپ انجام داد. این نو آوری اضافه کردن الکترود سوم بود.این الکترود شبکه ای از سیمهای کوچک بود که که کاتود را احاطه کرده بودند.
پتانسیل منفی این الکترود ، جریان الکترود ها را از کاتود به آنود کنترل می کرد . با کاهش پتانسیل منفی الکترود میزان جاری شدن الکترون ها از داخل حباب افزایش می یافت به ان ترتیب یک تقویت کننده جریان ساخته شد.
1-مدار چپگرد،راستگرد و ستاره،مثلث(دستی)
وسایل و تجهیزات لازم:
1.کنتاکتور 4 عدد
2. شستی استپ 1 عدد
3. شستی دوبل 3 عدد
4.فیوز 1 عدد
5.بی متال 1 عدد
6.سیم مشکی برای فاز و سیم آبی برای نول
نحوه اتصال:
ابتدا سیم فاز به یک فیوز و از آن جا به یک بی متال برده شد.
خروجی بی متال به شستی استپ رفته و از آن جا به دو انشعاب تقسیم شد.
از انشعاب اول به استپ شستی دوبل یک رفت و خروجی آن به استارت شستی دوبل دو رفت.
از خروجی استارت شتسی دوبل دو به تیغه بسته کنتاکتور دوم رفته و از آن جا به بوبین کنتاکتور اول وصل شد.
تیغه باز کنتاکتور اول برای پایداری مدار با ورودی استپ شستی دوبل یک و با خروجی استارت شستی دوبل دو موازی شد.
از انشعاب دوم به ورودی استپ شستی دوبل دو وصل شد. و خروجی آن به استارت شستی دوبل یک رفت.
از خروجی استارت شستی دوبل یک به تیغه بسته کنتاکتور اول رفته و از آن جا به بوبین کنتاکتور دوم وصل شد.
تیغه باز کنتاکتور دوم برای پایداری مدار با ورودی استپ شستی دوبل دو و خروجی استارت شستی دوبل یک موازی شد.
مجدد خروجی شستی استپ به دو انشعاب تقسیم شد.
از انشعاب اول به باز کنتاکتور اول وصل شد و خروجی آن به ورودی استپ شستی دوبل سه وصل شد و خروجی آن به بسته کنتاکتور مثلث رفت و خروجی بسته به بوبین کنتاکتور ستاره وصل شد.
از انشعاب دوم به باز کنتاکتور دوم وصل شد و خروجی آن به ورودی استارت شستی دوبل سه وصل شد.و خروجی آن به بسته کنتاکتور ستاره رفت.وخروجی بسته به بوبین کنتاکتور مثلث وصل شد.
تیغه باز کنتاکتور مثلث برای پایداری مدار با دو سر استارت شستی دوبل سه موازی شد. همچنین خروجی باز کنتاکتور اول و کنتاکتور دوم به هم وصل شد.
سیم نول نیز در آخر به طرف دیگر کنتاکتورها وصل شد.
شرح مدار:
زمانی که شستی دوبل یک زده شد جریان از تیغه بسته کنتاکتور اول عبور کرد.وبه بوبین کنتاکتور دوم رسید.
با مغناطیس شدن بوبین کنتاکتور دوم تیغه های باز آن بسته و تیغه های بسته آن باز شد.
با بسته شدن تیغه باز کنتاکتور دوم جریان جاری شد و سپس با عبور از تیغه بسته کنتاکتور مثلث به بوبین کنتاکتور ستاره رسید و موتور هم زمان به صورت راستگرد ستازه شروع به کار کرد.
با زدن شستی دوبل سه جریان کنتاکتور ستاره قطع شد و جریان جاری شده از تیغه باز کنتاکتور دوم که بسته شده بود پس از عبور از بسته کنتاکتور ستاره به بوبین کنتاکتور مثلث رسید و مدار هم زمان به صورت راستگرد،مثلث به کار خود ادامه داد.
با زدن شستی استپ مدار کاملاٌ قطع شد.
با زدن شستی دوبل دو جریان پس از عبور از تیغه بسته کنتاکتور دوم به بوبین کنتاکتور اول رسید.
با مغناطیس شدن بوبین کنتاکتور اول تیغه های باز آن بسته و تیغه های بسته آن باز شد.
با بسته شدن تیغه باز کنتاکتور اول جریان جاری شد و پس از عبور از تیغه بسته کنتاکتور مثلث به بوبین کنتاکتور ستاره رسید و همزمان به صورت چپگرد،ستاره شروع به کار کرد.
با زدن شستی دوبل سه جریان کنتاکتور ستاره قطع شد و جریان جاری شده از تیغه باز کنتاکتور اول که بسته شده بود پس از عبور از بسته کنتاکتور ستاره به بوبین کنتاکتور مثلث رسید.و مدار هم زمان به صورت چپگرد،مثلث به کار خود ادامه داد.
نکات مهم:
1.دلیل استفاده از شستی های دوبل این است که اگر احیاناٌ دو شستی همزمان فشار داده شوند،مسیر جریان برای هیچ یک از کنتاکتور ها برقرار نشود.
2.از تیغه های باز کنتاکتورها برای پایداری آن ها در مدار استفاده می کنیم.
3.دلیل استفاده تیغه های بسته کنتاکتورها در مسیر یکدیگر این است که اگر به طور مثال موتور به صورت چپگرد در حال کار است امکان راه اندازی راستگرد وجود نداشته باشد.
4.دلیل استفاده از تیغه های باز کنتاکتورهای اول و دوم در مسیر کنتاکتورهای ستاره،مثلث این است که اگر به طور مثال موتور به صورت راستگرد در حال کار است تیغه مربوط به همان کنتاکتور بسته شود تا حالت ستاره،مثلث برای حالت راستگرد اجرا شود.
2-مدار چپگرد،راستگرد و ستاره،مثلث با تغییر گردش آنی(دستی)
وسایل و تجهیزات لازم:
1.کنتاکتور 4 عدد
2. شستی استپ 1 عدد
3. شستی دوبل 3 عدد
4.فیوز 1 عدد
5.بی متال 1 عدد
6.سیم مشکی برای فاز و سیم آبی برای نول
نحوه اتصال:
ابتدا سیم فاز به یک فیوز و از آن جا به یک بی متال برده شد.
خروجی بی متال به شستی استپ رفته و از آن جا به دو انشعاب تقسیم شد.
از انشعاب اول به استپ شستی دوبل یک رفت و خروجی آن به استارت شستی دوبل دو رفت.
از خروجی استارت شتسی دوبل دو به تیغه بسته کنتاکتور دوم رفته و از آن جا به بوبین کنتاکتور اول وصل شد.
تیغه باز کنتاکتور اول برای پایداری مدار،با دو سر استارت شستی دوبل دو موازی شد.
از انشعاب دوم به ورودی استپ شستی دوبل دو وصل شد. و خروجی آن به استارت شستی دوبل یک رفت.
از خروجی استارت شستی دوبل یک به تیغه بسته کنتاکتور اول رفته و از آن جا به بوبین کنتاکتور دوم وصل شد.
تیغه باز کنتاکتور دوم برای پایداری مدار،با دو سر استارت شستی دوبل یک موازی شد.
مجدد خروجی شستی استپ به دو انشعاب تقسیم شد.
از انشعاب اول به باز کنتاکتور اول وصل شد و خروجی آن به ورودی استپ شستی دوبل سه وصل شد و خروجی آن به بسته کنتاکتور مثلث رفت و خروجی بسته به بوبین کنتاکتور ستاره وصل شد.
از انشعاب دوم به باز کنتاکتور دوم وصل شد و خروجی آن به ورودی استارت شستی دوبل سه وصل شد.و خروجی آن به بسته کنتاکتور ستاره رفت.وخروجی بسته به بوبین کنتاکتور مثلث وصل شد.
تیغه باز کنتاکتور مثلث برای پایداری مدار با دو سر استارت شستی دوبل سه موازی شد. همچنین خروجی باز کنتاکتور اول و کنتاکتور دوم به هم وصل شد.
سیم نول نیز در آخر به طرف دیگر کنتاکتورها وصل شد.
شرح مدار:
زمانی که شستی دوبل یک زده شد جریان از تیغه بسته کنتاکتور اول عبور کرد.وبه بوبین کنتاکتور دوم رسید.
با مغناطیس شدن بوبین کنتاکتور دوم تیغه های باز آن بسته و تیغه های بسته آن باز شد.
با بسته شدن تیغه باز کنتاکتور دوم جریان جاری شد و سپس با عبور از تیغه بسته کنتاکتور مثلث به بوبین کنتاکتور ستاره رسید و موتور هم زمان به صورت راستگرد ستاره شروع به کار کرد.
با زدن شستی دوبل سه جریان کنتاکتور ستاره قطع شد و جریان جاری شده از تیغه باز کنتاکتور دوم که بسته شده بود پس از عبور از بسته کنتاکتور ستاره به بوبین کنتاکتور مثلث رسید و مدار هم زمان به صورت راستگرد،مثلث به کار خود ادامه داد.
با زدن شستی دوبل دو مسیر جریان کنتاکتور دوم قطع شد و مسیر جریان کنتاکتور اول بر قرار شد.(تغییر گردش آنی)
با مغناطیس شدن بوبین کنتاکتور اول تیغه های باز آن بسته و تیغه های بسته آن باز شد.
با بسته شدن تیغه باز کنتاکتور اول جریان جاری شد و پس از عبور از تیغه بسته کنتاکتور مثلث به بوبین کنتاکتور ستاره رسید و همزمان به صورت چپگرد،ستاره شروع به کار کرد.
با زدن شستی دوبل سه جریان کنتاکتور ستاره قطع شد و جریان جاری شده از تیغه باز کنتاکتور اول که بسته شده بود پس از عبور از بسته کنتاکتور ستاره به بوبین کنتاکتور مثلث رسید.و مدار هم زمان به صورت چپگرد،مثلث به کار خود ادامه داد.
نکات مهم:
1.با موازی کردن تیغه های باز کنتاکتورها با دو سر استارت شستی های دوبل، امکان تغییر گردش سریع و آنی را،برای موتور فراهم کردیم.به این ترتیب که بازدن هرکدام ازشستی های
دوبل، می توان تغییر گردش آنی را مشاهده کرد.
2.دلیل این موضوع که چرا زمانی که فرضاٌ موتور به صورت راستگرد،مثلث در حال کار است با زدن شستی دوبل دیگر موتور به صورت چپگرد،ستاره به کار خود ادامه می دهد این است که، زمانی که شستی دوبل دو زده می شود مسیر کنتاکتور دوم قطع شده و مسیر کنتاکتور اول برقرار می شود.در نتیجه تیغه باز کنتاکتور دوم که بسته بوده باز می شود و تیغه باز آن بسته می شود و جریان از این طریق به بوبین کنتاکتور ستاره رسیده و موتور به صورت چپگرد،ستاره به کار خود ادمه می دهد.
3-مدار چپگرد،راستگرد و ستاره،مثلث(اتوماتیک)
وسایل و تجهیزات لازم:
1.کنتاکتور 4 عدد
2. شستی استپ 1 عدد
3. شستی دوبل 2 عدد
4.تایمر 1 عدد
5.فیوز 1 عدد
6.بی متال 1 عدد
7.سیم مشکی برای فاز و سیم آبی برای نول
نحوه اتصال:
ابتدا سیم فاز به یک فیوز و از آن جا به یک بی متال برده شد.
خروجی بی متال به شستی استپ رفته و از آن جا به دو انشعاب تقسیم شد.
از انشعاب اول به استپ شستی دوبل یک رفت و خروجی آن به استارت شستی دوبل دو رفت.
از خروجی استارت شتسی دوبل دو به تیغه بسته کنتاکتور دوم رفته و از آن جا به بوبین کنتاکتور اول وصل شد.
تیغه باز کنتاکتور اول برای پایداری مدار با ورودی استپ شستی دوبل یک و با خروجی استارت شستی دوبل دو موازی شد.
از انشعاب دوم به ورودی استپ شستی دوبل دو وصل شد. و خروجی آن به استارت شستی دوبل یک رفت.
از خروجی استارت شستی دوبل یک به تیغه بسته کنتاکتور اول رفته و از آن جا به بوبین کنتاکتور دوم وصل شد.
تیغه باز کنتاکتور دوم برای پایداری مدار با ورودی استپ شستی دوبل دو و خروجی استارت شستی دوبل یک موازی شد.
مجدد خروجی شستی استپ به دو انشعاب تقسیم شد.
از انشعاب اول به باز کنتاکتور اول وصل شد و خروجی آن به ورودی تیغه بسته تایمر وصل شد و خروجی آن به بسته کنتاکتور مثلث رفت و خروجی بسته به بوبین کنتاکتور ستاره وصل شد.
از انشعاب دوم به باز کنتاکتور دوم وصل شد و خروجی آن به ورودی تیغه باز تایمروصل شد. و خروجی آن به بسته کنتاکتور ستاره رفت.وخروجی بسته به بوبین کنتاکتور مثلث وصل شد.
تیغه باز کنتاکتور مثلث برای پایداری مدار با دو سر تیغه باز تایمر موازی شد.
همچنین خروجی باز کنتاکتور اول و کنتاکتور دوم به هم وصل شد.
انشعابی از این اتصال گرفته شد و به دیگر تیغه بسته کنتاکتور مثلث رفت و از آن جا به تایمر وصل شد.
سیم نول نیز در آخر به طرف دیگر کنتاکتورها و تایمر وصل شد.
شرح مدار:
زمانی که شستی دوبل یک زده شد جریان از تیغه بسته کنتاکتور اول عبور کرد.وبه بوبین کنتاکتور دوم رسید.
با مغناطیس شدن بوبین کنتاکتور دوم تیغه های باز آن بسته و تیغه های بسته آن باز شد.
با بسته شدن تیغه باز کنتاکتور دوم جریان جاری شد و سپس با عبور از تیغه بسته کنتاکتور مثلث به بوبین کنتاکتور ستاره رسید و موتور هم زمان به صورت راستگرد ستاره شروع به کار کرد.
جریان نیز از بسته کنتاکتور مثلث گذشته و تایمر شروع به کار کرد.
پس از گذشت زمان معین تایمر عمل کرده،تیغه بسته آن باز و تیغه باز آن بسته شد.
جریان کنتاکتور ستاره قطع شد و جریان جاری شده از تیغه باز کنتاکتور دوم که بسته شده بود پس از عبور از بسته کنتاکتور ستاره به بوبین کنتاکتور مثلث رسید و مدار هم زمان به صورت راستگرد،مثلث به کار خود ادامه داد.
با زدن شستی استپ مدار کاملاٌ قطع شد.
با زدن شستی دوبل دو جریان پس از عبور از تیغه بسته کنتاکتور دوم به بوبین کنتاکتور اول رسید.
با مغناطیس شدن بوبین کنتاکتور اول تیغه های باز آن بسته و تیغه های بسته آن باز شد.
با بسته شدن تیغه باز کنتاکتور اول جریان جاری شد و پس از عبور از تیغه بسته کنتاکتور مثلث به بوبین کنتاکتور ستاره رسید و همزمان به صورت چپگرد،ستاره شروع به کار کرد.
جریان نیز از بسته کنتاکتور مثلث گذشته و تایمر شروع به کار کرد.
پس از گذشت زمان معین تایمر عمل کرده،تیغه بسته آن باز و تیغه باز آن بسته شد.
جریان کنتاکتور ستاره قطع شد و جریان جاری شده از تیغه باز کنتاکتور اول که بسته شده بود پس از عبور از بسته کنتاکتور ستاره به بوبین کنتاکتور مثلث رسید.و مدار هم زمان به صورت چپگرد،مثلث به کار خود ادامه داد.
نکات مهم:
برای این که پس از عملکرد تایمر،این وسیله به عنوان مصرف کننده در مدار قرار نگیرد، تیغه بسته کنتاکتور مثلث در مسیر آن قرار داده شد.
4-مدار چپگرد،راستگرد و ستاره،مثلث با تغییر گردش آنی (اتوماتیک)
وسایل و تجهیزات لازم:
1.کنتاکتور 4 عدد
2. شستی استپ 1 عدد
3. شستی دوبل 2 عدد
4.تایمر 1 عدد
5.فیوز 1 عدد
6.بی متال 1 عدد
7.سیم مشکی برای فاز و سیم آبی برای نول
نحوه اتصال:
ابتدا سیم فاز به یک فیوز و از آن جا به یک بی متال برده شد.
خروجی بی متال به شستی استپ رفته و از آن جا به دو انشعاب تقسیم شد.
از انشعاب اول به استپ شستی دوبل یک رفت و خروجی آن به استارت شستی دوبل دو رفت.
از خروجی استارت شتسی دوبل دو به تیغه بسته کنتاکتور دوم رفته و از آن جا به بوبین کنتاکتور اول وصل شد.
تیغه باز کنتاکتور اول برای پایداری مدار،با دو سر استارت شستی دوبل دو موازی شد.
از انشعاب دوم به ورودی استپ شستی دوبل دو وصل شد. و خروجی آن به استارت شستی دوبل یک رفت.
از خروجی استارت شستی دوبل یک به تیغه بسته کنتاکتور اول رفته و از آن جا به بوبین کنتاکتور دوم وصل شد.
تیغه باز کنتاکتور دوم برای پایداری مدار،با دو سر استارت شستی دوبل یک موازی شد.
مجدد خروجی شستی استپ به دو انشعاب تقسیم شد.
از انشعاب اول به باز کنتاکتور اول وصل شد و خروجی آن به ورودی تیغه بسته تایمر وصل شد و خروجی آن به بسته کنتاکتور مثلث رفت و خروجی بسته به بوبین کنتاکتور ستاره وصل شد.
از انشعاب دوم به باز کنتاکتور دوم وصل شد و خروجی آن به ورودی تیغه باز تایمروصل شد. و خروجی آن به بسته کنتاکتور ستاره رفت.وخروجی بسته به بوبین کنتاکتور مثلث وصل شد.
تیغه باز کنتاکتور مثلث برای پایداری مدار با دو سر تیغه باز تایمر موازی شد.
همچنین خروجی باز کنتاکتور اول و کنتاکتور دوم به هم وصل شد.
انشعابی از این اتصال گرفته شد و به دیگر تیغه بسته کنتاکتور مثلث رفت و از آن جا به تایمر وصل شد.
سیم نول نیز در آخر به طرف دیگر کنتاکتورها و تایمر وصل شد.
شرح مدار:
زمانی که شستی دوبل یک زده شد جریان از تیغه بسته کنتاکتور اول عبور کرد.وبه بوبین کنتاکتور دوم رسید.
با مغناطیس شدن بوبین کنتاکتور دوم تیغه های باز آن بسته و تیغه های بسته آن باز شد.
با بسته شدن تیغه باز کنتاکتور دوم جریان جاری شد و سپس با عبور از تیغه بسته کنتاکتور مثلث به بوبین کنتاکتور ستاره رسید و موتور هم زمان به صورت راستگرد ستاره شروع به کار کرد.
جریان نیز از بسته کنتاکتور مثلث گذشته و تایمر شروع به کار کرد.
پس از گذشت زمان معین تایمر عمل کرده،تیغه بسته آن باز و تیغه باز آن بسته شد.
جریان کنتاکتور ستاره قطع شد و جریان جاری شده از تیغه باز کنتاکتور دوم که بسته شده بود پس از عبور از بسته کنتاکتور ستاره به بوبین کنتاکتور مثلث رسید و مدار هم زمان به صورت راستگرد،مثلث به کار خود ادامه داد.
با زدن شستی دوبل دو مسیر جریان کنتاکتور دوم قطع شد و مسیر جریان کنتاکتور اول بر قرار شد.(تغییر گردش آنی)
با مغناطیس شدن بوبین کنتاکتور اول تیغه های باز آن بسته و تیغه های بسته آن باز شد.
با بسته شدن تیغه باز کنتاکتور اول جریان جاری شد و پس از عبور از تیغه بسته کنتاکتور مثلث به بوبین کنتاکتور ستاره رسید و همزمان به صورت چپگرد،ستاره شروع به کار کرد.
جریان نیز از بسته کنتاکتور مثلث گذشته و تایمر شروع به کار کرد.
پس از گذشت زمان معین تایمر عمل کرده،تیغه بسته آن باز و تیغه باز آن بسته شد.
جریان کنتاکتور ستاره قطع شد و جریان جاری شده از تیغه باز کنتاکتور اول که بسته شده بود پس از عبور از بسته کنتاکتور ستاره به بوبین کنتاکتور مثلث رسید.و مدار هم زمان به صورت چپگرد،مثلث به کار خود ادامه داد.
نکات مهم:
با قرار دادن تایمر به جای شستی دوبل سه،مدار از حالت دستی به حالت اتوماتیک تغییر عملکرد داد.
آی سی 555 جزء آی سی های تایمر محسوب می شود .دارای کاربرد فراوانی در مدارات و بخصوص در تکنیک پالس می باشد .بعلت ساختمان و نوع طراحی ، با این Ic و چند عدد مقاومت و خازن می توان انواع مدارات منواستابل و آستابل و مدارات تایمر و مولد شکل موج را طراحی و اجرا نمود .مزیت این IC تولید تایم بیسهای (time base) نسبتا دقیق (بدون استفاده از کریستال ) ، تقریبا مستقل از تغیرات ولتاژ منبع تغذیه و حرارت می باشد.این IC در بسته های 8 پایه DIP(دو ردیف پایه قرینه در طرفین Dual Inline Package) و نوع دیگر Metal can package (قابلمه ای) که در انواع قدیمیتر و یا در جاهائیکه دفع حرارت بیشتر مورد نیاز باشد ، ساخته می شود.
ولتاژ تغذیه IC چیزی بین 5 تا 15 ولت و حداکثر 18 ولت است . خروجی این IC (پایه 3) دارای دو سطح ولتاژ بالا (نزدیک به VCC) و پائین (نزدیک بهGND) است .و باری را که تا 200 میلی آمپر جریان بکشد ، می تواند تغذیه کند.از این رو مستقیما بسیاری از رله ها و یا بلندگوها و... رابدون استفاده از طبقات تقویت کننده جریان اضافی با این IC می توان تحریک نمود.برای بررسی نحوه کار IC ابتدا مدار داخلی آن را به صورت شکاتیک بررسی می کنیم.
الف)- تغذیه :
پایه 8 به یک ولتاژ مثبت و پایه 1 به زمین وصل می شود.تا تغذیه IC فراهم گردد (در شمای داخلی خطوط تغذیه فلیپ فلاپ ، مقایسه کننده ، بافر تقویت کننده جریان و VREF رسم نشده است)با توجه به شکل ولتاژ VCC روی سه عدد مقاومت 5 کیلو اهمی (وجه تسمیه این IC یعنی 555) تقسیم شده و با توجه به امپدانس ورودی زیاد مقایسه کنندهها ، ولتاژهای 2/3VCC و VCC/3 را به ترتیب در ورودی منفی تقویت کننده اول و ورودی مثبت مقایسه کننده دوم بوجود میآورد.
ب)- خروجی:
پایه 3 از طریق یک تقویت کننده جریان ولتاژ خروجی فلیپ فلاپ را برای استفاده در خارج IC منتقل می کند.
ج)- تریگر:
چنانچه ولتاژ پایه 2 از VCC/3 کمتر شود ،با توجه به ورودی های مقایسه کننده آنالوگ دوم خروجی این این مقایسه کننده بالا رفته و باعث ست شدن فلیپ فلاپ Q=1 ( که با لبه بالا رونده کار می کند)می گردد.یعنی خروجی فلیپ فلاپ یا خروجی خود IC در این حالت بالا می رود و حتی اگر ولتاژ پایه 2 باز هم از VCC/3 بیشتر شود و خروجی مقایسه کننده پایین بیاید تغییری در خروجی مشاهده نمیشود.
د)-ترشولد :
چنانچه ولتاژ پایه 6 از 2/3VCC ( یا ولتاژ پایه 5( بیشتر شود ، با توجه به ورودی های مقایسه کنندهی اول ،خروجی مقایسه کننده High شده و فلیپ فلاپ را Reset و خروجی IC را صفر می کند.
ه )-دشارژ :
همانطور که از روی شکل پیداست، هنگامی که فلیپ فلاپ ست باشد خروجی Q' فلیپ فلاپ ترانزیستور Q1 را قطع خواهد کرد (ولتاژ بیس صفر می شود)اما در هنگام Reset ترازیستور اشباع شده ، پایه 7 به زمین وصل میشود . از این عمل بیشتر برای تخلیه خازن و رفتن به سیکل بعدی تایمینگ استفاده می شود .ولی بسته به نوع مدار و نظر طراح ، می تواند استفاده های دیگری هم داشته باشد .
و) کنترل ولتاژ:
اگر بخواهیم ولتاژ آستانه بالایی (ترشولد Vu ) و آستانه پایینی (تریگر Vl) موجود در ورودی منفی مقایسه کننده اول و ورودی مثبت مقایسه کننده دوم ،همان 2/3VCC و VCC/3 بماند با این پایه )5( کاری نداریم فقط برای تثبیت تغییرات ناگهانی ولتاژ ( ناشی از عدم تثبیت تغذیه یا عوامل دیگر بخصوص در زمان تغییر وضعیت فلیپ فلاپ) این پایه را با یک خازن 0.001 تا 0.1 میکرو فاراد با کیفیت خوب وصل می کنیم .آزاد گذاشتن این پایه در فرکانس های کم و جاهائیکه منبع تغذیه دارای تثبیت خوبی است و نویز کم است ، اشکالی ندارد . و اما چنانچه بخواهیم ولتاژ های آستانه را خودمان تغییر داده یا کنترل کنیم با اعمال هر منبع ولتاژی ( با مقاومت داخلی در حدود کمتر از 5 کیلو اهم) به پایه 5 ،همان ولتاژ برابر Vu و نصف آن برابر Vl خواهد بود . از این پایه برای مدولاسیون پهنای پالس یا کنترل تاخیر بوسیله ولتاژ و. .. استفاده می شود .
ز ) Reset:
پایه 4 در صورت عدم استفاده معمولا با یک مقاومت یا به طور مستقیم به پایه 8 (VCC) وصل میشود ، تا احتمالا نویز یا الکریسیته القائی باعث تحریک ناخواسته آن نشود .در صورتیکه بخواهیم از این پایه استفاده کنیم معمولا آن را با یک مقاومت به Vcc وصل می کنیم و هنگامیکه این پایه حتی برای یک لحظه زمین کنیم ،ترانزیستور Q2 اشباع شده Vref رابه فلیپ فلاپ اعمال کرده باعث رست شدن آن می شود . Reset شدن فلیپ فلاپ توسط پایه 4 مستقل از وضعیت پایه های 2و6 بوده و خروجی IC حتما Low می شود.